روی خط خبر

دختر جلف

لیست مطالب مرتبط با برچسب دختر جلف در صفحه ی 1

لذت وصال :: یک مشت خط

درد فراق و از وصال بیشتر دوست داشتم اما حرم و زیارت از اونهاییِ که هم فراقش دلچسبِ هم وصالش دارم فکر میکنم کدوم قسمت از حیاط و انتخاب کنم برای خلوت برم مسجد گوهرشاد یا صحن انقلاب ته ته حیاط یه گوشه دنج که مخصوصِ خودمِ  یا برم صحن جمهوری و شاهد شیطنت های بچه ها باشم و چشمام و ببندم به یاد دوران کودکی خودم... تو اوج بد بودنمم حرم برام بهترین جای دنیا بود دلتنگ خودِ امام رضا بودم مثل الان که دلم لک زده برم کنار ضریح باصفاش و حس کنم روبروش ایستادم و چشمام ببارن و ببارن و ببارن هرچی حرف تو دلم هست بز...

عازمم :: یک مشت خط

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا المرتضی یا انیس... دعاهای خیرتون و فراموش نمیکنم... اینجا اولین جایی هست که اعلام میکنم که عازم مشهدالرضا هستم ان شاءالله هنوز هم باورم نمیشه دیروز خبرش بهم رسید تو شوکم! تک تکتون که دعا کردید که امام رضا گوشه چشمی نگاهم کنه را یاد خواهم کرد به شرط حیات ممنون از همتون دعا کنید آدم بشم،آدم برگردم

مهمان داریم چه مهمانی :: یک مشت خط

یا حبیب  بنده بشدت عاشق مهمونی دادنم از اردیبهشت حدود۲۰بار مهمونی داشتیم که شلوغ ترینش ماه رمضون بود  اولین هفته بعد کوچ هم حدود پنجاه نفر اومدن برای دورهمی بدونِ وعده غذایی آخر هفته ان شاالله قرارِ مادرشوهرجان تشریف بیارن منزلمون... باید سنگ تموم بذارم ،خیلی اهل دو مدل غذا گذاشتن نیستم نه بخاطر خساست خودم وقتی دو مدل غذا سر سفره باشه حالم بد میشه:'( دوست دارم جفتشم بخورم مجبورم از هر غذا کمی بخورم و از هیچکدوم سیر نمیشم:) خودمم ترجیح میدم یه غذا درست کنم ولی با کیفیت*_*  و با عش...

خیاطی یا نقاشی :: یک مشت خط

شرایط اقتصادی مسیر کلاس های هنری من رو هم داره عوض میکنه=) کلاس های نقاشی هزینه داره و ته ته تهش میشم یه مربی که اگه کسی پول داشته باشه بیادکلاس=) اقای همسر خیلی اصرار دارن که کلاس های نقاشی و ادامه بدم ،میگه بایدرو دست پیکاسو بزنم،و از طرفی دوست داره خیلی جنتلمن به نظر بیاد مقابل من چون اون روزی که ثبت نام کردم کلی از رویاهام گفتم براش،و اینکه هیچکس ارزش هنر من و نمیدونست و بهش بها نمیداد گفت تا اخرش پشتتم و از این چرت و پرت ها={ حالا خودم عذاب وجدان دارم،اینکه یک ملیون هزینه کنم برای یکسال ......

دهه هفتاد :: یک مشت خط

من متولد نیمه ی دهه هفتادم موشک باران تهران را از بین خنده های سریال وضعیت سفید دیدم . انقلاب را لای کاغذکشی های جشن پیروزی اش شناختم. سقوط خرمشهر را هیچ وقت نفهمیدم ولی هر سال آزادی اش را با "ممد نبودی ببینی" جشن گرفتم. صبح رحلت امام وقتی برادر کوچکم از بغل مادرم افتاد آنجا نبودم ولی سال های زیادی کس دیگری را "رهبر" صدا کردم. امروز اما، وقتی حقوق چندصدهزار تومنی ام به کرایه ی تاکسی م قد نمی دهد و باید ساعت های طولانی تر توی اتوبوس بنشینم. و وقتی راننده تاکسی عصبانی و خسته است و دیدن مرد بی خا...

