روی خط خبر

ﺯﻣﯿﻦ ﮔﺮﺩ طنز تلخ بگو باشه

لیست اخبار با محتوای مرتبط متن ﺯﻣﯿﻦ ﮔﺮﺩ طنز تلخ بگو باشه را در فیدولاین جستجو کرد

ﺯﻣﯿﻦ ﮔﺮﺩ...!!🌍 (طنز تلخ) :: بگو باشه..!

قدیمی و تلخ پیر ﻣﺮﺩ ﺑﻪ ﻣﻨﺸﻲ ﺍﺵ ﻔﺖ ﻳ ﻫﻔﺘﻪ ﺑﺮﻳﻢ ﺷﻤﺎﻝ ! ﻣﻨﺸﻲ ﺑﻪ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﻔﺖ ﻳ ﻫﻔﺘﻪ ﻣﻴﺮﻡ ﻣﺎﻣﻮﺭﻳﺖ! ﺷﻮﻫﺮﻩ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺧﺘﺮﺵ ﻔﺖ ﻳ ﻫﻔﺘﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﺧﺎﻟﻴﻪ ! ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺧﺘﺮﺵ ﺑﻪ ﺷﺎﺮﺩ ﺧﺼﻮﺻﻴﺶ ﻔﺖ ﻳ ﻫﻔﺘﻪ ﻣﻴﺮﻩ ﻣﺮﺧﺼﻲ ! ﺷﺎﺮﺩﻩ ﺑﻪ ﻣﺎﻣﺎﻧﺶ ﻔﺖ ﻪ ﻫﻔﺘﻪ ﺗﻌﻄﻠﻢ. ﻣﺎﺩﺭﻩ ﺯﻧ ﺯﺩ ﺑﻪ ﺑﺎﺑﺎﺵ ﻔﺖ ﺁﻗﺎ ﺟﻮﻥ ﻳ ﻫﻔﺘﻪ ﺴﺮﻡ ﺗﻌﻄﻴﻠﻪ ﻣﻴﺸﻪ ﺩﺳﺘﻪ ﺟﻤﻌ ﺑﺮﻳﻢ ﺷﻤﺎﻝ؟! ﻴﺮﻣﺮﺩ ﺯﻧ ﺯﺩ ﻗﺮﺍﺭﻭ ﺑﺎ ﻣﻨﺸﻲ ﻨﺴﻞ ﺮﺩ !ﺯﻣﻦ ﺮﺩه...!!گرد میفهمی

حقوق کودکان و زنان ایران

کشور خارج کجاست؟؟؟ نگین کرمان توقیف شد...   نشریه "نگین کرمان" برای انتشار این مقاله طنز با عنوان "کشور خارج کجاست؟" توقیف و به توهین به مقدسات متهم شدو البته با هجوم بسیجیان و روحانیون به دفتر نشریه مواجه و حکم مجازات پیش از محاکمه و تفهیم اتهام اجرا شد😉اما بخوانید این طنز بسیار زیبا و جسورانه را: موضوع انشا : کشور خارج کجاست؟؟؟ خارج جایی است که همه آدم ها در آن ایدز دارند!مملکت خارج جایی است که همه در آن با ناموس همدیگر کار دارند!!!در حالی که در مملکت ما فقط چند نفر و مهمانانشان با ناموس...

آسمان امید من است - دلهای زمینی

ﺭﺍﺳﺖ ﮔﻔﺘﯽ ﺳﻬﺮﺍﺏ!!!!ﻣﻦ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺗﺮﺩﯾﺪﻡ،،ﻣﻦ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻋﺮﺻﻪ ﺁﻏﺸﺘﻪ ﺑﻪ ﺑﻐﺾ؛؛ﻟﺐ ﺧﻨﺪﺍﻥ ﺩﯾﺪﻡ....ﭼﺸﻢ ﮔﺮﯾﺎﻥ ﺩﯾﺪﻡ....ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﻣـــﺎ……ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺧﻨﺪﯾﺪﻡ!!ﺭﻣﺰ ﺑﯿﺪﺍﺭﯼ ﺭاﭘﺸﺖ ﺑﯽ ﺧﻮﺍﺑﯽ ﺍﯾﻦ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﻫﺎﻓﻬﻤﯿﺪﻡ..!!ﺗﻮ ﺑﻪ ﺁﻣﺎﺭ ﺯﻣﯿﻦ ......"ﻣﺸﮑﻮﮐﯽ"ﻣﻦ ﺑﻪ ﺩﻟﻬﺎﯼ ﺯﻣﯿﻦ...

