روی خط خبر

شافعی

لیست مطالب مرتبط با برچسب شافعی در صفحه ی 1

معجزه‌ای از امام صادق علیه السلام در اثبات امامت ایشان به اعتراف خنجی اصفهانی یکی از علمای متعصب اهل سنت عمری :: دفاع از تشیع

معجزه ای از امام صادق علیه السلام در اثبات امامت ایشان به اعتراف خنجی اصفهانی یکی از علمای متعصب اهل سنت عمری فضل الله بن روزبهان خنجی اصفهانی شافعی یکی از علمای متعصب اهل سنت عمری و دشمنان تشیع در مورد امام حسن مجتبی علیه السلام چنین می نویسد: یک روز امام جعفر (علیه السلام) در خانه خود آتشی روشن کرده و کسی را فرستاده نزد برادر او را طلب نموده؛ چون برادر آمده آن حضرت سخنی می فرموده و بسیاری از اکابر شیعه حاضر بود ه اند. آن حضرت برادر را نشانیده و خود برخاسته و در میان آتش در رفته، وساعتی در ...

رمز پیروزی و کامیابی=پیروی از یاران خاتم النبیین: :: کلبه مجازی من

در صحیحین از ابو سعید خدری ـ رضی الله عنه ـ از پیامبر ـ صلى الله علیه و سلم ـ روایت شده که فرمود: «یَأْتِی عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ فَیَغْزُو فِیَٔامٌ مِنَ النَّاسِ، فَیَقُولُونَ: فِیکُمْ مَنْ صَاحَبَ رَسُولَ اللَّهِ ـ صلى الله علیه و سلم ـ فَیَقُولُونَ: نَعَمْ فَیُفْتَحُ لَهُمْ، ثُمَّ یَأْتِی عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ فَیَغْزُو فِیَٔامٌ مِنَ النَّاسِ، فَیُقَالُ: هَلْ فِیکُمْ مَنْ صَاحَبَ أَصْحَابَ رَسُولِ اللَّهِ ـ صلى الله علیه و سلم ـ فَیَقُولُونَ: نَعَمْ فَیُفْتَحُ لَهُمْ، ثُمَّ یَأْتِی عَ...

آنچه باید به آن توجه کرد: :: کلبه مجازی من

حافظ ابن رجب رحمه الله: « آنچه باید هر مسلمانی به آن توجه کرده و اهمیت نشان دهد این است که در جستجوی آنچه از سوی الله و رسولش آمده، باشد سپس در فهم و رسیدن به معانی آن بکوشد سپس اگر از امور علمی بود، باید آن را تصدیق کند و اگر از امور عملی بود، تمام تلاش خویش را برای انجام فرمان های آن و اجتناب از منهیاتش انجام دهد، و همت و توانش را کاملاً صرف این کار کند نه چیز دیگری. یاران رسول الله ـ صلى الله علیه و سلم ـ و پیروان نیک آنها در طلب علمِ سودمندی که در قرآن و سنت وجود دارد اینگونه بوده ...

اهمیت نحوه بیان: :: کلبه مجازی من

پادشاهی خواب دید که همه دندان های او افتاده است. خوابگذار را فراخواند و تعبیر خواب را جویا شد. خوابگذار گفت: «پادشاه به سلامت باد، همه نزدیکان شما پیش از شما می میرند به گونه ای بعد از شما کسی نمی ماند.» پادشاه ناراحت شد و گفت: «وقتی همه نزدیکان من بمیرند من با که باشم؟ این چه تعبیری است که می گویی؟» و دستور داد او را صد ضربه شلاق بزنند. سپس پادشاه دستور داد خوابگذار دیگری را نزد او بیاورند. خوابگذار دوم گفت: «تعبیر خوابی که پاشاه دیده اند این است که عمر پادشاه درازتر از عمر همه نزدیکان خواهد بو...

کجا می روی؟ :: کلبه مجازی من

داستان جالبی وجود دارد دربارهٔ مردی که به سرعت و چهار نعل با اسبش می تاخت.  این طور به نظر می رسید که جای بسیار مهمی می رفت.  مردی که کنار جاده ایستاده بود، فریاد زد: « کجا می روی؟ »  مرد اسب سوار جواب داد: « نمی دانم، از اسب بپرس! »  این داستان زندگی خیلی از مردم است؛ آن ها سوار بر اسب عادت هایشان می تازند، بدون این که بدانند کجا می روند.  وقت آن رسیده است که کنترل افسار را به دست بگیرید و زندگی تان را در مسیر رسیدن به جایی قرار دهید که واقعاً می خواهید به آنجا برسید.

