روی خط خبر

نیت خیلی مهمه بگو باشه

لیست اخبار با محتوای مرتبط متن نیت خیلی مهمه بگو باشه را در فیدولاین جستجو کرد

سلام تک ستاره آسمون دلم

سلام نازنینم ، سلام هستی دلم این اولین نامه ای که اینجوری دارم برات مینویسم ، الان ساعت یک ربع مونده به دو و فردا چهارمین روز ماه رمضانه و میخوای بری مشهد خیلی دوست داشتم اولش باهات بیام ولی بعدش دلم یه جوری شد و ناراحت شدم از خدا کمک خواستم و سراغ قرآن رفتم که دو صفحه آخر سوره فرقان اومد آخه نیت کردم و به خدا گفتم آخر کار منو عزیز دلم چی میشه من تو رو خیلی دوست دارم واقعا خیلی و از تو بزرگترم و باید خیلی مواظبت باشم ، نازنینم من نسبت به تو احساس مسئولیت میکنم البته اگه شما لایق بدونی خیلی نگران...

دو رکعت نماز صبح با من :: مبارز

نماز صبح در ماه رمضان، شاید یکی از اول وقت ترین نمازها باشه در بین کل نمازها...بعد افطار هم که باید خیلی اراده قوی داشته باشی که نمازت اول وقت بشه... :دی میخوام از نماز صبحم بگم، یعنی یکی از نماز صبح هام. چون الان که به ذهنم رسید نماز صبحم رو اینجا بنویسم، همزمان این فکر هم به ذهنم اومد که هر نماز صبحی شاید برای خودش منحصر به فرد باشه(و به همین ترتیب هر نمازی) و دیگه تکرار نشه...   اول از وضو شروع میشه:وضو میگیرم قربه الی الله! همراه با صلوات... با باز کردن جانماز، همیشه این به ذهنم میاد که اذان...

قسمت ۶ :: ❤عشقولانس❤

الو؟!!-نفس؟-ییه آرمین؟!!! ای خدا تو با این صدات گفتی که بنفشه ای؟-گوشی رو دادم به منشیم حرف زد-چرا به گوشیم زنگ نزدی ؟-نه این که جواب میدی -آخ گوشیم تو اتاقه یادم رفته از رو سایلنت در بیارم  ..«یهو زدم زیر گریه و با ترس گفت:»چیه؟!!!-آرمین ،آخ آرمین...-جان؟«حالا توی اون حال بد قلبم هری ریخت چقدر بهش بهش نیاز داشتم با هق هق گفتم:بابام به همه ی ما خیانت کرده ،باورم نمیشه این بابای من باشه دارم آتیش میگیرم،یه چیزی عین گلوله داغ تو سینه امه تا صبح بیدار بودمو گریه میکردم تازه فهمیدم چقدر از شناخت با...

ول کن جهان را، قهوه ات یخ کرد!

گفتم که دارم تمرین ِ "راحت، دل کندن" میکنم، نه فقط از آدم ها، که از خاطره ها، مکان ها، هر چیزی که چیز باشه!!!! چه در فضای مجازی یا حقیقی... بالاخره همه ی ما می تونیم برای یک بار هم که شده شجاعت و جرأت به خرج بدیم و آدمی که نباید باشه، چیزی!!! که نباید باشه، خاطره ای یا نوشته ای که نباید باشه رو بذاریم کنار و ازش دل بکنیم، من امتحان کردم بالاخره، نمیگم واسه همه چیز!!! و همه کس جواب میده قطعاً در خیلی از موارد هم جواب نمیده، اما خب چرا روی اون مواردی که جواب میده امتحان نمی کنیم؟ خوشمون میاد دور و...

قسمت ۵ :: عشقولانس

با حرص گفتم :برو بده هموناییکه میاوردی اینجا برات غذا درست کنن -وای وای خدای من خب اگر روم حساسی خب بگو-برو کنار«کش داررو منت کشانه گفت»:- نفـــــــس-برو کنار آرمین میخوام برم -بری؟«با لحن جدی ای گفت:»-خیله خب ،نونرِمن ،دروغ گفتم که حس حسادت تورو تحریک کنم من هیچ کسو تا این حد به حریمم نزدیک نکردم «با پشت انگشتای دست راستش روی شونه و بازوم کشیدو گفت:»-هر کسی سوگلی من نمی شه نفسباتردید نگاش کردم و ناباور گفتم:-دروغ نگو آرمینتو چشمام زل زدو گفت:-برای چی باید بهت دروغ بگم حتی اگر عکس این قضیه هم ب...

