روی خط خبر

iranian

لیست مطالب مرتبط با برچسب iranian در صفحه ی 1

تیکه کلام - سه خصلتی که افغانی ها رو عاشق من کرد!

محمد، جوانی اهل افغانستان هست که سرایدار یکی از ساختمان های نوساز در منطقه ی مسکونی جدید ماست. مدتها قبل برای نظافت خونه پیداش کردم و تا حالا چندین بار به خونه ی ما اومده و انقدر بچه ی با معرفتی هست که براش فرقی نمیکنه من چقدر بهش پول بدم و چه موقعی کار داشته باشم، هر وقت بهش زنگ میزنم بلافاصله خودش رو میرسونه و هرکاری داشته باشم با جون و دل و خیلی دقیق انجام میده. قبل از عید ازش خواسته بودم که اگر لوله کش میشناسه معرفی کنه. با اینکه بعدش دیگه من بهش زنگ نزدم، چندین بار خودش زنگ زد و به شدت پیگی...

تیکه کلام - دخترهای زیبای خانه دریا

بعد از ظهر با برادرم ماشین رو برداشتیم و از محل اقامت خودمون رفتیم به شهرک «خانه دریا». این شهرک که کنار ساحل محمودآباد ساخته شده، مربوط به بخش خصوصی هست و افراد بسیار پولدار ایران در اونجا ویلا دارند. و من صرفا برای اینکه دخترها رو از نزدیک ببینم اونجا رفتم.برادرم میگه آقای علی انصاری که غول بازار مبل و جزو ۵ مولتی میلیاردر ایران هست در این شهرک یک کاخ بزرگ داره. فضای شهرک کاملا باز و آزاد هست و دخترها و زنها معمولا کاملا بی حجاب تردد می کنند و اکثر آدم ها با سگ هاشون تا لب ساحل میان. دختر و پس...

تیکه کلام - توصیه یک فرمانده به من

یکی از فرماندهان ارشد دوران جنگ که چند باری برای من دختر معرفی کرده بود و خواستگاری هم رفتم و نپسندیدم، یک بار به من میگفت: برو با یک دختر دوست شو. بابا و مامانتو ول کن، خودت یکیو پیدا کن. همش توی ذهنمه که بهش بگم: حاجی! از کجا دوست دختر پیدا کنم؟ الان ۱۴ ساله که توی اینترنت فقط به نیت اینکه یک دختر پیدا کنم اومدم، ولی هیچ کسی نیست. خود جنابش دو تا زن داره، فکر میکنه پیدا کردن دختر راحته. موندم که بقیه آدما چطوری انقدر راحت به دختر میرسن و چی میشه دخترا انقدر راحت با پسرا دوست میشن؟من باید چیکار...

تیکه کلام - به خاطر دختر این کارا رو کردم

سال ۹۷، من تمرکزم رو گذاشتم رو سال ۹۸، گفتم ارتودنسی میرم که یک سال و نیم طول میکشه و تا قبل از ازدواجم دندونام کاملا صاف و مرتب شده باشه.باشگاه بدنسازی رفتم گفتم دیگه از سال ۹۸ اگه یه دختر زنم بشه ، یه شوهر خوش اندام داشته باشه نه اینکه شکم داشته باشم.تنها کسی که برای رفتن به خونه ی جدید تلاش کرد من بودم و گفتم انقدر تلاشمو میکنم که بعد از سالها از یک خونه ی درب و داغون، جایی بریم که منطقه ی خوب تهران باشه و خونه مون هم امروزی باشه. به خیال اینکه وقتی خواستگاری میریم، دختر و خانوادش توی خونه ا...

تیکه کلام - سوالایی که موقع مسافرت عذابم میده

از یک جایی به بعد نباید دختر کنار آدم میومد؟از یک سفر به بعد نباید دختری همراه آدم می بود؟وقتی میرم لب دریا، یک بار نباید یک دختر با من میومد لب دریا؟یک بار نباید مثلا یک دختر عکس بچگی های منو میدید و من در مورد خاطراتم بهش توضیح میدادم؟یک بار نباید بهش میگفتم که در فلان سفر چقدر تنها بودم و دوست داشتم تو پیشم باشی؟یک بار نباید یکی از زندگی من سوال میکرد و میگفت چقدر بزرگ شدی؟ چقدر تغییر کردی؟به یک دختر نباید نشون میدادم بابا و مامانم چقدر غیر قابل تحمل ان و با بودن اون چقدر زندگی بهتر شده؟از یک...

تیکه کلام - محمد رضا رودکی و من

این محمد رضا رودکی قهرمان جودو رو که امروز توی برنامه خندوانه می دیدم به این فکر میکردم که بابای محمدرضا یکی از نیروهای پدرم در زمان جنگ بود. ما مراسم عروسی داداش رودکی دعوت بودیم و اینها خیلی مارو بزرگ و گنده می دونن.خیلی ها که الان برای خودشون شخصیتی شدند به ما احترام میذارند. پسر شهید حمید باکری (احسان) که اون هفته خونه شون دعوت بودیم، و خواهرش آسیه، با بازیگرهایی مثل باران کوثری و سلبریتی ها دوستند. اون وقت همین آقا احسان ما رو خیلی بالا و بزرگ میدونه چون پدرش از نیروهای پدر من بوده.بیشتر از...