اما خداحافظی نکردی! :: کلبه مجازی من

ﻣﺮﺩ ﺩﺭ ﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﺗﻮﺯﻊ ﻮﺷﺖ ﺎﺭ ﻣ ﺮﺩ. ﺭﻭﺯ که به تنهایی ﺑﺮﺍ ﺳﺮﺸ ﺑﻪ ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﺭفته بود، درِ ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﺑﺴﺘﻪ ﺷﺪ ﻭ او ﺩﺭ ﺩﺍﺧﻞ سردخانه گیر افتاد!  آخر وقت کاری بود. ﺑﺎ ﺍﻨﻪ ﺍﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺟﻎ و ﺩﺍﺩ ﺮﺩ ﺗﺎ ﺑﻠﻪ ﺴ ﺻﺪﺍﺶ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﻮﺩ ﻭ ﻧﺠﺎﺗﺶ ﺑﺪﻫﺪ ﻭﻟ ﻫ ﺲ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺮ ﺍﻓﺘﺎﺩﻧﺶ ﺩﺭ ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﻧﺸﺪ.  ﺑﻌﺪ ﺍﺯ 5 ﺳﺎﻋﺖ، ﻣﺮﺩ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻣﺮ ﺑﻮﺩ ﻪ ﻧﻬﺒﺎﻥ ﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﺩﺭ ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﺮﺩﻩ ﻭ ﻣﺮﺩ ﺭﺍ ﻧﺠﺎﺕ ﺩﺍﺩ. ﺍﻭ ﺍﺯ ﻧﻬﺒﺎﻥ ﺮﺳﺪ ﻪ ﻄﻮﺭﺷﺪ ﻪ ﺑﻪ ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﺳﺮ ﺯدﻧﺪ.  ﻧﻬﺒﺎﻥ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ: «ﻣﻦ 35 ﺳﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺍﻦ ﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﺎﺭ ﻣﻨﻢ ﻭ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺎﺭﺮ ﺑﻪ ﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﻣ ﺁﻨﺪ ﻭ ﻣ ﺭﻭﻧﺪ. ﻭﻟ ﺗﻮ ﺍﺯ ﻣ...

از مال و ثروت با ارزش تر هم هست: :: کلبه مجازی من

دو برادر با هم در مزرعه خانوادگی کار می کردند که یکی از آنهاازدواج کرده بود و خانواده بزرگی داشت و دیگری مجرد بود .  شب که می شد دو برادر همه چیز از جمله محصول و سود را با هم نصفمی کردند . یک روز برادر مجرد با خودش فکر کرد و گفت : "درست نیست که ما همه چیز را نصف کنیم . من مجرد هستم و خرجی ندارم ولی او خانواده بزرگی را اداره می کند. " بنابراین شب که شد یک کیسه پر از گندم را برداشت و مخفیانه به انبار برادر برد و روی محصول او ریخت . در همین حال برادری که ازدواج کرده بود با خودش فکر کرد و گفت: "در...

ایمان به وجود خدا از طریق: :: کلبه مجازی من

عده ای وجود خدا را از راه تجربه های شخصی پذیرفته اند. به قول اسمیت (smith ریاضیدان آمریکایی): «برای من، شخصاً، هیچ چیزی آشکارتر و یقینی تر از وجود یا واقعیت خدا نیست. در واقع، من به این دیدگاه که وجود خدا تنها یقین مطلق است، تمایل دارم چون در واپسین تحلیل، او تنها وجود مطلق یا واقعی است [1].  و به قول تیرینگ (w, thiring فیزیکدان نظریه پرداز اتریشی): «من اعتقاد ندارم که می توانم خدا را با منطق انسانی بفهمم. من فقط می توانم از تجربه های شخصی م کمک بگیرم و بدانم... که او مرا هدایت می کند چنان که ...

زندگی بالا و پایین دارد: :: کلبه مجازی من

روزگار همیشه بر یک قرار نمی ماند روز و شب دارد روشنی دارد، تاریکی دارد پایین دارد، بالا دارد کم دارد، بیش دارد دیگر چیزی از زمستان باقی نمانده، تمام می شود بهار می آید...! جای خالی سلوچ / محمود دولت آبادی

من خیلی شرمنده ام: :: کلبه مجازی من

پسر آن قدر عاشق دختر بود که گفت: تو نگران چی هستی؟    دختر هم حرفش را زد: همون طور که خودت می دونی مادرت پیره و جز تو فرزندی نداره... باید شرط ضمن عقد بگذاریم که اگر زمین گیر شد، اونو به خونه ما نیاری و ببریش خانه سالمندان.   پسر آهی کشید و شرط دختر را پذیرفت...   هنوز شش ماه از ازدواجشان نگذشته بود که زن در یک تصادف اتومبیل قطع نخاع و ویلچر نشین شد.   پسر رو به مادرش گفت: بهتر نیست ببریمش آسایشگاه؟   مادر پیرش با عصبانیت گفت: مگه من مُردم که ببریش آسایشگاه؟ خودم تا موقعی که زمین گیر نشدم ازش مر...