قسمت ۶ :: ❤عشقولانس❤

الو؟!!-نفس؟-ییه آرمین؟!!! ای خدا تو با این صدات گفتی که بنفشه ای؟-گوشی رو دادم به منشیم حرف زد-چرا به گوشیم زنگ نزدی ؟-نه این که جواب میدی -آخ گوشیم تو اتاقه یادم رفته از رو سایلنت در بیارم  ..«یهو زدم زیر گریه و با ترس گفت:»چیه؟!!!-آرمین ،آخ آرمین...-جان؟«حالا توی اون حال بد قلبم هری ریخت چقدر بهش بهش نیاز داشتم با هق هق گفتم:بابام به همه ی ما خیانت کرده ،باورم نمیشه این بابای من باشه دارم آتیش میگیرم،یه چیزی عین گلوله داغ تو سینه امه تا صبح بیدار بودمو گریه میکردم تازه فهمیدم چقدر از شناخت با...

خورشید - یامهدی عجل علی ظهورک

سلام بر... 🌸🍃🌸🍃 ﺭﻭﺯﯼ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﻮﺳﯽ‏(ﻉ) ﺭﻭ ﺑﻪ ﺑﺎﺭﮔﺎﻩ ﻣﻠﮑﻮﺗﯽ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺍﺯﺩﺭﮔﺎﻫﺶ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﻧﻤﻮﺩ:ﺑﺎﺭ ﺍﻟﻬﺎ؛ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﺪﺗﺮﯾﻦ ﺑﻨﺪﻩﺍﺕ ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻨﻢ.ﻧﺪﺍ ﺁﻣﺪ: ﺻﺒﺢ ﺯﻭﺩ ﺑﻪ ﺩﺭ ﻭﺭﻭﺩﯼ ﺷﻬﺮ ﺑﺮﻭ.ﺍﻭﻟﯿﻦ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺷﻬﺮ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﺪ، ﺍﻭ ﺑﺪﺗﺮﯾﻦ ﺑﻨﺪﻩ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ!ﺣﻀﺮﺕ ﻣﻮﺳﯽ ﺻﺒﺢ ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ ﺑﻪ ﺩﺭ ﻭﺭﻭﺩﯼ ﺷﻬﺮ ﺭﻓﺖ...ﭘﺪﺭﯼ ﺑﺎ ﻓﺮﺯﻧﺪﺵ، ﺍﻭﻟﯿﻦ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺷﻬﺮ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﺪﻧﺪ...ﭘﺲ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ، ﺭﻭ ﺑﻪ ﺩﺭﮔﺎﻩ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺿﻤﻦ ﺗﻘﺪﯾﻢ ﺳﭙﺎﺱ ﺍﺯ ﺍﺟﺎﺑﺖ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪﺍﺵ، ﻋﺮﺿﻪ ﺩﺍﺷﺖ:ﺑﺎﺭ ﺍﻟﻬﺎ؛ ﺣﺎﻝ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦﺑﻨﺪﻩﺍﺕ ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻨﻢ!ﻧﺪﺍ ﺁﻣﺪ: ﺁﺧﺮ ﺷﺐ ﺑﻪ ﺩﺭ ﻭﺭﻭﺩﯼ ﺷﻬﺮ ﺑﺮﻭ.ﺁﺧﺮﯾﻦ ﻧﻔﺮﯼ ﮐ...

در واکنش به برخی طنزنویس های امروزی :: پلاکت

به عنوان کسی که از ده یازده سالگی سعی می کرده طنز بنویسه و نوشته هاش رو مورد داوری معلم ها، داوران مسابقه ها، خانواده و خوانندگان وبلاگش قرار داده عرض می کنم؛بین «تمسخر» و «بامزه بودن» مرز باریکی هست، که حتی نگارنده هم گاهی نمیتونه تشخیص بده کی، کدوم ور مرزه. بهترین کار اینه که تا وقتی حرفه ای نشدید، تا حد امکان، از این مرز دور شید. حتی بعدش هم فاصله بگیرید. برای خنده دار کردن متنتون، از افراد مایه نذارید. اعتقاد ملت رو دستمایه بامزه بازی قرار ندید. با بیماری اشخاص شوخی نکنید. با نگاه بالا به پا...

دوستان صف دوم و سوم و چهارم و پنجم و ششم و هفتم و هشتم و نهم لطفا به بزرگی خودتون ببخشید :: بود...هست...نیست

ای دوستان که در صف دوم نشسته اید!وی دوستان که در صف سوم نشسته اید!ای دوستان که در صف چارم به هردلیلیا اینکه جایی از صف پنجم نشسته اید!ای دوستان... شما... نه... شما... پشت نرده هاآری شما که غرق تبسم نشسته ایدای دوستان که در صف شش، هفت، هشت، نُهفرقی نمی کند صف چندم نشسته ایددیگر نصیحت صف اول صلاح نیست!ای ناصحان که در دل مردم نشسته ایدگویند حرف عدل مگویید و مشنویددندان نهید روی جگر خاصه روز عیدوحدت شکن مباش و خیانت مکن دگردعوت به کار و خدمت و همت مکن دگراز کارگر ز دست پر از پینه اش مگواز دردهای سین...

