روی خط خبر

لیست خبرهای جستجو شده برای كاه دود - بار امانت

لیست خبرهای جستجو شده برای كاه دود - بار امانت ، جستجوهای انجام شده برای كاه دود - بار امانت در فیدولاین

كاه دود - بار امانت....

چه قدر نشنیدن ها و نشناختن ها و نفهمیدنها که به این مردم آسایش و خوشبختی بخشیده است!!!كاه دود - بار امانت....فاطمه صالح نیاكاه دود چه قدر نشنیدن ها و نشناختن ها و نفهمیدنها که به این مردم آسایش و خوشبختی بخشیده است!!!بار امانت....آسمان بار امانت نتوانست کشیدچه توقع که خدا از من آدم دارد....موضوعات مرتبط: دلنوشته ها ، شعر.: Weblog Themes By SlideTheme :.

sweetsuicide - پست شماره ۹۳

بنظرم یکی از معضلات گیلان آتیش زدنه. مهم نیست اهل کدوم شهری، بارونه یا آفتابه ، برگه یا پلاستیک...اینجا همیشه یک چیزی داره میسوزه و دودش را نفسو آدمو میگیره. یادمه بچه که بودم فک و فامیلامون تو روستا، آشغالاشونو آتیش میزدن چون اونجا چیزی به نام شهرداری که بیاد آشغالاشونو ببره وجود نداشت ( البته لوله کشی آب و گاز هم وجود نداشت) الان که بزرگ شدم ، اطلاعات و وسیله راحتی مردم بیشتر شده و به طبع می بایست کمتر شاهد آتیش زدن باشیم، اما کمتر نشده که هیچ بیشتر شده. اصلا هم مهم نیست مرکز شهری، یذره از مرک...

كاه دود - آه...

چه قدر نشنیدن ها و نشناختن ها و نفهمیدنها که به این مردم آسایش و خوشبختی بخشیده است!!!كاه دود - آه... فاطمه صالح نیاكاه دود چه قدر نشنیدن ها و نشناختن ها و نفهمیدنها که به این مردم آسایش و خوشبختی بخشیده است!!!آه... یک عمر دویدیم و به جایی نرسیدیمیک آه کشیدیم و رسیدیم به معراجموضوعات مرتبط: متفرقه ، دلنوشته ها ، شعر.: Weblog Themes By SlideTheme :.

كاه دود - نوروز...

چه قدر نشنیدن ها و نشناختن ها و نفهمیدنها که به این مردم آسایش و خوشبختی بخشیده است!!!كاه دود - نوروز...فاطمه صالح نیاكاه دود چه قدر نشنیدن ها و نشناختن ها و نفهمیدنها که به این مردم آسایش و خوشبختی بخشیده است!!!نوروز...موضوعات مرتبط: دلنوشته ها.: Weblog Themes By SlideTheme :.

ما ؛دختران؛زنان؛مادران - کوتاه

موبایلم زنگ خورد   عجیب بود  او معمولا  زنگ نمی زد مگر اینکه کاری داشته باشیم . وقتی  گوشی را برداشتم صدای گرم و مهربان همیشگی اش  روز تولد دخترکم را  تبریک گفت  حال پسرش را پرسیدم مدتی بود به خاطر او پیش مشاور می رفت  و سخن هایش آغاز شد . من سختی کشیده روزگارم من دختری دردانه در خانه پدری بودم ولی زندگی و روزگار مرا پخت و ابدیده کرد. و می دانم از همه ی آنچه درعالم هستی رخ می دهد ما هیچ کدام را نمیدانیم ما امانت داری بیش نیستیم فرزندان ما چند صباحی پیش ما هستند و بعد می روند   ما برای آنها آرزوه...

سیگارت بهمن / قسمت اول فاز سیگار :: بهمنی مثل بهمن

رفتم بیمارستان پیش دوستم. می گفت از زندگی خسته شده است! رفت یک بسته سیگار بهمن خرید و زد به دل کوه، روی تخته سنگی نشست و خواست اولین نخ سیگار عمرش را بکشد که تازه فهمید فندک ندارد! رو کرد به خدا و گفت بعد سالی خواستیم یک خلافی بکنیم خودت نگذاشتی! بسته ی سیگار را از کوه پرت کرد خواست برگردد که جلوی پایش فندک دید! رفت پاکت سیگار را پیدا کند پایش پیچ خورد! در همان حالت تنهایی و از شدت درد سیگار را گذاشت روی لبش و شاسی فندک را فشار داد ولی متاسفانه فندک گاز نداشت! اگر حساب  می کردی از اول عمرش کل خل...