ای که مرا خوانده ای :: یک مشت خط

از صبح دارم میگم ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده بی تعارف بگم اوضاعم خیلی خیلی بد بود اگر خدا دستم و نمیگرفت نمیدونم کجا بودم الان.... شاید تو بیمارستان رولنی بستری بودم یا فجیه تر از اون.... نمیدونم واقعا:"( خدا روشکر که دستم و گرفت من فقط خواستم که بگیره... امروز ازش یک چیزی خواستم و تا همین الان کمکم کرد و راه های زیادی سر راهم گذاشت....خدایا دستم و رها نکن❤

جام جهانی یمن :: یک مشت خط

این روزها که سرگرم جام جهانی هستیم و برای برد تیممون و باخت حریف دعا میکنیم و بازی هارو از دست نمیدیم مردم یک کشوری دارن جون میدن و آمریکا آوار شده روشون برای یمن دعا کنیم حال دلشون خوش نیست بخاطر این سیاست کثیف متنفرم از جام جهانی که جهان و محو خودش کرده و داره مردم بی دفاع رو قتل عام میکنه به چه جرمی؟؟؟بذارید این ها هم خوش باشن بیا عدل جهاتی...

تقویت اراده :: یک مشت خط

بسم الله الرحمن الرحیم برای تقویت ارادم همین بس که به حرفی که دیشب زدم گوش بدم:) به لطف اداره آب و فاضلاب و شهردار منطقه از صبح دیروز تا ساعت16آب قطع بود ... آشپزخونه ای و تصور کنید که آب نداشته باشه کلی لیوان آب و قابلمه و ظرف... چون طبقه بالا هستیم و پمپ آب نداریم و همه همسایه ها آب دارن از ساعت16تا4صبح همچنان آب ما قطع بود همینطور به تعداد ظرف ها افزوده میشد... تصمیم گرفتم امروز صبح همه ظرف هارو بشورم و خونه رو حسابی برق بندازم...همچنان آبنداره طبقه بالا دارم ظرف هارو جمع میکنم ببرم طبقه پایی...

یه آرزو :: یک مشت خط

بسم الله یکی از آرزوهام این بود که بعد ازدواجم همسرم مقید به خمس باشه و سال خمسی برای زندگیمون مشخص کنیم خیلی خیلی دلم میخواست شب 19ماه رمضون سال خمسیم باشه و هزاربرابر برام نوشته بشه و مالم حلال بشه و برکت بیاد تو زندگیم:) فردای عروسیم زنگ زدم 09640 پاسخگویی به سوالات دینی نظر مرجع همسرم و پرسیدم و گفتم سال خمسی و چطور باید قرار بدیم؟ گفت اولین حقوقی که گرفتید میشه سال خمسیتون و سال دیگه این موقع باید خمس بدید و هرسال تو اون تاریخ باید خمس مالتون و بدید  یکسال از عروسی ما گذشت و حقوقی دریافت نک...

جوشن کبیر :: یک مشت خط

در جوشن کبیر، اسم هایی که میخونی؛ اسم های انتخابیِ خدا، برای خودته باید در خودت، بوجودشون بیاری! شبهای قدر چندتاشُ انتخاب کن! و تا سال بعد، بدستشون بیار. استاد شجاع  التماس دعای فرج ممنون از دعاهای خیرتون برای مادرم

غیر فعال :: یک مشت خط

۰۸ خرداد ۹۷ ، ۰۰:۵۱دوستان چطور میشه وبلاگ و غیرفعال کرد؟۹۷/۰۳/۰۸آلاء پاسخ: من دیدم که یک صفحه سفیدی میاد یه نوشته هم بعضا روش نوشته پاسخ: برم سر خونه زندگیم؛) پاسخ: دعا کن یه خورده اروم شم فقط پاسخ: دوستان کمک کردنمنتها با گوشی نمیشه انگار پاسخ: پاک نشد سعی میکنم مرسیبریم به بدختی هامون برسیمهرچی مینویسیم دنیا فکر میکنه حالمون خیلی خوشه پررو میشهاز بدبختی هام بنویسم چهارنفر حالشون بد میشه پاسخ: با تبلت نمیشه یاد گرفتمحذف وبلاگ و زدم دو روز دیگه حذفه خواستم غیرفعال کنم اگه یه روز خواستم برگردم پا...

خدا نیاورد آن روز را :: یک مشت خط

خدا نیاورد روزی را که آدمیزاد در اوج تنهایی، یک چیز متفاوت بخواهد. اگر "یک نفرِ" در میان روزها و لحظه های تکراری ، وارد زندگیت شود ، خیلی چیزها را بهم میزند.. آن موقع است که فکر میکنی او، همان آدمیست که تا به حال نبود.  همانی که تفاوت را در زندگی تو ایجاد خواهد کرد. همانی که قرار بود در اوج تنهایی ، دستانش را بگیری و سرتاسر ولیعصر را قدم بزنی .  همانی که باران با او ، رنگ و بوی دیگری دارد ، روزها و شب ها با او یک جور دیگرند و الی اخر.. تو ، سعی میکنی تمام نداشته هایت را در او جستجو کنی، و اتفاقا...

