روی خط خبر

blogs

لیست مطالب مرتبط با برچسب blogs در صفحه ی 1

لنز بی رنگ - دختر خانه

به نام خدا مامان در عمرش سبزه نینداخته. سفره هفت سین هم حتی پهن نکرده. این کارها توی خانه از اول با من و یاسمین بود. خودش و ذوق و شوقش. حالا هم که ازدواج کردم همچنان وظیفه خودم میدانم که برای خانه پدری سفره هفت سین بیندازم حتی سال هایی که خودم نیستم. مثل امسال که سال تحویل را خانه آقای همسر بودیم. از همان لحظه ای که گفتم سفره، مامان شروع کرد که نه. برای چی؟ برای کی؟ خودت هم که نیستی ول کن دیگه. مقاومتش انقدر شدید بود که همه ذوق و شوقت را درجا کور می کرد. من ولی گوش نکردم. عادت کرده ام که گوش نکن...

لنز بی رنگ - کنج

به نام خدا دیشب رسیده ایم مشهد. ولی من هنوز گیجم هنوز گنگم. انگار سکه عید و مشهد و دید و بازدید هنوز توی دستگاه تلفن مغزم جا نیفتاده باشد، معطلم مانده ام. عاشق بهار از راه رسیده و شکوفه های سپید و هوای دلچسبم. عاشق این روزهام. ولی هرجور که فکر می کنم هیچ جوره حوصله عید و مهمانی و دید و بازدید و شلوغی خانه آقای همسر و معاشرت های پشت هم را ندارم. حوصله خانه خودمان را هم ندارم حتی. انگار دلم جایی وسط خانه تکانی خانه کوچک آبی خودم در تهران مانده، وسط سین های کاردستی سفره هفت سینی که فاطمه از مهد آور...

لنز بی رنگ - «اگر شبی از شب های زمستان مسافری ...» یا شب تولد خود را چگونه گذراندید؟

به نام خدا زنگ زدیم خانه آقای همسر حال و احوال که گفتند چرا شما زنگ زدید و ما می خواستیم زنگ بزنیم برای تولد نازنین و این حرف ها. بعد خاله آقای همسر زنگ زد. بعدتر مادرشوهرجان پیام تبریک کل فامیلشان در گروه خانوادگی (که من و آقای همسر عضوش نیستیم) را برایم فوروارد کرد که همه ریپلای پیام اولی بودند و من تشکر کردم. بعد دیدم مامان و یاسمین توی گروه واتس اپ بادکنک گذاشتند و تولدت مبارک. تشکر کردم. (تفاوت خانواده ها را اینجا می شود مشاهده کرد، البته که من مدل دوم را بیشتر می پسندم.) آنهایی که زنگ زدند...

لنز بی رنگ - مامان بالقوه

به نام خدا اولین بار دبیرستانی بودم که مریم بهم گفت غزاله فکر کنم تو تا ازدواج کنی بچه دار بشی! اصلا مامان بالقوه ای!حق داشت. آن موقع دلم ضعف میرفت برای مادری کردن و یک دوجین بچه می خواستم. و مامان بالقوه ... این اصطلاح، دیگر برای همیشه رویم ماند. بله من یک مامان بالقوه ام. رهایم کنید برای مادر و پدرم هم مادری می کنم. برای همسرم هم. برای آدم های توی کوچه و خیابان هم. امروز توی مغازه داشتم به خانم فروشنده میگفتم فلان ظرف ها را هم به این آقایی که ازت نظر خواست نشان بده ... کم شده سر انتخاب روسری و...

لنز بی رنگ - سی و چندسال

به نام خدا مامان توی گروه واتس اپ عکس فرستاده است. با دوستان قدیمش رفته اند باغ بتول خانم تا یک شب بمانند. جلویشان کیک تولد یکی است و ایستاده کنار هم لبخند می زنند. جوری که خوشی ته دلشان توی صورتشان پیداست. عکس را که میبینم یاد البوم های قدیمی می افتم. وقتی لابه لای عکس های خانوادگی، عکس چند دختر جوان را می دیدم، با پیراهن های رنگی، که شاد و خوشحال کنار هم ایستاده بودند، نشسته بودند، دست توی گردن هم انداخته بودند... و به دوربین لبخند می زدند. آن موقع مامان می گفت اینها دوستان دانشگاهم هستند. و م...

لنز بی رنگ - قصه «یادداشت های سی سالگی»

به نام خدا من همیشه یک مشکل ریشه دار در محاسبه سن آدم ها و اتفاقات داشتم. هنوز هم که هنوز است باید سال های عمرم را با دست بشمرم و آخرش هم دوهفته بعد یادم می رود عددش چند بود. خلاصه اینکه مدت ها فکر می کردم بیست و یک اسفد امسال که بیاید، سی سالم تمام می شود و حالا چند روز است فهمیده ام تازه قرار است وارد سی سالگی شوم. بس که همیشه جلوتر به پیشواز فاجعه می روم! :)سی سالگی - چه امسال سر و کله اش پیدا شود و چه سال بعد - برایم اتفاق های خوبی در پی داشت. توی این یکی دوسال آخر، انگار روی دور تند افتاده ...

بـه بـادم دادی و شادی..

همه ما باید کسی را داشته باشیمکه وقتی یک روز،روز ما نبودبشینیم رو به رویش و غرغر کنان از سیر تا پیاز تمامبد بیاری هایمان را لرایش تعریف کنیمو او هم لبخند به لب گوش کندو پایان هر جمله مان بگوید"حق داشتی پس اینقدر عصبی بشی،حالا ولش کن مهم نیستفدای سرت"میدانید آدم هرچقدرم قوی باشدباید کسی را داشته باشدکه حال بدش را بفهمدکه نگذاردبه حال خودش بماندکسی که حالمان را به حال خودش گره زده باشد...

کلبه ی عاشقی - اولین هفت سین در کنارِ تو

#نگارِ من!#دلدارِ من!#بهارِ من! این اولین بار استکه در کنارِ توسرِ سفره ی هفت سین سالِ من تحویل شداما، هفت سینِ ما با تمامِ هفت سینها فرق دارد!فقط هفت سینِ ما هفت سینی عاشقانه است!چون #تو این سفره را با عشق پهن کردی،و با #دستانِ پر عشقتدر خانه ی کوچکمان،این هفت سینِ عاشقانه را چیدی.اما از همه ی این حرفها که بگذریم،#تو هستی که بهار هم هستو معنای واقعیِ بهار یعنی: #تو!#محمدجواد_بوستانی:id: @mj_boostani 

وب سایت فیدولاین یک موتور جستجوی خبر، وبلاگ و مطالب فارسی میباشد. تمامی مطالب بدون دخالت نیروی انسانی توسط نرم افزار جستجوگر، جمع آوری و نمایش داده میشود و فیدولاین در قبال محتوای آنها هیچ مسئولیتی ندارد.

لیست مطالب مرتبط با برچسب blogs در صفحه ی 1