روی خط خبر

لیست خبرهای جستجو شده برای قلمرو سبز من - لوس

لیست خبرهای جستجو شده برای قلمرو سبز من - لوس ، جستجوهای انجام شده برای قلمرو سبز من - لوس در فیدولاین

قلمرو سبز من - لوس

امروزم دوباره اون خانومه از اشراق زنگ زد :///منم گوشی رو روش قطع کردم :)))دوباره زنگ زد...دوباره قطع کردم :)))دیگه زنگ نزد...:)) اگه دوباره زنگ میزد ، گوشی رو برمیداشتم و داد میزدم : خاااانم مزاحم نشین !! 

اردیبهشت :: آراگل

تو هم حسش میکنی؟! بوی اردیبهشت می آید در این حوالی... اردی ای که بدون بهشتش هیچ است. بوی تن لوس ترین دختر بهار که لای گیس های فرخوردهٔ خرمایی رنگش عطر شکوفه های گیلاس است و اماده برای مست کردنت. دیوانه ات میکنند ان چشم های سبز شیطنت بارش. خلاصه که آب و جارو کنید راه را برای این دلبر ناز نازی این دخترک لوس بهاری دلش به نازکی گلبرگ و قهرش به سختی صخره هاست، بین خودمان باشد اردیبهشت دلش شکسته از تمام بدخلقی هایی که با خواهرش فروردین داشته اید اما چکار کند که دلش نمی اید تلافی کند فقط نگران است که...

نقطه :: CT

من از دست خواننده ها فرار میکنم چون این وبلاگ برای خوانده شدن نیست.من برای خوانده شدن نیستم.من یک متغیرِ دمدمی مزاجِ بسیار لوس و کودک مآب هستم.مینویسم و قبل از خوانده شدن حذف میکنم.من اصلا نمیدانم چم است.. شما نمیدانید؟ دیروز و امروز هوس بره کرده بودم.از آن بره های خیلی کوچولوی سفیدِ پشمالو.. هوس کرده بودم که بگیرمش توی بغلم و قربان صدقه اش بروم.از بچگی هوس های اینجوری داشتم.یک بار جوجه میخواستم یک بار اردک یک بار گربه یک بار الاغ یک بار مارمولک و .. خب اغلب تنها بودم و یک دوست میخواستم.یک دوست ...

شاگردانم (یا) چرا انسان باید همیشه خودش رو با خودش مقایسه کنه. :: پلاکت

درس دادن به بچه های یه ورودی دیگه یا حتی درس برداشتن باهاشون، یکی از چشم-باز-کن ترین تجربه های تحصیلیِ من بوده. ورودیِ ما متشکل از رتبه های هزار و سیصد تا دو هزار و پونصدی بود که یه سریشون از همون ترم یک برنامه نویس و شاغل بودن، دو سه تاشون المپیادی های ناکام در صددِ گرفتن انتقامشون از جهان آکادمیک، و عده ای که مثل من ده بیست قدم با قبول شدن تو دانشگاهِ رنکِ سه ایران فاصله داشتن و به خاطرِ شیش هفت تا تست کمتر پاشون به بهشتی باز شده بود. مثل هر بوته توت فرنگی که توش توتِ ریزِ سبزِ «اصن نوموخوام م...

دخترانی که فوتبال بلد نیستند. :: معلم آبی

قضیه از این قرار بود که دخترانِ مدرسه ی ِ من استفاده ی برابری از زنگ ورزششان نداشتند. حیاط مدرسه کوچک بود و زمین فوتبال تمامیِ حیاط را به خودش اختصاص داده بود. پسرانِ 11 ساله بی توجه به دخترهایی که گوشه ای از حیاط می ایستادند و بازی های بچگانه می کردند توپشان را شوت می کردند. احساس می کردم این روندی ست که بیش از جسمِ دخترای 11 ساله - ناشی از برخوردهای شدید توپ به پا، دست و سرشان - به روح و باورشان ضربه می زند. آنها کم کم باور می کردند که فوتبال و ورزش برای پسرهاست و ارجحیت زنگ ورزش برای آنهاست....

