روی خط خبر

لیست خبرهای جستجو شده برای فلکلور مازندرانی - گِمون کِمبِه که دیگه قَتی ساله

لیست خبرهای جستجو شده برای فلکلور مازندرانی - گِمون کِمبِه که دیگه قَتی ساله ، جستجوهای انجام شده برای فلکلور مازندرانی - گِمون کِمبِه که دیگه قَتی ساله در فیدولاین

برای زمستان :: بنافت

زمستان از منظر شاعران مازندرانی   بهاره لاله زاره من نمیرم   تابستون فصل کاره من نمیرم  پاییز جم هاکنم قوت زمستون  زمستون ورف و واء من نمیرم  زِمسّون شِه هوا ره گوم  بَکِرده شه بِمه بورده راه ره گوم  بَکِرده ناورف و وارشی نا سوز و سِرما یَخ و لیلِک  شه جاره گوم  بَکِرده خاطره صابری زِمسّون مه بِهار بیّه بِمویی غَم وغِرصه کِنار بیّه بمویی هَمیشِک دَووشی مه دلِ کنار خشی مسّه قطار بیّه بمویی خاطره صابری اِسا تَن بموئه سردِ زمسّون نِخاری تن بمو به سونِ تیهون رَسِن وَندِمبه و دوش گیرمه هیمه بخاری...

فلکلور مازندرانی - مه دل تنگه هوای برمه دارمه بی قراری کمبه

مه دل تنگه هوای برمه دارمه بی قراری کمبهلته لتکا ره ک سر برمه کارمه بی قراری کمبهز که زاری کمبه کمه نوازش بی قراری کمبهغریب و اشنا ره برمه یارمه بی قراری کمبه دل بی قراره بی قراری کمبهبلا دکته دل ندارنه چاره بی قراری کمبهشو تا صواحی برمه زاری کمبهای مه دل سروشته بی قراری کمبهپای غم سوی لمپا ره دکوشته بی قراری کمبهشو تا صواحی برمه زاری کمبه  

یادش به خیر :: بنافت

زمونی که بچه بودم تموم برادرها و خواهرها زیر یک سقف بودیم. شب های طولانی، سرد و پربرف زمستون اون سالها، کنار بخاری هیزمی، مادرجون همراه یه سینی چای با تنقلاتی مانند گندم برشته شده، کشک و گردو از ما پذیرایی می کرد.  خیلی دلتنگ اون شب ها هستم. واقعا دلم برا اون شب ها لَک می زنه.  وَرفِ لانگه کِمبه ته راه بَوو باز  لَله ره وا کِمبه تِسته زَمبه ساز  گَن ویشته و کشک و اَغوز شب چَره مه دست ویشتر بَر نِنه ته نَکون ناز  ترجمه فارسی برف ها را کنار می زنم تا راهت باز شود  در لَله وا می دمم و برایت آهنگ ...

رعنا-آهنگ مازندرانی :: قارن

[از کانال رسمی داوود کیاقاسمی] #رعنا یک آهنگ قدیمی مازندرانی خواننده: #علی_اصغر_رستمی آهنگسازی و تنظیم: #مجید_رئیسیان ترانه سُرا: #داوود_کیاقاسمی آلبوم: #مشتی_پلوری، #همنوازان_ماهان تهیه: #ساری، #سارو_صدا سِرخه جِمِه شه گیس ره رج هاکرده دیاری بمو گِس ره کج هاکرده جِدایی خونش سرهدا و بُورده گمون کمّه مه جا وِ لج هاکرده رعنا! ته وسّه هر کِجه زمّه پا شِه جان و تن ره کمّه ته رونِما سِرخه جِمه! سرخه گلِ بو کِنّی دیاری دَشونی دل ره او کِنّی ته دیم اِفتابِ تابونه، بِنازم نشو نشو که مِه روز ره ش...

