روی خط خبر

zowrix - 41

لیست اخبار با محتوای مرتبط متن zowrix - 41 را در فیدولاین جستجو کرد

zowrix - | 41 |

حال و احوال ۹ مهر   نشونه های مثبتی از به اتمام رسیدن و ختم به خیر شدن چالش های اخیر می بینی که باید تلاش رو بیشتر کنی تا به اتمام برسن اعتماد کن به اینده و لبخند بزن به خودت زمان بده و عجول و جاه طلب نباش امروز دیگران قدردان مهربانیتن      به اینا اعتقاد دارین هرروز براتون بذارم ؟ (این فقط برا ماه منه)

zowrix - | 42 |

آقا   من خرررررررررذوووووووق  با نسرین داشتیم از کراش ـآمون حرف میزدیم ( استاد دانشگاه هستن جفتشون) بعد رفتم از پیج اینستاش اسکرین گرفتم برا نسرین بفرستم ، بعدش بهم ریکوئست داد  مممممممممممنننننننن   خودشم پیجش 5 نفرو فالو کرده بود بین اون همه دانشجو و فلان و بهمان دوباره مننننننننننن

zowrix - | 45 |

خب اون استرس اینکه بعد از 3 روز بو گند جسدمو سگ همسایه بفهمه بعد همسایه ها بفهمن من به ملکوت اعلا رفتم رفع شد فعلا  قرار شد با زینب (دوستم) خونه بگیریم . وسایلم لیست نوشتیم بفرستیم به هم بخریم  جسدمو زینب پیدا میکنه    من خیلی غصه آیندمو دارم ، درسته نیومده ؛ ولی اون جوری هم نمیاد که من دوس داشتم بیاد  حالا اگه این "خونه و زینب" پابرجا باشه دیگه غصه نمیخورم 

zowrix - | 47 |

مامان بزرگم پی پی کرد تو اعصابم -_- میگه اینهمه بنایی خوندی آخرش از 0 شروع کنی ؟ میگم بنایی چیه معماریییییی میگه همون کاردستی و اینا که درست میکردی  اومدم بگم اون انیمیشنِ دیدم مثه اینه که تو کیسه سولاخ پوف کنی

zowrix - | 38 |

خواهرم نشسته پستامو یکی یکی نگا کرده میگه چه عکسای خوشگلی میذاری درونم بندری میرفتن  اون روز تست میزدم ، جوابشو نگا کردم درست بود . شونه هامو مینداختم بالا قر میدادم  میگه خدا شفات بده شما وقتی خوشحالین چجوری خالی میکنین خودتونو ؟ 

zowrix - | 40 |

یکی از پسرای گروه انیمیشن فامیلش "خوشبخت" عه اون یکی پسر دیگه که چن روز تو پی وی من چسبیده بود و بعدش ریدیم بهم ، امروز عکس محسن نامجو رو فرستاده میگه این محسنِ گفتم خوشبختم.. میگه ( شما مگه فلانی نبودین ؟ چجوری با مرتضی فامیل شدین ؟ مرتضضضضضضی ؟؟؟ شیطون بلای کی بودی ؟؟ )   میخوام بگم اگه به پسرا پا ندی اینجوری آبروتو میبرن  آره برادرم ... خراب منم... انگشت نما منم 

مَــنـِ مُــطـلَق (: - #41

دلم تنگ شده واسه حسین. امروز سه شنبه س قرار بود پنجشنبه بیاد خونمون. اما گفتم نیا چون سرماخوردم اگه بیاد اونم سرما میخورع گناع داره سرکار اینا میره هفته بعدم کع باید میومد دنبالم ببرتم کرمانشاه خلاصع توافق شد چند روزی دیگع م همو نبینیم ):

لیست اخبار با محتوای مرتبط متن zowrix - 41 را در فیدولاین جستجو کرد