همان همیشگی :: جاده ی زندگی

_چه بوی خوبی میدی! +یکم هیچی نگین داشت خوابم میبردهاااا -بعد چه جوری بغلت کنم تا توی ماشین ببرمت؟ +یه لحظه هیچی نگین -خانوووووم +توروخداااااا -باشه هیچی نمیگم ولی داره خوابت میبره هاااا  +یه کوچولو -باشه اصن هیچی نمیگم  ولی وسط پارک روشونه ی من جای خوابیدن نیست... دو دقیقه بعد -میگمااااا چه بوی خوبی میدی.همیشه بوی خوب میدی +نچ -خانوم حیف که وسط پارکیم +لااله الا الله داشت خوابم میبرد _نمیتونم تحمل کنمااااا یه نگاه به اینور یه نگاه به اونور میکنن -خیلی آدم هست اینجا -اشکال نداره سفت بوسم میکنه ...

دلتنگی و تمنای هوای تازه دخمل بابا

بابایی سلام ... چقدر دلم میخواهد از فرسنگها دوان دوان بیام و در آغوشت غوطه ور شم و دستم را اونچنان دور گردنت فشار بدم که خستگی تمام دلتنگیام در بیاد های های گریه کنم برات بابایی چی بگم برات ... بابایی دلم میخاد برات لوس بشم ... خو دوس دالم خو لوس بشم .. برای تو لوس نشم برای کی لوس بشم خو اووله ... خب من اخه اخه گونده ام اما خیلی اوچولوام خو من اصن اسن اصن دلم غوصه داله خو اسن دلم میخاد خو .... اسن دوست ندارم بابایی دلم گی ی داره دلم غصه داره از تهنایی از همه چی بابایی ... چیتال تونم خو هی منو نگ...

چند موردی شماره دو هزار:-/ :: دغدغه های خانم مشوش

۱. مدیونین اگه فکر کنین چون کانالمو پاک کردم قراره هر روز هر روز پست بذارم:دی [خودش را لوس کرده و دیگر نمیخواهد کانال بزند...جان عمش] ۲. پریروز داشتم هلاهوپ میزدم ازین سنگیناس که توپک توپک دارن یه جا راه رفتم وسطش اومد پایین خورد به استخونم یک دردی گرفت کبود شد:)) حالا دو روزه انواع اقسام وسایل دارن خودشونو میزنن به همون استخون:-/ دستگیره در اتاقم همیشه تو استینم گیر میکرده  ظهری خورد به استخونم چار وجبم فاصله داره چجوری خورد خدا داند:-/ ۳. سایت شیک پوش زده بود اگر میخواین شیک بنظر بیاین در ه...

پنج به علاوه ی صفر :: کودکانه هایم تمامی ندارد

1. یادتان هست مرحوم خسرو شکیبایی در شروع سریال خانه سبز، با آن صدای گرم و جذابش متنی را می خواند که محتوای کلی اش این بود که خانه، هر چه هست باید سبز باشد؟ من هم با همین صدای لوس و نخواستنی ام می خواهم بگویم که یک آدم می تواند زن باشد یا مرد، چاق باشد یا لاغر، کوتاه یا بلند، سفید یا سبزه، خوش تیپ یا بدتیپ، و هر چیز یا هر چیز دیگر! ولی مهم این است که باشعور باشد!  2. واقعا چرا باید بعضی از افراد فکر کنند صرف این که بدون هیچ گونه درکی از مکان و زمان و سایر شرایط مثل وره وره جادو حرف می زنند و یا...

آیا من اهل لوس بازی هستم؟ :: دلنوشته های بارانی من

سلام دیشب م زنگ زد کلی با هم صحبت کردیم و آخرش حسابی ناراحت شدم چون حرفی زد که برام سنگین بود و کلا تصمیمرفتم بهش زنگ نزنم مگر اینکه اون زنگ بزنه. دیشب بهم گفت که دوست نداره من بهش بگم " عشقم عزیزم دوستت دارم" و حتی ادای من را هم در آورد. گفت این حرکات از نظرش لوس بازی هست و خوشش نمیاد. منم خیلی ناراحت شدم. و بهش یادآوری کردم که خودش یبار خواسته بود که اینطوری صحبت کنم. و بهش یادآور کردم که وقتی بهش گفتم حلقه بخریم سه شب پشت سر هم سخنرانی کرده بود و بعد هم گفته بود که من همش دنبال ازدواج هستم. ا...

وب سایت فیدولاین یک موتور جستجوی خبر، وبلاگ و مطالب فارسی میباشد. تمامی مطالب بدون دخالت نیروی انسانی توسط نرم افزار جستجوگر، جمع آوری و نمایش داده میشود و فیدولاین در قبال محتوای آنها هیچ مسئولیتی ندارد.

لیست خبرهای جستجو شده برای قلمرو سبز من - لوس ، جستجوهای انجام شده برای قلمرو سبز من - لوس در فیدولاین

اخبار گوناگون