تیکه کلام - دخترها کجان؟

ِکسی میدونه دخترها کجا هستند؟یعنی به جز دانشگاه، چطوری میشه که دختری به یک پسر اعتماد میکنه و باهاش دوست میشه؟یک جایی نیست که من برم اونجا، یک دختر ناز معمولی من رو ببینه و بخواد حداقل من رو در آدرس اصلی اینستاگرامش سهیم کنه؟نه دختر بازی میشه کرد نه دوست دختر میشه داشت نه ازدواج میشه کرد. یکی بگه چطوری میشد از جوونی استفاده کرد و مثل باقی پسرها با جنس مخالف ارتباط برقرار کرد و فهمید که ما هم بزرگ و مرد و جوون شدیم؟من دارم از ۳۱ سال هم عبور میکنم و اردیبهشت به ۳۲ سالگی میرسم. هر سال هی عید میاد، ...

(: Dear dairy - 519

دوازده روز مونده تا بیست و دو سال ام کامل بشه..  و به این فکر میکنم که چقد پربار بودن این سال ها؟  چقد اشتباه کردم ؟ چقد کم گذاشتم؟  چه فرصت هایی داشتم؟  چه شانس هایی رو پروندم؟ با کدوم انتخاب مسیر زندگیم عوض شده؟  کجا میتونستم باشم؟  چه چیزهایی رو از دست دادم که هیچ وقت نمیتونم دوباره داشته باشمشون ؟ چقد حق بودم چقد ناحق؟  چیکار کردم تو این بیست و دو سال دقیقا؟  

(: Dear dairy - 517

به آرامی آغاز به مردن می كنیاگر سفر نكنیاگر كتابی نخوانیاگر به اصوات زندگی گوش ندهیاگر از خودت قدردانی نكنیبه آرامی آغاز به مردن می كنیزمانی كه خودباوری را در خودت بكشیوقتی نگذاری دیگران به تو كمك كنندبه آرامی آغاز به مردن می كنیاگر برده‏ عادات خود شویاگر همیشه از یك راه تكراری برویاگر روزمرگی را تغییر ندهیاگر رنگ‏های متفاوت به تن نكنییا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی به آرامی آغاز به مردن می‏كنیاگر از شور و حرارتاز احساسات سركشو از چیزهایی كه چشمانت را به درخشش وامی دارندو ضربان قلبت را تندتر م...

(: Dear dairy - 516

به آرامی آغاز به مردن می كنیاگر سفر نكنیاگر كتابی نخوانیاگر به اصوات زندگی گوش ندهیاگر از خودت قدردانی نكنیبه آرامی آغاز به مردن می كنیزمانی كه خودباوری را در خودت بكشیوقتی نگذاری دیگران به تو كمك كنندبه آرامی آغاز به مردن می كنیاگر برده‏ عادات خود شویاگر همیشه از یك راه تكراری برویاگر روزمرگی را تغییر ندهیاگر رنگ‏های متفاوت به تن نكنییا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی به آرامی آغاز به مردن می‏كنیاگر از شور و حرارتاز احساسات سركشو از چیزهایی كه چشمانت را به درخشش وامی دارندو ضربان قلبت را تندتر م...

(: Dear dairy - 513

به آرامی آغاز به مردن می كنیاگر سفر نكنیاگر كتابی نخوانیاگر به اصوات زندگی گوش ندهیاگر از خودت قدردانی نكنیبه آرامی آغاز به مردن می كنیزمانی كه خودباوری را در خودت بكشیوقتی نگذاری دیگران به تو كمك كنندبه آرامی آغاز به مردن می كنیاگر برده‏ عادات خود شویاگر همیشه از یك راه تكراری برویاگر روزمرگی را تغییر ندهیاگر رنگ‏های متفاوت به تن نكنییا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی به آرامی آغاز به مردن می‏كنیاگر از شور و حرارتاز احساسات سركشو از چیزهایی كه چشمانت را به درخشش وامی دارندو ضربان قلبت را تندتر م...

(: Dear dairy - 512

به آرامی آغاز به مردن می كنیاگر سفر نكنیاگر كتابی نخوانیاگر به اصوات زندگی گوش ندهیاگر از خودت قدردانی نكنیبه آرامی آغاز به مردن می كنیزمانی كه خودباوری را در خودت بكشیوقتی نگذاری دیگران به تو كمك كنندبه آرامی آغاز به مردن می كنیاگر برده‏ عادات خود شویاگر همیشه از یك راه تكراری برویاگر روزمرگی را تغییر ندهیاگر رنگ‏های متفاوت به تن نكنییا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی به آرامی آغاز به مردن می‏كنیاگر از شور و حرارتاز احساسات سركشو از چیزهایی كه چشمانت را به درخشش وامی دارندو ضربان قلبت را تندتر م...

شرمنده ام خدا - اقا جان

مرا دل بسته میکنی و میرویکجا میروی اقااخر من غیر شما که را دارمتو را به جان مادرتخدایا من فقط مادر را میخواهمخودم را گم کرد ه اماین هیاهوی شهر خودم را گم کرده امیا صاحب الزماناینجا برای من جایی نیستجان مادرت دستم بگیررهایم نکنبیابان نشین شهر شده ام.قبر های شهر را بیش از همه جا دوست دارماخر درون این شهر چیزی نیست.به جان مادرت.یا امیرالمومنین

وب سایت فیدولاین یک موتور جستجوی خبر، وبلاگ و مطالب فارسی میباشد. تمامی مطالب بدون دخالت نیروی انسانی توسط نرم افزار جستجوگر، جمع آوری و نمایش داده میشود و فیدولاین در قبال محتوای آنها هیچ مسئولیتی ندارد.

لیست مطالب مرتبط با برچسب iranian در صفحه ی 1