روی خط خبر

لیست خبرهای جستجو شده برای نوشتن-نبودن

لیست خبرهای جستجو شده برای نوشتن-نبودن ، جستجوهای انجام شده برای نوشتن-نبودن در فیدولاین

بهبود خط دانش آموز :: پیام مشاور

چند راهکار برای بهبود"خط "دانش آموزان☘️ اگر بیش از حد  کج می نویسد، موارد زیر را بررسی و اصلاح کنید1⃣بسیار نزدیک بودن بازو به بدن2⃣بسیار سفت گرفتن شست موقع نوشتن3⃣دور بودن نوک قلم از انگشتان4⃣صحیح نبودن جهت کاغذ5⃣درست نبودن جهت حرکت قلم ....................................................☘️اگر بیش از حد راست می نویسد،موارد زیر را بررسی و اصلاح کنید1⃣بسیار دور بودن بازو از بدن2⃣بسیار نزدیک بودن انگشتان به نوک قلم3⃣هدایت قلم توسط انگشت سبابه به تنهایی4⃣صحیح نبودن جهت کاغذ

...

عزیزم سلام یه چیزی بیا بی وفا بشیم دوسدارم که ما یجور از همدیگه جدابشیم فکرشو کردم و گفتم واسه چی دیونه شیم بهتره ماهم مث تموم عاقلا بشیم دورشدیم از حرفای روزای آشنایمون سختهههه اما بیا باز مث غریبه ها بشیم ستاره خاستم بچینم، دیگه دستم نرسید ما باید نزدیکتر از این ب ستاره ها بشیم فکرشو کردی خدا دیگه مارو دوست نداره بیا باز بنده های عزیز واسه خدا بشیم . . سلام وبک جونم دلم واس نوشتن تنگ شده بود ببخشید ک بدون انرژی شروع کردم، بهتره بگم ببخشید ک اصن هروقت دمقم میام به بهونه ی نوشتن .... آخه اینجا م...

در پی نوشتن آخر سال :: پانوشت

چند وقتیه که دیگه چیزی ننوشتم، اصلن خیلی وقته فکرم سراغ نوشتن نرفته دیگه، حتی چند تا ایده های خوب هم برای نوشتن داشتم ولی دیگه حس و حالی برای نوشتنشو نداشتم تا جایی که به نظر می رسید چیزی برای نوشتن نداشتم. احساس می کنم تنها انگیزه برای یک بلاگر که وبلاگشو ادامه بده اینه که خودشو مخاطب نوشته هاش بدونه. من از این اصل جدا شدم و کم کم یادم رفته بود که اصلن این وبلاگ قرار بود برای خودم باشه یعنی یه جورایی نمودی از چیزهایی که تو ذهنمه، می بینم یا باهاشون درگیرم باشه و به جاش فکر می کردم دارم برای یک ...

خودم و روزهایم - سپری شده

امروز خوب بود تقریبا تونستم کمی به سوال جواب هایی که منتظرش بودم برسم.اما تلاشم!تلاشم برای رسیدن به خواسته اصلیم خیلی کم بود و زمان کمی رو برای خوندن گذاشتم.هنوز در ساعتی که در ذهنم میگذره بیدار نشدم و تماما به خواب میگذره و بعد از خواب تعلق به بی هوایی هایی که روزگار یا تعین کرده یا اینکه از سر ترحم و دلسوزی یا چیزی بیشتر یا کمتر منو وادار به اینکار میکنه که نرم سراغ کتابام!!!هنوزم نتیجه دلسرد شدنم رو نمیدونم اما امروز روز خوبی بود و تونستم و خواستم و کمی موفق بودم.میدونم زمان زیادی نمونده ودار...

کمال گرایی و دردسر هایش1 :: موقعیت های مرزی

آخخخخ...آن قدر معطل کرده ام برای نوشتن  که پاک از دستم دررفته است آن روزهایی که عادت به نوشتن داشتم .یکی از بدترین هوارض کمال گرایی این است که شخص نمی تواند ، وارد رقابت ، یا چالش های جدید شود ، چرا که از شکست می هراسد  و  از موفق نبودن . من نویسنده ی خوبی نیستم ، ولی به شدت نوشتن را دویت دارم و از آنجایی که خوب نمی نویسم خب معلوم است که آنقدر خودم را معطل می کنم و  و لذت ساختن کلمات را به زمانی که مطلب خوبی برای انتشار داشته باشم  موکول می کنم  و این یعنی هیچ وقت .. ولی امسال زمان خود درمانی  ا...

