روی خط خبر

لیست خبرهای جستجو شده برای واسه خودم

لیست خبرهای جستجو شده برای واسه خودم ، جستجوهای انجام شده برای واسه خودم در فیدولاین

تولد

حدود ۱۰ روز پیش تولدم بود. متاسفانه به علت وضعیت بد مالی نتونستم واسه خودم هیچ هدیه ای بخرم. روحیه ام خیلی خراب بود. چون مدرسه هم طلبمونو تا آبان ماه نمیتونه تسویه کنه. مدام وعده میدن.خاکبرسرها مامانم و بابا برام یه ساعت نقره گرفته بودن. خواهرمم یه تیشرت و شوهرمم یه کارت هدیه صدتومنی بهم داد. دستشون درد نکنه اما نمیدونم چرا ذوق زده نشدم. حالم تا شب خیلی گرفته بود. حتی نتونستم واسه خودم کیک بپزم. کارت هدیه شوهرمم مستقیم دادم به خواهرم بابت بخشی از قرضهایی که ازش کرده بودم. توی دلم گفتم خدایا امرو...

امان از بی مخاطبی :: سفر تکوین

سلام راستش امروز به مرحله ای رسیدم که شدیدا دلم میخواست با یکی حرف میزدم ولی هیچکس نبود.. هیچ کس نبود که من بهش اعتماد داشته باشم و اینکه وقتی باهاش حرف میزنم احساس عذاب وجدان نداشته باشم... دلم میسوزه واسه خودم دلم میسوزه واسه خودم شاید چون هیچکس دیگه نیست که دلش واسه من بسوزه.. شاید چون من تنهاتر از اونی هستم که حتی کسی منو ببینه... از تنهایی بیزار شدم ولی از بودن با آدم ها میترسم..من از برداشت اشتباه شدن از سوءتفاهم ها از دوست نداشته شدن .. میترسم... من خیلی میترسم .. این امتحانات و درس لعنتی...

حریم شخصی! :: آسمان شب

امسال یه چنبار رو کاغذ چک نویسای بغل دستم نشستم نوشتم واسه خودم از حال درونیمو طبق معمول فحش دادن به خودمو کلا هرچی که تو مغزم بود یه جورایی مثه همین پستایی که اینجا مینویسم و خیلی خصوصین واسه خودم. خلاصه هربار که یه کاغذ به اون نوشته ها اضافه میشد همه رو میذاشتم کنار هم و هرجااا میرفتم با خودم میبردمشون چون میدونستم اگر بذارمشون خونه مامانم پیداشون میکنه و میخونتشون.تا اینکه یه روز نبردمو مامانم نشسته کیفمو مرتب کرده کاغذ چک نویسا رو گذاشته تو یه جیب اون نوشته هارم مرتب تو یه جیب دیگه.://///// ...

هووووووووووووووووووووووووف

سال هايِ سال فكر ميكردم ادمِ درونگرايي هستم ولي من برونگراييُ به درجه يِ اعلي رسوندم اونقدري كه وختي ميبينم گوشي واسه شنيدنِ حرف هام پيدا نميكنم تو وبلاگم مينويسم تو دستشوييُ تو حموم خودم با خودم حرف ميزنم خودم خودمُ دلداري ميدم خودم به خودم راهكار ارائه ميدم خودم عدالتِ خودم ميشم خودم عطوفتِ خودم ميشم خودم خودمُ بازخواست ميكنمُ واسه خودم جزا تعيين ميكنم خودم به خودم احسنتُ باريكلا ميگمُ واسه خودم پاداش تعيين ميكنم خودم خودمُ بالا ميبرم خودم خودمُ بالا ميارم خودم برنامه ريزي ميكنم خودم به خودم م...

داستان زندگی

یادمه پنج سالم بود که رفتم کلاس اول!مادر کلی خواهش والتماس به مدیر مدرسه که این نابغه ست و ازین حرفا...(البته از دید هر مادری بچه ش نابغه س)اخه چهار سالم که بود کل سوره بقره رو حفظ بودم از طرف مهدکودکم بهم یه گردنبند طلا به عنوان جایزه داده بودن که هنوز دارمش...بیچاره مادر که فکر میکرد عجب بچه ی نخبه ای داره و قراره کجای دنیا رو فتح کنه...خلاصه ما با کلی امید و آرزوی مادر راهیه مدرسه شدیم! خوب یادمه اونقدر کوچولو بودم که همیشه صندلی جلو مینشستم و وسطای درس شیطنتم گل میکردو میرفتم روی میز میشستم ...

