روی خط خبر

فصل های زندگی - خواهر شوهر

لیست اخبار با محتوای مرتبط متن فصل های زندگی - خواهر شوهر را در فیدولاین جستجو کرد

تشنج های زندگی :: الفبای ناخوانای احساس

پنجشنبه شب خواهرم قرار بود که سیسمونی بچه اش رو بچینه چون خواهر دومی فقط همون شب میتونست بیاد، من اما چون خونه ی خواهرشوهرم دعوت بودیم نرفتم و از اونجاییکه میدونستم همسر روز جمعه میره سرکار، به خواهرم گفتم فردا از صبح میام خونه تون، صبح زود از خواب بیدار شدم و همسر رو راهی کردم و یکم خونه رو نظافت کردم و ساعت 11 رفتم منزل خواهرم. خانواده ی شوهرم یک دوست (مرد )دارند که هرازگاهی برای سر زدن از تهران میاد اینجا و اقامتگاهش هم خونه ی برادرشوهرم هست. همون شب که خونه خواهر شوهر بودیم ایشون هم بودند، ه...

از سنت خجالت بکش :: همینه که هست ...

مادر همسر با بغض داشت تعریف میکرد که این سری که با خواهر شوهر یکی مونده به آخری رفتن مسافرت خیلی بهشون بد گذشته و اونا تا تونستن به حساب پدرشوهر ریخت و پاش کردن . حتی از سوغاتی هایی که پدر شوهر ایناخریدن فقط سه تاش رو گذاشتن ( برای ۳ تا از خواهر شوهر ها ) و بقیه ش رو بردن با خودشون. به چشم خودم دیدم وگرنه باورم نمیشد که یه خواهر اینقدر پست باشه ؛ روی پلاستیک هرکدوم اسم یه خواهر شوهر رو نوشته بود و طبیعتا ما سهمی توی سوغاتی ها نداشتیم. از بغض کردن مادرشوهر خیلی ناراحت شدم ، حتی دو سه باری نزدیک ب...

درامای شهرزاد :: ×× بدون عنوان ××

عاقا دیشب یکی از بزرگترین و خطرناک ترین گناهان کبیره واسه سال کنکور رو مرتکب شدم =/ شهرزاد رو دیدم قسمت ۱ و ۲ شهرزاد فصل سوم رو از یوتوب دیدم و نزدیک به ۲ ساعت وقت گرانبها را تلف کردم چیه؟ فک کردی منظورم از گناه کبیره اینه که مجانی از یوتوب دیدم؟ نه عامو اینکه خیلی عادیه واسه خیلیا و البته واسه ایران که حق کپی رایت توش معنا نداره -_- راستش رو بخواید کل قسمت های فصل ۱ و ۲ هم از یوتوب دیدم ^_^ خیالتون رو راحت کنم کلا یوتوب پاتوق منه حالا هر چقدرم بخوان فیلترش کنن ولی من از این دراما یه شکایت دارم ...

زوجی بعد از ۲۴ سال فهمیدند خواهر و برادرند :: خرید اینترنتی لباس

زوجی بعد از ۲۴ سال فهمیدند خواهر و برادرند در یک واقعه کم نظریر زن و شوهری پس از 24 سال زندگی متوجه شدند که خواهر و برادر هستند. رکنا: در یک واقعه کم نظریر زن و شوهری پس از 24 سال زندگی متوجه شدند که خواهر و برادر هستند. این زوج پاکستانی تا به حال فکر می کردند دختر عمو پسر عمو هستند، اما مادربزرگشون قبل از مرگش فاش کرده که آن ها خواهر و برادرند. حالا این زن و شوهر معلوم نسیت می خواهند چگونه روند زندگی خود را ادامه دهند اما یک از نزدیکان آنان گفته به احتمال زیاد آن دو قصد دارند از هم جدا شوند. ه...

ریز اتفاقات 7

این جنده همون چاوشی که وارد خانواده ما شده و جایگزین بدل من که از بچگی تبدیل به یکی دیگه شده بوده کردش در واقع هیچ ربطی به خانواده ما و هیچکدوم از بدلهاش نداره و از طریق پسر عموها وارد این خنواده شده و با اونها رابطه داشته که جایگزین من کردنش و من رو از کار بیرون انداختن و بعد از آموزشهای زیادی که زیر کیر خودشون و زیر کیر علوی دادن بهش وارد جامعه شده و تبدیل به صالحی شده ، در واقع اون صالحی که تو راه پله با لگد من رو زد همین جنده بود، و تمام اون جنده های بزالاخ توزالاخی که بعد از هتل افتادن دنبا...

