روی خط خبر

لیست خبرهای جستجو شده برای مادرم، با ریختن خونم از زحماتت قدردانی می‌کنم

لیست خبرهای جستجو شده برای مادرم، با ریختن خونم از زحماتت قدردانی می‌کنم ، جستجوهای انجام شده برای مادرم، با ریختن خونم از زحماتت قدردانی می‌کنم در فیدولاین

مادرم از من به شدت بدش میاد :: خانواده برتر

سلام ... من همون دختریم که قبلا پست گذاشتم به این عنوان که دختریم دوست دارم کنار درسم ازدواج کنم ... من جواب بله رو دادم و بقیه ی مراسمات افتاد برای تابستون . نکته ای که برام مهمه اینکه من تا اتمام درسم نزد مادرم هستم , خب اگه یادتون باشه من خوابگاهی هستم و اومدنم به خونمون فقط عیدا و تابستوناست ، یادتون اگه باشه عرض کردم که مادر بنده بداخلاق تشریف دارن !! حالا بذارید بد اخلاقی رو توضیح بدم .. ایشون به شدت از من بدشون میاد یعنی دستای بنده رو نجس قلمداد میکنند و نمیگذارند مثلا اگه قراره چایی بخو...

من از هیشکی به جز تو آقا خیری ندیدم :: جـــوادیـــه

من از هیشکی به جز تو آقا خیری ندیدممن از هیشکی به جز تو آقا خیری ندیدمبیا و راحتم کن آقا دیگه بریدمچقدر برای هیئت برا روضه دویدماز این مردم دنیا چه حرفایی شنیدماگه مثال سید جواد ذاکر ، بخواد سنگ روی این سرم ببارهدلم به این خوشه یکیو دارم ، دلم خوشه بهم محل میذارهدارم جار میزنم پشت و پنامی ، بذار اینو همه بدونهآره من سگ دربار حسینم ، بفهمه اینو هر کی نمیدونه... دلبر و دلدارم حسین ، عشقه بین الحرمین ...شدی شهره تو عالم تو مهربونی ارباببرا منی که خستم دوا درمونی اربابچه احتیاجه رو لب بیارم که چی می...

جانم فدای مادر :: الهی به امید تو

1: پست قبلی رو وقتی نوشتم بعدا عذاب وجدان داشتم که مردم راجع به مادرم چی فکر میکنن و این چه مطلبی بود که نوشتم  از این تریبون اعلام میکنم که مادرم منو ببخش اگه بد گفتم  و گفتم بدانید که به شخصه مادرم رو زیاد دوست دارم یه وقت سوء تفاهم نباشه 2:از مادرت بخاطر هر غذایی که برای تو پخته قدردانی کن ؛ بعضی ها غذا ندارن،   و بعضی ها مادر

وصیت نامه شهید عبد الرضا قاجار معروف به آقا (کوهستان) :: شهید عبدالــرضا قــاجــار کوهستانی

"مادرم بدان فرزندت این راه را کور کورانه قبول نکرد بلکه با آگاهی اسلامی این راه را قبول کردم ؛ مادرم اگر بدن پاره پاره و یا سوخته شده فرزندت را برایت آوردند ناراحت نباش و بگو خدایا من این هدیه ناقابل را که در راه تو دادم هرگز پس نخواهم گرفت و از خدا بخواه که این هدیه ناقابل را قبول کند."     "ان الذین یقاتلون فی سبیل الله صفا کانهم بنیان مرصوص خدا آن مومنان را که در صف جهاد با کافران مانند سد آهنین همدست و پایدارند دوست می دارد. درود بر بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران امام خمینی؛  بار دیگر دست ...

چطوری اعتماد به نفسم رو در خواستگاری کردن بالا ببرم ؟ :: خانواده برتر

سلام دوستان من یه پسر 22 ساله ام که دانشجوی سال آخر لیسانسم . توی یه دانشگاه دولتی خوب درس می خونم و شاگرد اول رشته ام هستم. از همون اول ورود به دانشگاه دور ارتباط و دوستی با جنس مخالف رو خط کشیدم و تصمیم گرفتم فقط به درس خوندنم برسم. در برخورد با دخترا اینقدر خودمو سفت میگرفتم که دوستام بهم میگفتند تو چرا یه دفعه اینقدر اخمو و مغرور میشی؟ می دونستم که این کار رو دارم برای خدا و همسر آیندم انجام میدم. ولی خوب از همون دوره ی دبیرستان به شدت فشار میل جنسی رو تحمل میکردم. هر جور بود با این قضیه ک...