راهی غیر تکراری برای ابراز عشق: :: کلبه مجازی من

یک روز معلم از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید: «آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق، بیان کنید؟» برخی از دانش آموزان گفتند، با «بخشیدن» عشقشان را معنا می کنند؛ برخی«دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را، راه بیان عشق عنوان کردند و شماری دیگر هم گفتند«با هم بودن در تحمل رنج ها و لذت بردن از خوشبختی» را، راه بیان عشق می دانند.  در آن بین، پسری برخاست و پیش از این که شیوۀ دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند، داستانی تعریف کرد:یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند، طبق معمو...

۳ سوال ضروری: :: کلبه مجازی من

روزی شخصی با هیجان نزد استادی آمد و گفت: استاد میدانی راجع به یکی ازشاگردانت چه شنیده ام؟ استاد پاسخ داد: لحظه ای صبر کن... قبل از اینکه به من چیزی بگویی از تومی خواهم آزمون کوچکی را که نامش سه پرسش است پاسخ دهی. مرد پرسید: سه پرسش؟استاد گفت: بله درست است. قبل از اینکه راجع به شاگردم بامن صحبت کنی، لحظه ای آنچه را که قصد گفتنش را داری امتحان کنیم. اولین پرسش حقیقت است. کاملا مطمئنی که آنچه را که می خواهی به من بگویی حقیقت دارد؟مرد جواب داد: "نه، فقط در موردش شنیده ام."استاد گفت: بسیار خوب، پس وا...

جایگاه امام حسن و امام حسین در نزد صحابه: :: کلبه مجازی

ابن عساکر با سند خود از مدرک بن عماره نقل کرده است که وی گفت: «ابن عباس را دیدم که رکاب حسن و حسین را گرفته بود، به او گفتند: چگونه رکاب آنان را می‎گیری، در حالی که تو بزرگ و بزرگوار هستی، گفت: اینان فرزندان رسول الله صلی الله علیه وسلم هستند آیا این برایم سعادتی نیست که رکاب آنان را بگیرم». تاریخ دمشق ج۱۴  ص۱۸۱

بیت المال: :: کلبه مجازی

خلیفه مسلمانان ولید بن عبدالملک اموی، مبلغ زیادی برای ساخت و بنای مسجد زیبای اموی در نظر گرفته بود، در بین مردم شایعه شده بود که این اموال آنقدر زیادست که خزانه و بیت المال را خالی می کند و این سخن در کوی و برزن دهان به دهان نقل می شد، نگهبانی به نزد خلیفه آمد و گفت: مردم می گویند که خلیفه اموال را در جای نامناسب و ناحق مصرف می کند خلیفه خبر داد که در نماز روز جمعه برای مردم سخنرانی می کند، پس همگان جمع شدند. ولید بن عبدالملک گفت: شنیده ام که گفته اید، ولید بیت المال را در غیر جای خود مصرف می...

باید مثل آنها بود تا... :: کلبه مجازی

هیچ مردمی را همانند مسلمانان قرون اولیۀ اسلام نمی یابی که عاشق خواندن و کتاب باشد.. چنان که جاحظ دکان صحافی ها را شبانه اجاره می کرد بدین خاطر که تا صبح در آنجا به مطالعه بپردازد! و اسحاق بن راهویه امام حدیث با بیوه زنی بدین دلیل ازدواج کرد که کتاب های امام شافعی را داشت! و عالم نحو "ابن خشاب" بر صحافی ها گذشت و چندین کتاب را با قیمت ۵۰۰ دینار معامله کرد اما پول کافی برای پرداخت نداشت لذا خانه اش را فروخت تا بهای کتابها را بپردازد! ابن جوزی بیش از ۲۰ هزار جلد کتاب خواند... و در کتابخانه خلی...

وب سایت فیدولاین یک موتور جستجوی خبر، وبلاگ و مطالب فارسی میباشد. تمامی مطالب بدون دخالت نیروی انسانی توسط نرم افزار جستجوگر، جمع آوری و نمایش داده میشود و فیدولاین در قبال محتوای آنها هیچ مسئولیتی ندارد.

لیست مطالب مرتبط با برچسب شافعی در صفحه ی 1