روی خط خبر

لیست خبرهای جستجو شده برای یکی یدونه ی من

لیست خبرهای جستجو شده برای یکی یدونه ی من ، جستجوهای انجام شده برای یکی یدونه ی من در فیدولاین

پیامک تاپ - متن آهنگ یکی یه دونه محسن ابراهیم زاده

یکی یه دونه عاشقم عاشقي عشق ما دوتاست بحث ما از همه ي آدما جداي جداست اين علاقه که بين ما دوتاست زندگيم بدون تو بدجور رو هواست عاشقم عاشقي عشق ما دوتاست که ميبره هوشو از حواس بين ما دو تا بي قراريه قرار ما رو ستاره هاست يکي يکي يدونه ي مني نه تو دلو نميزني يکي يکي يدونه ي مني نه تو دل نميکني يکي يکي يدونه ي مني نه تو دلو نميزني يکي يکي يدونه ي مني نه تو دل نميکني متن آهنگ یکی یه دونه محسن ابراهیم زاده کي ميدونه چه حالي داره با تو تو هواي شبگردي تا به خودت ميايي يهو ميبيني شبو سر کردي آخه ميدوني ...

برنامه ریزی جامع مقابله با فوبیاهای درون! :: یه خورده من!

تصمیم گرفتم برای اینکه با ترسای بیمارگونه م مبارزه کنم ، یه لیست ازشون بنویسم و سعی کنم تک تک با هرکدومشون گلاویز شم تا بتونم کنار بذارمشون! ترس پرش از ارتفاع: نه فقط ارتفاع،بلکه هر سطحی که حتی نیم متر با زمین فاصله داره.چندبار رفتم رو مبل یا تخت سرپا وایسادم و سعی کردم جفت پا ازش بپرم پایین!ولی واقعا توانشو نداشتم!هی قربون صدقه ی خودم رفتم ،به خودم وعده وعید دادم که ازین بستنی گرد پسته دارا واست میخرم،ولی نشد!همش تصورم از پریدن استخون ساق پاییه که از شدت ضربه از زانو زده بیرون! ترس از هر نوع...

راهنمای تبدیل برنامه frm به exe :: الکترونیک دیجیتال

سلام. الان که به وبلاگم سر زدم دیدم یکی از دنبال کننده هام کم شده!واقعا این سایتایی که منو دنبال میکنن نمدونن که من چقدر برای این وبلاگ زحمت کشیدم.چقدر صبر کردم یکی دنبالم کنه.چقدر صبر کردم یدونه نظر بیاد.آه خدای من!.واقعا که بعضی از آدم ها خیلی بدون فکر هستند!(البته وبلاگای خوبم داریما!)حالا من موندم که چه کنم؟خوب گله بسه!برای این کار باید ابتدا برنامه ی خودتون رو بسازید و سپس ذخیره کنید تا فایل vbp ساخته شه.بعدش برنامه  Package & Deployment Wizard باز کنید و بعد روی دکمه browse.. کلیک کنید...

آهنِ انجیر :: امید ظریفی

توی تعطیلات عید بود که سری به سامانه ی dinningمون (بخونید سامانه ی اطعام دانشجویان) زدم و فهمیدم که سایت رو برام بستن. رفتن توی eduم (بخونید سامانه ی آموزش) و دیدم که به خاطر اینکه کارهای پلیس +10 رو انجام ندادم غیرمجاز شدم. دانشگاه هم برای اینکه سریع تر کارهام رو انجام بدم dinningم رو بسته بود. بهترین ایده ای که میشه زد (-: وقتی برگشتم تهران به خاطر اینکه توی امتحانات میان ترمم بود نرفتم دنبالش. گذشت تا یکشنبه ی این هفته که کمی سرم خلوت تر شده بود. صبحِ زود از خوابگاه زدم بیرون و رفتم دانشگاه و...

سازت را با باهار کوک کن :: ماهی گُلی

من باهارم تو زمین من زمینم تو درخت من درختم تو باهار ناز انگشتای بارونِ تو باغم می کنه میونِ جنگلا طاقم می کنه میگم ماهی گُلی جون، تو نمی دونی چرا این روزا مثه باهارای سالای قبل نیست؟ عزیز جون نه دیگه سمنو می پزه و نه دیگه برامون از اون سبزه ها که به نیت هر کدوممون  سبز میکرد، درست می کنه. یادمه همیشه مواظب سبزه هاش بود. می گفت هر کدوم از این سبزه ها به نیتِ یدونه از بچه هاشه و آدم وقتی یه چیزی رو نیت می کنه به کسی بده، باهاس حتمنه حتما به خودش بده. حتی ماهی گُلیاش با اون ماهی سیاهِ چشم تلسکوپی...