34-232 :: پریشان نوشت

دادا گفت ام دی اف کار من هفته دیگه کارشو شروع میکنه. اگه عجله داری زنگ بزن به فلانی. زنگ زدم به فلانی و بدون اینکه بپرسه چیه، گفت سرش شلوغه و یکی دو ساعت دیگه تماس میگیره... و امروز بعد از بیست و چهار ساعت زنگ زد که: کارت چی بود؟!... بهش گفتم که میخوام برام یه سطح شیب دار بسازه اینجوری و اونجوری و با این ارتفاع و این اندازه و... حرفامو گوش کرد و بعد توضیح داد که سه تا کار دستشه... سه سری کابینت یعنی... و آخر ساله و کارگاه ها شلوغن و...  ولی بعد شروع کرد به ایده دادن که چرا با فلان متریال نمیسازی...

روزمرگی۷ :: مونولوگ

این روزا داره نسبتا خیلی خوب! می گذره :) امروز دکتر ر.ف گفت یه دوره هایی رو جامعه مامایی گذاشته، خودشم داره میره کارگاه هاشو، گفت منم برم این دوره ها رو بعد برم تو مطبش کیس همونا رو ببینم و درصد بگیرم. پیشنهاد بدی نیست ولی گمون نکنم برم. فرض کنین یک جلسه سیصد تومن :| منی که تا آخرین قطره ی دارو رو به مریض میدم، حواسم هست نصفه های قرص مکمل هم باشن و کوچیک بزرگ به مریضا ندم؟ سر یک سی سی هم حساسیت به خرج میدم؟ هوفففففف! خیلی اعصابم خورد شد. به خانم ص (با سابقه ی ده ساله) گفته بیا خودت دارومو بده، ا...

دگردی :: بنافت

لَمپا ره تِسته سو کِمبه دَگردی تَشی سِمبار ره او کِمبه دَگردی سِرخ گل ره سِرپیش تِسته کارمبه سِره خِنه ره نو کِمبه دَگردی ترجمه چراغ گردسوز را برایت روشن می کنم تا تو برگردی داخل سماور ذغالی آب می ریزم و روشنش می کنم تا تو برگردی داخل حیاط، گل سرخ را برایت می کارم و به تو هدیه می دهم  به سر و وضع خانه ام رسیدگی و تمیزش می کنم تا تو بگردی شعر: علیخانی آذر نود و شش

[جزیره‌ی سرگردانی] - هشتگ جبر جغرافیایی ... فاکین جبر جغرافیایی ...

تو آرایشگاه،اعظم خانوم داشت با یه خانومی صحبت می کرد از این که واسه دخترش خواستگار فرستاده و خونواده ی طرف چه جوری ان و الخ ..اعظم خانوم داشت ابروهای منو برمیداشت که خانومه گفت:دختر ما مث این دخترای امروزی نیست که صورتشو اصلاح کنه و ابرو برداره.تا الآن به صورتش دست نزده.با افتخار.جوری که حتی گمون نکنم مامان مریم میرزاخانی درباره ی دخترش اینقدر با غرور و افتخار حرف زده باشه.پریشب خاله م گفت: این لباس گل گلیتم بنداز دور دیگه.چیه همش اینو میپوشی؟لباس دیگه نداری مگه تو؟بلاه بلاه بلاهمیدونی؟شاید تا ق...

ساعت۱۱شب🌙 - زندگی

زندگی برای من جالبه...خیلی چیزای دیگه توش هس که من دلم می خواد ببینم...می خوام بمونم ببینم ظلم تا چه حد پیش میره...می خوام بمونم و ببینم آدم تا چه اندازه قوه ستم کشیدن داره ...می خوام بمونم و تموم رنگهای رنگین کمون دروغ رو ببینم ...می خوام بمونم و بنویسم...می خوام مردمو بشناسم...تو خیال می کنی شناختن آدمای خوب و بد خودش کم کیف داره؟گمون میکنی دیدن طبیعت و لذت بردن از طبیعت تموم شدنیه؟

وب سایت فیدولاین یک موتور جستجوی خبر، وبلاگ و مطالب فارسی میباشد. تمامی مطالب بدون دخالت نیروی انسانی توسط نرم افزار جستجوگر، جمع آوری و نمایش داده میشود و فیدولاین در قبال محتوای آنها هیچ مسئولیتی ندارد.

لیست خبرهای جستجو شده برای فلکلور مازندرانی - گِمون کِمبِه که دیگه قَتی ساله ، جستجوهای انجام شده برای فلکلور مازندرانی - گِمون کِمبِه که دیگه قَتی ساله در فیدولاین