به امید فردایی بهتر - دین ازمنظر شاعر

❇️ دین از منظر شاعر اﺯ ﭘﺪﺭ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﺭﻭﺯﻯ یک ﭘﺴﺮﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺩﯾﻨﻬﺎ ﻛﺪﺍﻡ ﺍﺳﺖ ﺍﻯ ﭘﺪﺭ ؟ ﮔﻔﺖ ﻣﻦ ﺑﺎ ﺩﯾﻦ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﻫﯿﭻ ﻛﺎﺭﭘﯿﺶ ﻣﻦ ﺩﯾﻨﻬﺎ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ﺍﻋﺘﺒﺎﺭ ﭼﻮﻧﻜﻪ آوردیم ﻫﺮ ﺩﯾﻦ ﺟﺪﯾﺪﺍﺧﺘﻼﻑ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺁﻣﺪ ﭘﺪﯾﺪ ﻛﯿﻨﻪ ﻫﺎ ﻭ ﺩﺷﻤﻨﻰ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺷﺪﺟﻨﮕﻬﺎﻯ ﻣﺬﻫﺒﻰ ﺗﻜﺮﺍﺭ ﺷﺪ ﺧﻮﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﯾﺨﺖ ﺑﺮ ﺭﻭﻯ ﺯﻣﯿﻦﺑارﻫﺎ ﻭ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺑﺎ ﻧﺎﻡ ﺩﯾﻦ ﻧﻪ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﻢ ﻧﻪ ﺗﺮﺳﺎ ﻧﻪ ﺟﻬﻮﺩﺳﺮ ﺑﻪ ﺣﻜﻢ ﻋﻘﻞ ﻣﻰ ﺁﺭﻡ ﻓﺮﻭﺩ ﻋﻘﻞ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ ﻛﻪ ﻋﯿﺶ ﺑﯿﻜﺮﺍﻥﻫﺴﺖ ﺩﺭ ﻫﻤﺰﯾﺴﺘﻰ ﺑﺎ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺩﯾﻦ ﻭﻟﻰ ﮔﻮﯾﺪ ﻛﻪ ﺧﻮﻥ ﻛﺎﻓﺮﺍﻥﮔﺮ ﺑﺮﯾﺰﻯ ﺍﺟﺮ ﺩﺍﺭﻯ ﺑﯿﻜﺮﺍﻥ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﻧﺪﯾﺸﺎﻥ ﻫﻢ ﺁﺧﺮ ﺁﺩﻣﻨﺪﺩﯾﻦ ﭼﺮﺍ ﮔﻮﯾﺪ ﻛﻪ ﻣﻬﺪﻭﺭ ﺍﻟﺪﻡ ﺍﻧﺪ؟ ﻣﻦ ﺑﺪﯾﻦ ﻋﻠﺖ...

راه شب موج FM ردیف 60GHz :: نقش دل

بعضی وقتا مینویسی میگی حرف میزنی نگاه میکنی اما نمیشی ی درد لعنتی سینتو عمیق فشار میده  خب شاید ی درد قدیمی باشه دردی ک برا اون مینوشتی حرف میزدی تعریف میکردی و حالا تنهایی تو رو ب سمت اون درد سوق میده ولی باید دووم بیاری  و ب کارت ادامه بدی حتی اگه اون درد اذیتت کنه باید پیش بسوی جلو بری گذشتهای تلخ فراموش کنی خاطراته بده پاره کنی و فقط ب لبخند روز خوشت فکنی ب رفقا خوبی ک کنارتن نباید از اینده ای ک نیومده بترسی اگر میترسی بدون ک بهترین راه مواجه شدن با ترس رفتن تو دلشه پس ی یا علی بگو پاتو محک ...

حمایت از کودکان

یکی از دوستان چند روزی مهمون ما بودند. یه دختر و یه پسر هم دارند . دختره امسال میره مهدکودک ، پسره هم پوشک میبنده . ثنا خعلی بهم علاقه داره . کلا من خودم از بچه های تو این سن خوشم میاد . یه دختر دایی هم دارم که آیساس ، که به شدت دوسش دارم . خلاصه بگذریم . هروقت که میاد ازم میخواد براش کارتون بذارم و کنارش بشینیم . براش شبکه های کارتون جم رو گذاشتم . که تقریبا بعداز هر کارتون ،تبلیغاتی برای آموزش بچه ها میذاره که اگه کسی به حریم شخصیشون تجاوز کرد و به اندام خصوصی اونها دست زد به پدرومادرشون بگن و...

لیست اخبار با محتوای مرتبط متن ﺯﻣﯿﻦ ﮔﺮﺩ طنز تلخ بگو باشه را در فیدولاین جستجو کرد