من تسلیمم :: قاب زندگی

_ پریا با اینکه هم اسکوتر داره هم کفش اسکیت باباش براش دوچرخه خریده. اون وقت من، من بیجاره هیچکدوم رو ندارم. هرچقدر به بابام قول دادم دختر خوبی باشم به مامانم قول دادم ناخونام رو نجوم اتاقم رو خودم مرتب کنم، قبول نکردن که نکردن. می دونم بابام حرفی نداره. مامانمه که راضی نمیشه. میگه حیاط مجتمع براى اسکیت مناسب نیست. اسکوتر هم خطر داره. راستش خودم هم یه کم می ترسم که بخورم زمین اما دوچرخه، دوچرخه رو میشه به چرخ عقبش کمکی وصل کرد. یعنی میشه واسه عیدی برام بخرن؟ یا مثلا جایزه کارنامه ترم اول. وای که...

خاطرات 2 :: محزون

خلاصه به مشهد رسیدیم، رفتیم خوابگاه مازندرانی ها، با خودم گفتم واقعا که یه استان دیگه تو مشهد خوابگاه به این بزرگی داره، اونوقت شهر ما... خلاصه رفتیم تو، برنامه از این قرار بود مسابقه ما تو یه روز برگزار میشد خوشبختانه، برنامه ساعت 2 نصف شب حرم بود. هرچند من چون 12 می خوابیدم اون دوساعت در نهایت بیچارم کرد. از بچه های ما کسی نبود. تنها رفتم سوار اتوبوس شدم رفتیم، واقعیتش من همینجوری می رفتم حرم، اذن دخول اینا هم نمی خوندم. البته بازم اجباری نیست. هست؟  خلاصه، خیلی کیف می داد نصف شب حرم، ولی فردا...

حق گرفتنیه! :: همینه که هست ...

بچه که بودم ، راهنمایی بودم ، بابا صبح به صبح بهمون شکلات میداد . نفری دو تا به پسر ها میداد یدونه به من ! یبار بهش گفتم بابا چرا به من یدونه شکلات میدی به اونا دو تا ؟ گفت چون تو زیاد شکلات نمیخوری ! گفتم نمیخورم ولی دلیل نمیشه که به من یدونه کمتر بدی ! نباید بینمون فرق بزاری ...بعد بابا خیلی ریلکس گفت خیلی عذر میخوام ! از اون روز به بعد دیگه سهم هر سه تا مون توی همه چی مساوی بود !.پ.ن : حرفتون رو بزنید ، اگه حس میکنید حرف تون درسته حرفتون رو بزنید . درسته که همه توانایی درک و هضم حقیقت رو ندار...

تنهاترین پسر شهر - سیس اشتباه

از طرف مدرسه مارو برده بودن یکی از پادگامای سپاه قرار بود چند شب اونجا  بمونبم...ظهرش رففته بودم بالای کوه میدون تیر . تو راه برگشت چهارتا دشویی صحرایی توراه بود تا خوابگاه. بعد کلا همین دشویییا تو پادگان سالم بود و قابل استفاده عموم بود.چون کم بود خیلی صف طولانی جلوشون بود منم بیخیال شدم گفتم حتمن نزدیک خوابگاه یه دشویی هست حتمن.میرم اونجا.....خلاصه رسیدیم خوابگاه منم خیلی شدید دشویی داشتم. به رفیقم گفتم بیا بریمدنبال یه جایی بگردیم من بش....(کارمو بکنم).یدونه پیدا کردیم رفتم تو فهمیدم آب نداره...

ترجمه آهنگ Let Go بی تی اس :: bts fans

قبل از خداحافظی مون ، رهاش میکنماما من توی پیچ و خمای قلبت گم شدممثل تغییر از یدونه به دوتا راه های ما اینطوری تقسیم بندی شدناگر سرنوشت من اینقدر ناپیدائهبنابراین این آخرین نامه ی منهکلماتی که من مینویسمشونمثل وقتی که خودکارم رو ترک میکنن ، ناپدید میشنمن احساسات زیادی برای تو دارمباید رهاشون کنملگو رو از هم جدا میکنمتو مرحله ای که نتونم به عقب برگردمبه خود قدیمیمپس همینطوری باش ، گریه نکنمن میذارم بری و پرواز میکنمهر روز پر از مشغله سمن خودمو مشغول نگه میدارمبرای پرت کردن حواسم برنامه م رو پر می...

وب سایت فیدولاین یک موتور جستجوی خبر، وبلاگ و مطالب فارسی میباشد. تمامی مطالب بدون دخالت نیروی انسانی توسط نرم افزار جستجوگر، جمع آوری و نمایش داده میشود و فیدولاین در قبال محتوای آنها هیچ مسئولیتی ندارد.

لیست خبرهای جستجو شده برای یکی یدونه ی من ، جستجوهای انجام شده برای یکی یدونه ی من در فیدولاین