خاطرات آلاء قسمت6 :: یک مشت خط

من به عشق در نگاه اول اعتقاد داشتم تو تمام معادلاتم و بهم زدی درنگاه اول ازت متنفر شدم:| کلی بهت خندیدم و یک لحظه هم نتونستم تو رو کنار خودم تصور کنم!!! تو که ادعا داشتی ندیده عاشقم شدی:) زنگ میزدی و انقدر برام ویلون میزدی من علاقمند به صدای ویلون شدم برام آهنگ ترکیه ای میخوندی و من محو سوز صدات.... معنی ترونه هات و نمیفهمیدم میگفتی دارم ستایشت میکنم کلماتی که نمیفهمیدم رو ناخوداگاهم اثر میذاشت بعدها که دیر تر از ساعت 9زنگ میزدی نگران میشدم و خودم زنگ میزدم بهت! ازت خواستم بهم ترکی یاد...

سوال :: یک مشت خط

پاسخ: مامانم درست میکنه=)من یه مدل و دوست دارم که با ارد درست میکنه آرد و تفت میده یکم قهوه ای شدآب اضافه میکنه هم میزنه هم میزنه تا یکم غلیظ شه بعد شکر اضافه میکنیمآبجیم با آرد برنج درست میکنه نمیدونم حقیقتامیپرسم میگم

اولین جلسه کلاس :: یک مشت خط

اولین جلسه از کلاس چون مقارن  بود با ماه مبارک و ایام امتحانات خرداد کسی نیومد آقای امیدعلی تماس گرفتن مسول فرهنگی کتابخونه گفتن که آلاء خانم اگه وقت دارید یکی از اقایون و بیارم کلاس توجیهی بذارید ایشون برای اقایون کلاس های نهج البلاغه رو بذارن باشه من مشکلی ندارم قبلا گفته بودم که اگر مربی ای میخواید برای اقایون بذارید کسی باشه که خودش شبهه نداشته باشه و ولایت و قبول داشته باشه اساس نهج البلاغه ولایت پذیریخ نمیگم کسایی که سرکلاس میشینن باید این مشخصات و داشته باشن مربی باید مقید باشه  با یه اقا...

اسکیت :: یک مشت خط

از کلاس نهج البلاغه داشتم برمیگشتم زنگ زدم به ریحان کلی ناراحت که ریحان من چه کنم..... یه تراکتی و دادن دستم من مشغول صحبت بودم که نگاهی به تراکت انداختم آموزش اسکیتبرای خانم ها و آقایان:) منم که عاشق اسکیت زنگ زدم برای آگهی سلام کلاستون برای بزرگسالان هم هست؟ شما چندسالتونه؟ 25 ما تو اگهی یه چیز و ننوشتیم برای هم سن های شما کلاس رایگان هست! ما نیاز به کمک مربی داریم بهتون آموزش میدیم میشید همکار ما و بعد مدتی حقوق هم دریافت میکنید از ما کلاس هاتون کجاست؟ گفت پیست اسکیشیون اطراف ک...

خاطرات آلاء قسمت7 :: یک مشت خط

گاهی لباس ها هم جزئی از خاطرات آدم میشن،اون شب تو افطاری دخترعموم گفت آلاء داشتم عکسای عروسیم و نگاه میکردم تو با یه نیم تنه و یه شلوار قد90 کنار داماد وایساده بودی،و ادامه داد داشتم فکر میکردم آدما چقدر  عوض میشن!هیچوقت فکر نمیکردم تو انقدر تغییر کنی! و من لبخند تلخی روی صورتم :) تو فکر بودم،و داشتم فکر میکردم همسر اون من و دیده و الان که من و با این پوشش میبینه چه تصوری میکنه!!!!!میشه اون عکس و بسوزونی؟ آخه همه خانوادت هستن ،میشه بدی ببرم برات با فتوشاپ خودم و حذف کنم؟! ولش کن آلاء ار...

چه خوب شد که آمدی رمضان :: یک مشت خط

سلام رمضان... چه خوب شد که آمدی و مارا از این زندگی یکنواخت و کسل کننده رها کردی:) دلم تنگ شده بود برای دعای سحر لحظه ناب افطار...و انتظار شب های قدر و قرآن به سر.. الغوث الغوث خلسنا من النار یا رب الهی نگاهی....  الهی که آخرین سالی باشه که بدون شما روزه میگیریم برگرد آقا دعا کنید امسال بتونم روزه بگیرم:'(

وب سایت فیدولاین یک موتور جستجوی خبر، وبلاگ و مطالب فارسی میباشد. تمامی مطالب بدون دخالت نیروی انسانی توسط نرم افزار جستجوگر، جمع آوری و نمایش داده میشود و فیدولاین در قبال محتوای آنها هیچ مسئولیتی ندارد.

لیست مطالب مرتبط با برچسب دختر جلف در صفحه ی 1