افکار‌ پریشون :: MyAbsurdThoughts

چی بگم ؟ باور کنید منم از این همه چس ناله کردن بدم میاد . ولی خب این وبلاگ از محدود راه هاییه که به ذهنم می رسه . چند وقته که احساس می کنم دو نفر شدم . یکیش منم که رو یه قایق کوچولو نشته ، یکی دیگش خودمم که مثل یه اقیانوسِ طوفانی می مونه که می خواد منو غرق کنه . از یه طرف خود خوری میکنم از یه طرف شروع می کنم به روحیه دادن به خودم . یه طرفم میگه آهنگ هایی مثل stand by me , love is a losing game , all I ask و ... گوش میده و یه طرف دیگم I will survive , since you have gone  و broken beaten scared ...

من و دنیا - خود واقعیم

به نام خدای مهربانم  سلام . این جا واسه گفتن حرفایی که ته دل میمونه جای خوبیه ... راستش احساس خاصی دارم که شبیه هیچ چی نیست ... نه حال قدم زدن دارم نه هیچ ... انگاری دارم راهی رو میرم که نمیشناسم ... وقتی به قبل نگاه میکنم میبینم واقعا درس خون بودم و رویاهای بزرگی داشتم اما نه پزشکی و این چیزا .... راستش من  خیلی کمال گرام رویاهامم هر چقدر که بزرگ اما منو راضی نمیکرد یه روز میخواستم آروم و در آرامش زندگی کنم یه روز در اوج و افتخار ... رویاهایی برای تغییر دنیا ... برای منی که خودم رو لایق نمیدون...

من و دنیا - حرف های ناتمام...

به نام پروردگار عشق...سلام . این روزها دارم از زندگیم لذت میبرم ... شاید اگر مثل گذشته ها نگاه میکردم لذت بخش نبود اما یکجوری انگار قدر ثانیه های زندگیم را میدانم .... از نشستن کنار دوستانم لذت میبرم ... از غذا خوردن لذت میبرم ... از راه رفتن و از همه چی ....زندگی به اینصورت خیلی خوبه ...کتابی که اواخر تابستان شروع کردم رو دارم ادامه میدم و داستانش جذاب شده و الان علاقه زیادی به ادامه دادنش دارم ... از کتاب خوندن لذت میبرم ... ماجرای عاشقانه جوئین پلین و دئا عشقی اسمانی است ...امروز بشدت رفته بو...

21 اُمین : تو چقدر با وفایی! :: اُتاق زیر شیروانی

من اگه خونه میزاشت حتما یک سگ واسه خودم میخریدم ، چقدر اینا با وفا هستن آخه! خبر خوش واسه خودم اینکه از ۷ فروردین باشگاه باز میشه.     وبلاگ نوشت : چقدر خاک روی این منوی [book] رو گرفته، فکر کنم حدود ۲۵ روزی میشه که تغییری نکرده!

تنها مرا رها کن/ترک من خراب شب گرد مبتلا کن :: بِــرِیــــو

زهر بودم امشب...آگاهانه آگاهانه...مار بودم...خزیدم...نیش زدم...درد پاشیدم...حال گرفتم...تلخ بودم،تلخ بودم تلخ بودم...آخ از وقتایی که عصبانیم...کاش سلام میکردم بهش...جدی...کاش زود قضاوت نمی کردم...کاش دلشُ نمی شکوندم...در هر صورت...غم دار شد دل خودمم...اومدم نشستم قلپ قلپ قهوه ی تلخ و بدمزمو خوردم...ابی گوش کردم...حتی دو سه تا گوله اشک چکید از چشمم...ولی بدجنس شده بودم امشب...تو دلم هی گفتم دلم نسوزه براش...این به اون درِ فلان کارش...بدجنسیمو نشستم هی واسه خودم توجیه کردم...هی از سر شب نشستم واسه...

وب سایت فیدولاین یک موتور جستجوی خبر، وبلاگ و مطالب فارسی میباشد. تمامی مطالب بدون دخالت نیروی انسانی توسط نرم افزار جستجوگر، جمع آوری و نمایش داده میشود و فیدولاین در قبال محتوای آنها هیچ مسئولیتی ندارد.

لیست خبرهای جستجو شده برای واسه خودم ، جستجوهای انجام شده برای واسه خودم در فیدولاین