یک خطای ساده آماری و توضیح علت شگفتی ما از رخدادها :: ایمان میرزائی

پیشنوشت:این نوشته می تونه یک نوشته مستقل باشه، اما دلیل نوشتنش کامنت دوست متممی من فواد انصاری پای نوشته هواداران ترامپ کاملا نژادپرست اند... بود. و این رسم که برای یک کامنت یک نوشته دیگر بگذاریم رو محمدرضا شعبانعلی برای ما ساخت تا بیشتر فکر کنیم و راضی نشویم. من قصد نداشتم یک نوشته کامل باشه اما نوشتم و دیدم یه کم طولا شد.   اصل متن: به نظر من هر چه روی یک تحقیق علمی بیشتر از چیزی که الان هست زمان بگذارن و روی اصول آماری -مثل انتخاب جامعه آماری مناسب- برن جلو، اون تحقیق واقعی تر میشه. شاید این ...

و قسم به اشک هایی که می ریزند... :: زنــــدانـــی خــویــشــتــن

احساس می کنم وقت آن رسیده است که دست خودم را بگیرم و در زندگی، با خودم، قدم بردارم. به کودکی می مانم که سرشار از آرزو و  اهداف زیبا است، سرشار از شور و عاطفه و مهربانی است اما در زندانی با میله هایی که هر  کدام،نشان از تنبلی، بی نشاطی ،بی هدفی ، پوچی ،نامهربانی و... است،گرفتار شده. دلم می خواهد  دستان محدثه را محکم بگیرم و درِ این زندان را برای او باز کنم و اورا از این زندانِ نابود کننده روح بیرون آورم. دستش را بگیرم و حس اعتماد را،به او تزریق کنم. دستانش را بگیرم و او را به سمت اهداف زیبایش ببر...

منو پک میزنی آروم :: آرام وحشی

یادت را جا میگذارم کاوه! مطمعنم! همانقدر که مطمعنم امشب هم به جنون میرسم  همانقدر که مطمعنم فردا هم به عمق مسخرگی رابطه مان میخندم! مطمعنم یادت را جا میگذارم  توی کوچه هایی با دیوار های کاه گلی  وسط آبی یک حوض کوچک روی نیمکت همیشگی ام توی پارک اصلا توی لباس های همیشه مشکی ات! توی موهای همیشه مشکی ام!  موهایی که هی کوتاه میشوند و کوتاه میشوند! یادت را جا میگذارم کاوه! یک بعد از ظهر سرد پاییزی قدم میزنم سیگارم را روشن میکنم و همه ی بودنت را، دود… و همه ی نبودنت را، دود…  اینطور نمیماند! یک روز یاد...

موج وحشی :: عشق خلوت سوز

ای آفتاب خوبان ، جانم فدای جانت            گر آتشم ، بسوزان ، با مهر بیکرانتماییم و موج وحشی ، گر چشم بَری نبخشی            ویرانه دودِ بَد بَر ، ای لطف بی امانتسوختن به چشم مستت ، جز در سرم سری نیست           فریاد از این همه هجر ، بگشا به خند زبانتمستیم سری نبستیم ، از دُردِ جام بِرستیم          پنهان در این شراب است ، لبهای لعل نشانتهجرت به فصل آخر ، با هاجر و مهاجر          تا مقصدت بتازم ، بی مزد و بی ضمانت

وب سایت فیدولاین یک موتور جستجوی خبر، وبلاگ و مطالب فارسی میباشد. تمامی مطالب بدون دخالت نیروی انسانی توسط نرم افزار جستجوگر، جمع آوری و نمایش داده میشود و فیدولاین در قبال محتوای آنها هیچ مسئولیتی ندارد.

لیست خبرهای جستجو شده برای كاه دود - بار امانت ، جستجوهای انجام شده برای كاه دود - بار امانت در فیدولاین

اخبار گوناگون