روی خط خبر

لیست خبرهای جستجو شده برای ناز چشمانت

لیست خبرهای جستجو شده برای ناز چشمانت ، جستجوهای انجام شده برای ناز چشمانت در فیدولاین

ناز چشمانت

با دو عالم نتوان ناز چشمانت را خریدگر می نوشم که بفروشم هوشم که نکوشمسینه بشکافم لب ببافم درد صرافمتو...گرم باشد بازار مصر و شامت بپا هزارانی در بند و یکی نباشد رها "مس"

شعر در مورد احترام به دیگران :: وبلاگ قلوچ

شعر در مورد احترام به دیگران شعر در مورد احترام به دیگران ,شعر در مورد احترام به حقوق دیگران,شعری در مورد احترام به حقوق دیگران,شعر درباره احترام به دیگران,شعری در مورد احترام به دیگران,شعر در مورد احترام گذاشتن به دیگران,شعر درباره ی احترام به دیگران,شعر احترام به دیگران,شعر درباره احترام به دیگران,شعر در مورد احترام به دیگران,شعر در مورد احترام به حقوق دیگران,شعر احترام به حقوق دیگران,شعر کودکانه احترام به دیگران,شعر احترام به عقاید دیگران در این مطلب سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعا...

ناز کم کن نازنین...♡ :: زهـــــــره نســـــاجیان

  گاه گاهی حال من چونان رها موهای توست مرکز آرامشم در کنج بازوهای توست   ناز چشمانت بنازم، ناز کم کن نازنین نبض قلبم منطبق با قوس ابروهای توست   خنده هایت جای خون در من عسل جاری کند خوشترین شهد عسل در چال کندوهای توست   فتنه بر پا کرده ای بین رقیبانت ببین! خون به پا کردی همه دعوا سر موهای توست   چشم صیادم که چون شیری کمین چشم توست دست آخر خود اسیر دام آهوهای توست   شهر دل ویران شد از زخم کلامت مه لقا سینۀ چاکم ببین زخمی چاقوهای توست   ترس دنیا رو به من می آورد با من بمان تکیه گاهم شانه ها و کنج ...

جام جهانی چشمات :* :: حبه انگور

چشمانت بسته بود، صدای گریه فضای اتاق عمل را پر کرده بود، لپ نرمت را چسباندند به گونه ام، چقدر ناز بودی تو دختر. نگرانت بودم، نمی دانستم سالم هستی یا نه، می دانی... آخر زود آمده بودی، آن هم نه چند روز، چند هفته... اجازه نداشتم بنشینم، اجازه نداشتم تکان بخورم، گفتند نگران نباش سالم است، نگران نباش، نگران... در بخش، روی تخت افتاده بودم که تو را گذاشتند در آغوشم. نگاهت کردم، چشمانت بسته بود هنوز. روی سینه ام بودی، روی قلبم، تو کوچولوی ناز من، لیلی ناز من :* کمی که شیر خوردی، چشمانت را باز کردی، چ...

خورشید چشم هایت

گفتی: هر گز نخواب!گفتم: چرا؟گفتی: بستن چشم هایت روزگارم را چون شب سیاه می کند گفتی: خورشید بی فروغ می گردد!گفتم: چه وقت؟گفتی: آن دم که تو چشم باز می کنی گفتی: حتی پلک هم نزن!گفتم: چرا؟گفتی: یخ زده ام از سردی احساس آدم هامی خواهم گرم شوم از حرارت خورشید چشمانت " مریم ... شیرین ناز"

دلنوشته /خاطره/زندگی - چشمانش

چه کردی با دلم که در کمتر از یک پلک زدن غمزه و ناز نگاهت چنان مدهوشم کرده که نه عقلی ماندو نه دلی، بربطی خاموش نواختی تا که به خود آمدم بادیه نشین کوی و برزنت شده بودم ، توانگری تو در دلبری یا بیچارگی من در سر سپردگی ، چشمان غماض تو یا بیچارگی من ،دلنوازی تو یا لرزش دل من، یا می ناب چشمانت ، هر کدام که بود ؛ ولی مرا چنان مست و سر خوش کرده که با خیالت  به سرزمین لایتناهی عشق و غزل سفر کردم تا آنجا که همیشه و ناخودگاه نام زیبایت را بر لبم زمزمه میکنم و مجنون درگاهت گشته ام باشد که تو نیز .....  

من عاشق چشمت شدم

وقتی گریبان عدم با دست خلقت می دریدوقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید وقتی زمین ناز تو را در آسمان ها می کشیدوقتی عطش طعم تو را با اشک هایم می چشید من عاشق چشمت شدم، نه عقل بود وُ نه دلیچیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بودآن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کردآدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد من بودم و چشمان تو، نه آتشی وُ نه گِلیچیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی من عاشق چشمت شدم شاید کمی هم بیشترچ...

وضعیت سفید - غنچه درخاک

لعنت به جنگ ناتمام...لعنت! لعنت به آن دستی که از لب های تو،غنچه ی ناز تبسم را گرفت؛او که انسان خواندنش قطعا خطاست.او که کارش کشتن و ظلم و ریاست.او همانی است که سیبِ سرخِ روی گونه ات را بر زمین انداخت... آخر کبوتر! تو در این دعوا، دراین بلوا ، در این رسوایی پیدا،در این بازی میان گرگ و کفتاران بی پروا،چه تقصیری،چه نقشی داشتی آخر؟ گناه تو چه بود؟!تو در دستت عروسک بود و او موشک.تو در قلبت شفقت بود و او نفرت.تو در دنیای رؤیاهای خود پرواز میکردی و او تیر و کمان بردست،دنبال تو بود...پیدایت کرد...«تو که...

فتنه :: نوشتنی های آلبرت

دلم چه میگیرد وقتی میگویی اگر کنارت بودم الان فلان کار را میکردم یا اگر الان نزدیکم بودی حالم را خوب میکردی.ببخش مرا.این روزها به خیالات بها نمیدهم.دیوانه هم نیستم.جامه خوابم بوی تو را میدهد.خیالات نیست.نکند آن گوشه دنیا وقتی خوابم مرا در آغوش میکشی؟نکند به تماشایم مینشینی؟من هرگز از تو فرار نمیکنم.قول میدهم دل و جانم را فقط به راهت بگمارم.من از هیج کلمه ای هراس ندارم و اگر اینها را بخوانی کلمه به کلمه نوشته هایم چشمانت را با ناز ونواز می بوسد و تو را در آغوش میکشد.اینها مفت واژه نیست.اینها دیگر...

وب سایت فیدولاین یک موتور جستجوی خبر، وبلاگ و مطالب فارسی میباشد. تمامی مطالب بدون دخالت نیروی انسانی توسط نرم افزار جستجوگر، جمع آوری و نمایش داده میشود و فیدولاین در قبال محتوای آنها هیچ مسئولیتی ندارد.

لیست خبرهای جستجو شده برای ناز چشمانت ، جستجوهای انجام شده برای ناز چشمانت در فیدولاین