شلیل های تلخ :: بانو

شوهر فائزه مرد.جلوی چشمش توی دریاچه غرق شد.همان دریاچه نحسی که محسن را هفده سال پیش از من گرفت.شوهرش غرق شد و او فقط فریاد می زد و می دانم او بعد از این دیوانه می شود.فائزه ای که از همان اول همه ی زندگی اش لنگ می زد.خانواده ی پر جمعیت و فقیرش.برادر میانسال و بی خانمانش.خواهر های مطلقه اش.خواهر برادر های مرده اش.فائزه ای که با بدبختی این شوهر را پیدا کرده بود و مادر شوهرش مدام آزارش می داد و او به امید روزهای بهتر زخم زبان ها را نشنیده می گرفت.فائزه ای که شوهرش تازه توی خدمات شهرداری یک کار کم در...

یک سال بخور نون و تره/ یک عمر بخور نون و کره :: مونولوگ

پولدار شدن و به جایی رسیدن تو زندگی، به هر دو طرف زن و مرد بستگی داره. مرد باید همت داشته باشه و خوب کار کنه، از اون طرف زن هم باید مخارج رو مدیریت کنه و علاوه بر اینکه خواسته های غیر ضروریشو حذف میکنه، اگه مرد دچار ولخرجی شد باید جلوشو بگیره. اگه غیر از این باشه یا خانواده پیشرفت مالی نمیکنه یا تمام فشار به یک طرف وارد میشه، مرد یا زن. تو خانواده ی ما از همون اول دو طرفه مدیریت مالی برقرار بوده. پدرم خیلی سخت تر از سایر مردها کار میکرده و مادرم خیلی کمتر از سایر زن ها خرج میکرده. ما بچه ها هم ...

آخ قلبم درد میکنه :: مونولوگ

ظهر ختم صلوات و نذری دعوت بودیم خونه یکی از فامیل های دور و آشناهای نزدیک. پسرشون حدود چهار ماه قبل رفته سوریه. یک دختر داره که امسال دوم دبستانه و یک دختر دیگه که حدود دو ماه بعد از رفتنش به دنیا اومده. از وقتی رفته مدام با خانواده اش در تماس بوده تا اینکه یک ماه و نیم بعد از اعزامش ناگهان دیگه تماس نگرفته و تا الان هیچ خبری ازش نیست. دوره شون سه ماهه بوده و هم رزم هاش برگشتن، اما هیچ خبری از پسر این خانواده نیست. تقریبا برای همه مسجل شده که دیگه برنخواهد گشت. شنیدم که بخاطر "هفت" میلیون تومن ق...

از سه شنبه تا شنبه ۱۴ بهمن ۹۶ :: روزشمار..

خب من دوشنبه و سه شنبه کلی کارهای منزل رو انجام دادم ، از گرد گیری و شستن لباسها و کشیدن ملحفه ها تا تمیزکاری یخچال و دیواره های آشپزخونه....مانتو  و شلوار مامان رو هم چرخ کردم ، ساکها رو هم بستم..... واسه خواهر شوهر هم کشک و شکر پنیر خریدیم و واسه دوتا دختراشم لباس خریدم....... چهارشنبه ۱۲بهمن۹۶ ساعت شش و نیم صبح بیدارشدیم ، شب قبل همسر تمام وسایل رو داخل صندوق ماشین گذاشته بود ، رفتیم دنبال مامانم و راهی تهران..... مامان واسه تو راه کتلت درست کرده بود و میوه و چای و آجیل هم برداشته بود و من ه...

چو تخته پاره بر موج ...

تازگیا از همه ی آدمها خسته شدم ... حوصله ی حرف و نقل ندارم . مدام به خودم میگم به من چه که بقیه چیکار می کنند ؟! از این منظر که نخوام در زندگی کسی تجسس کنم ، نخوام دخالت کنم ، نخوام نظری بدم ، چون حتی خواهر و مادر و اطرافیان هم دلشون نمی خواد کسی از کارشون سر دربیاره که نظری بده ! دل سوزوندن برای دیگران هم فایده ای نداره . هر کسی مشغله های خودش رو داره ، هر کسی هم فکر می کنه خودش عقل کله ... هیشکی هم حرف هیشکی دیگه رو قبول نداره ... برای همین تازگیا بیشتر سعی می کنم از آدما فاصله بگیرم و وقتی هم...

لیست اخبار با محتوای مرتبط متن فصل های زندگی - خواهر شوهر را در فیدولاین جستجو کرد