برای تو (لابلای خط‌ها) :: برای تو می‌نویسم

گاهی نیمه شب از خواب بیدار میشم و شروع می کنم به نوشتن خوابی که داشتم می دیدم. توی خواب تو رو گاهی بالای پشت بوم می بینم. نه یه بار، نه دو بار، چند بار.  برام عجیب نیست. داستانی دارن پشت بوم ها. حداقل واسه من. واسه من پر از شعرها و داستا ن های آشنا هستن. دوست دارم شعر supposed to be از Tom Odell رو بذارم همین وسط. بذارم اون از پشت بوم بگه. ولی... چی بگم... زبون من از راست به چپه و زبون Tomm Odell از چپ به راست. بذار بهت بگم؛ خدا نکنه کسی بخواد چپ و راست رو با هم ترکیب کنه توی یه متن! اصلأ انگار ...

گاهی دعا هم بی‌دعا بهتر اجابت می‌شود :: مُنَقَّش

امروز همه چیز به آخرش رسیده بود، لبالب بود و هرلحظه می خواست که خودش را خالی کند. آسمان آنقدر پر بود، که هرازگاهی نم نمی از خود بروز می داد. درخت ها آنقدر آشفته بودند، که گاهی سعی می کردند جابجا شوند، و من نمی دانم چرا تلاشِ آن ها را بقیه نمی بینند. برگ های سبز، که لابلای آسفالت مدرسه رشد کرده بود، از بین رفته بود و دیگر آن منظره ی سرزنده وجود نداشت. من هم دیگر جا نداشتم. واقعا تحملش سخت است. تظاهر. تظاهر به حال خوب. جلوی هم کلاسی ها. جلوی معاونی که حتی نگاهش هم متوقع است از تو! جلوی دبیرهایی که...

غرقه ی غرقاب :: غرقه

وقتی از جست و جو حرف می زدم توی این وبلاگ و غر گاهی، وقتی دلم ناخوشِ ندونستن و کافی نبودن و کامل نبودن بود، وقتی کلمات رو ردیف نمی کردم، بلکه می پیچیدم و شما نمی تونستین بخونین، وقتی هر وقت جز تاریکی نبود ته حلقم میومد پای غرقابی که توی بلاگ دارم، یعنی این جا فراموش کرده بودم که هر چیزی زمانی داره. اتفاق هایی که الان برای من نمی افتن، به درک. شاید مدل من نیست پذیرش این اتفاقا اصلا. شاید وقتش نیست. شاید ابن الوقت نیستم. اساس رو در مورد اون موضوع به خاموشی گذاشتم و اگر قرار به خاموشیه علتی وجود ند...

برای خودم. :: خودکار بیک

میخواستم همه ی پستامو پاک کنم و دوباره شروع کنم به نوشتن. نوشتن، حقی که اخیرا هم خودم از خودم گرفتم و هم دیگران. میخواستم تغییر ادرس بدم. برای نبودن یه عده که ادرس اینجارو دارن. برای کسایی که تو زندگی حضوریم هستن و نمیخوام یه چیزاییو بخونن. نمیدونم تغییر ادرس کار درستیه یا بهتره از اینجا برم و یه خونه ی جدید برای نوشته هام پیدا کنم. بعضیاتونو دوست دارم. خیلیاتونو :(  الان که فکر میکنم داشتن وبلاگی که حضوریای زندگیت ادرسشو نداشته باشن خیلی مفیده. برای وقتایی که از خواب بیدار میشی و دفترچه ی خاطرا...

یادداشت 276، پایتخت :: زندگی با طعم لادن

پایتخت 5 رو دوست نداشتم. اگه تا امروز چیزی ننوشتم برای این بود که پیش داوری نکرده باشم. فصل های اول این مجموعه، از موفق ترین برنامه های تلویزیونی در طول این سالها بود. خانواده ی معمولی که بی ادعا، با وجود بسیاری از مشکلات در کنار هم، یک دل و همراه با هم داستان هایی رو پشت سر می گذاشتن، خیلی خوب جای خودش رو توی دل مردم باز کرد. تا جایی که موضوع تکراری و کلیشه ای (تهران جای خوبی برای مهاجرت نیست و اه اه تهران!)  رو قابل پذیرش میکرد. نقی، هما، ارسطو هیچکدام آدمای عجیب غریبی نبودن، سوپرمن نبودن، از ...

وب سایت فیدولاین یک موتور جستجوی خبر، وبلاگ و مطالب فارسی میباشد. تمامی مطالب بدون دخالت نیروی انسانی توسط نرم افزار جستجوگر، جمع آوری و نمایش داده میشود و فیدولاین در قبال محتوای آنها هیچ مسئولیتی ندارد.

لیست خبرهای جستجو شده برای نوشتن-نبودن ، جستجوهای انجام شده برای نوشتن-نبودن در فیدولاین