مینیمال :: نفس بکش

1.چرا گریه کردن رو مساوی ضعیف بودن میدونیم؟؟! 2.اینقدر اعصابم خرد میشه وقتی به گذشته ی تحصیلیم و حتی غیر تحصیلیم فکر میکنم و میبینم اون جاهایی که ضرر کردم همون جاهایی بوده که به حرف پدر و مادرم گوش کردم.هر کاری میکنم که خودمو از گذشته بکنم و درگیرش نشم تا اعصابم آروم باشه نمیتونم.گیر کردم تو گذشته.الان رو تمام حرف ها و پیشنهادات شون گارد دارم. 3.اینقدر اعصابم خرد میشه وقتی یکی میگه فلان شغل حقوقش کمه میگن حداقل واسه خانوما که خوبه.د آخه لامسگ!چرا فکر می کنی حق یه خانوم کمتر از آقاست؟میخواد بره س...

وصیت نامه شهید مدافع حرم محمد کامران :: وصیت و خاطره شهدا

با سلام و صلوات به ساحت مطهر حضرت ولی عصر(عج) و نایب برحقش امام خامنه ای و امام خمینی(ره) و شهدای گرانقدری که با خون های ریخته شده خود در راه اسلام و حقانیت، راه روشن و هموار را به ما نشان داده اند.همیشه از خداوند خواسته ام که مرا در پیدا کردن راه درست، (همان راهی که شیطان قسم خورده که بندگانت را از این راه گمراه می کنم) کمک و راهنمایی کند و در این راه ثابت قدم قرار دهد؛ خدا را شاکر هستم که مصداق آیه ای که می فرماید: وَعَسَى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا ش...

شانزده :: تانگوی چند نفره

به زندگیم که فکر میکنم خدا رو شکر میکنم که تا الان زنده هستم ، چیزایی رو از سر گذروندم  و میگذرونم که یکی ، فقط یکی از اونا کافیه ادم رو به لبه ی پرتگاه ببره و یهو تصمیم بگیری که خودت رو خلاص کنی دروغ چرا بعضی وقتها هم به مرگ فکر کردم ولی تنها چیزی که باعث شد مقاومت کنم تصور داغون شدن پدر مادرم بود .این که بدونی یه تفاوت ویژه و خاص با بقیه داری دومین عامل مقاومت بود  خیلی وقتها حال دلم ابری بود وخیلی وقتها هم افتابی ولی در کل زندگی خوبه اونقدر خوب که بعد از هشت سال جنگیدن با بیماری دو دستی چسبید...

او در دنیای نگاه زندانی شده بود... :: گـ🦋ـاه نوشــت یک بــانو

به چهره معصومانه اش خیره شدم اروم و ساکت گوشه ای نشسته بود هیچ چیز نمی گفت انگار از بچگی فقط جثه ای کوچک را به ارث برده بود با حسرت گوشه ای نشسته بود و بازی بچه ها را تماشا میکرد لحظه ای چشمانم به چشمانش گره خورد و همان یک نگاه کافی بود تا دنیای مرموز پشت نگاهش را ببینم دنیایی که از هر نقطه اش بوی غم می امد هر چند لحظه یکبار یک لبخند بسیار کوچک میزد....با هر لبخندش دریای احساساتم را طوفانی میکرد کاسه صبرم لبریز شده بود نزدش رفتم کنارش نشستم و نامش را پرسیدم  اما هیچی نگفت لحظه ای بعد...

وب سایت فیدولاین یک موتور جستجوی خبر، وبلاگ و مطالب فارسی میباشد. تمامی مطالب بدون دخالت نیروی انسانی توسط نرم افزار جستجوگر، جمع آوری و نمایش داده میشود و فیدولاین در قبال محتوای آنها هیچ مسئولیتی ندارد.

لیست خبرهای جستجو شده برای مادرم، با ریختن خونم از زحماتت قدردانی می‌کنم ، جستجوهای انجام شده برای مادرم، با ریختن خونم از زحماتت قدردانی می‌کنم در فیدولاین