اول حرف فراموشی... :: فراردل ها

میشه فردا صبح که بیدار شدم دوباره بهم بگی که دوستم داری؟من بیشتر حرف هارو یادم میره قبلا اصلا اینجوری نبودمهمه چیز خوب یادم میموند همه ی شماره تلفن ها ادرس ها اسم ها و هرچیزی که بایداما الان برعکس شده. برای اینکه هرچیزی یادم بمونه خیلی تلاش میکنم اونقدری که مغزم درد میگیره اما انگار اصلا هیچ فایده ای نداره...میدونی بدیش چیه؟ اینکه بقیه ادم ها فکرمیکنن تو از اونایی هستی که در لحظه خیلی به موضوع توجه میکنی و اهمیت نشون میدی اما وقتی میری خونه حتی سعی نمیکنی بهش فکرکنی یعنی این اصلا خوب نیست که کسی...

یک قلب فشرده ی پر از امید :: و نراهُ قریبا

سلامتو ذهنم بود، که ذیل چندتا مطلب مباحثه ای مفید زنبیل گذاشتم برای ادامه ی بحثو تو خاطرم بود چندتایی نظر پرمغز قوی دارم که قول دادم سر فرصت بیام جواب بدم.اما نمیدونستم انقدر قدیمی و زیاد شده...من معذرت میخوامکه یادم رفت یا جواب ندادم یا شما سوال پرسیدین که چی بود این که گفتی مصداقی بگو،و من هنوز نگفتم...*فعلا بخاطر همین بدهی هاهیچ مطلبی منتشر نمیکنم...و نیستم.*بهمن مون خیلی شلوغه یحتمل.خود این شلوغ بودن، اینکه فکر کنی همه ی کارها تو برنامه ی روزانه ات جا نمیشه، باعث میشه بترسی از شروعاما شیطون ...

شانزدهمین عکس سه در چهار :: ماه و ماهی

1. دیروز و پریروز برای اولین بار پشت ماشین اتوماتی جز ماشین اتوماتی که دوره ی رانندگی باهاش دیده بودم نشستم ! بخاطر فاصله ای که افتاده بود کلا یادم رفته بود رانندگی با ماشین اتوماتی که ویژه ی من باشه چطوریه! دیگه شاید شمام کوبیدن اشتباهی پاتون به نیت کلاژ رو تجربه کرده باشین حالا من علاوه بر اون بخاطر تغییر کلی جای پدال پای راستم چند بار فنا رفت اومدم گاز بدم پام تق خورد به یه فلز کجکی که گاز سمت راست رو کور کرده و چند بار هم یادم رفت ماشین اتوماتیکه و خواستم کلاژ بگیرم بعد خب من به این نیت میخو...

1 :: روزهای سبزخانم X

خصوصی ترین حرفای من فقط شامل بحث شیرین ازدواج و آدم های مرتبط با اون میشه!هرچند برای خودم برنامه ریزی کردم که تا قبل از مشخص شدن تکلیف کارها و برنامه هام دنبال ازدواج نرم ولی این دلیل نمیشه که چشمام رو برروی فرصت ها ببندم!!!درگام اول و دالبته صرفا جهت پاک سازس فلش ابی سفیدم کتاب ازدواج گ گ رو دارم خلاصه سازی می کنم و شاید هم تمریناتش رو انجام بدم!فعلا که مشخص نیست :)ملاقات با همسر آده 4 گام داره!1- شناسایی موانع ذهنی.2-پاک کردن اونا.3-برنامه ریزی و 4 وقت عمللللللللللللللل!!!گام اول:فواید مجرد بو...

خاطرات آمپولی پزشکی پرستاری

خاطره اقای سام سلام چطوری؟😉 دیگه احتیاجی نیست توضیح بدم،سه چهارهفته ای میشه که درگیر بیمارستان و دکترم😑حالم شدید بده و الآن که دارم براتون خاطره مینویسم چندساعتی میشه که از بیمارستان اومدم،تازه هم بیدار شدم 😪این دفعه ربطی به قلبم نداره ولی بی ربطم نیست خیلی، از اینجا شروع میشه که سه چهار روز پیش دایی بزرگم(همون که متخصص اطفاله)اومده بود خونمون نی نی رو ببینه منم ببینه مامی رو ببینه،ددی هم که سر کار بود دیگه😅منم خب اون روز  مدرسه نرفتم مدرسه تعطیل بود،صبح از خواب بیدار شدم رفتم نشستم سر گوش...

لیست اخبار با محتوای مرتبط متن نیت خیلی مهمه بگو باشه را در فیدولاین جستجو کرد