روی خط خبر

عنوانش هم احتمالا خواهد بود نه به معنای نه رادیو خرت و پرت

لیست اخبار با محتوای مرتبط متن عنوانش هم احتمالا خواهد بود نه به معنای نه رادیو خرت و پرت را در فیدولاین جستجو کرد

کیوسک شماره هشتاد و سه

بعد از مدتهای مدید، طی پروسه پاکسازی (خرت و پرت ریزان) و تمیزکاریِ کمد، رادیوی اُردکی سوغات خاله از انگلستان رو از توی کمد در آوردم و پیچ اش، که دُم اردک بود، رو چرخاندم و چرخاندم تا فرکانسِ دقیق و بی خش خشِ رادیو جوان را پیدا کنم. از بختِ نیک، چیزی به ساعت 00:00 نمانده بود. نشستم به انتظارِ شنیدنِ اعلام برنامه ی شبانگاهی و صدای ویولن اش، جمله ی "بقیه الله خیر لکم" با صدای تودماغی قاری اش، صدای بی دلیل شنگولِ گوینده اش و تیتراژ "اینجا شب نیست" محبوبم؛ به یقین پس از سالها. اعلام برنامه راس 00:00 ...

افساری از ابریشم برای مهار دلبسته گی ها :: من دیگری هستم

زمانی که دانشجوی دوره ی کارشناسی بودم توی دفتر فرهنگی دانشگاه برایم کارگاه شعر و داستان گذاشته بودند . مسئول انجمن ادبی و سردبیر نشریه ای فعال بودم .توی تعارف دو نفر از مسئولین و دوستی که شاعر بودنم را لو داده بود و سمتی داشت،  مجبور شدم قبول کنم .اینکه می گویم مجبور به این خاطر است که آن وقتها دختر سرکشی بودم که راه افتاده بود دنبال علایق و موفقیت های شخصی و حتی به دست آوردن پول که خودش را شخصا اداره کند و هیچ تمایلی به قاطی شدن در فعالیت های متفرقه ی دانشجویی  نداشتم .سرم به درسم بود و داشت ج...

گاه نوشت های یک بانو

سلام. خوبین؟ جونم براتون بگه ک همسر امروز صبح رفت سربازی. البته احتمالا دو سه روز دیگه میاد یکی دو روز میمونه و بعد میره.  انگاری خیاط خونه ندارن و سرباز ها رو برای دوخت   خرید لباس میفرستن بگی دو روزه. خب من که هر چی یادم میوفتاد تا قبل از رفتنش گریه ام مسگرفت؛ اما این دو سه روز آخر دیگ خیلی ب هم ریخته بودم. مث کلاف سردرگمم.  همش نمیدونم چمه. ن حوصله دارم نه برنامه دارم   نمیدونم باید چیکار کنم این چند روز هم ک دیگ همسر خودش رو توی گوشی خفه کرد! منم چیزی نمیگفتم.  نزدیک بیست تا گروه تو تلگرام د...

ظرف درمانی! :: رادیو خرت و پرت

اگر پروژتان لنگ در هوا مانده است... اگر تکلیف fpga تان ناقص روی دسکتاپ به شما خیره شده است و ددلاین تحویل آن فرداست... اگر از 4 کتابی که از کتابخانه امانت گرفته اید تنها یکیش را خوانده اید... اگر چند خرید واجب دارید ولی حوصله رفتن تا خاقانی را ندارید... پیشنهاد رادیو خرت و پرت به شما این است که البوم " نه فرشته ام ، نه شیطان" از همایون شجریان  را پلی کنید ، دستکش های زرد را به دست کنید و به سینک پر از ظرف کثیف تلنبار شده ، پناه ببرید!   و قطعا ارامش را در لحظه ای خواهید یافت که ظرف ها تمام شده ...

وبلاگ علیرضا شیرازی - نگاهی به برخی اشتباهات رایج در فیلمهای علمی و تخیلی

برای هر دوستدار علم و خیال پردازی فیلمهای عملی و تخیلی منبع الهام است و در واقع بخش بزرگی از بینش و تصور ما نسبت به آینده و فناوری از فیلمهای علمی و تخیلی می آید. اما فیلمهای علمی و تخیلی بی اشکال نیستند و در واقع بخش بزرگی از آنها توسط نویسندگان داستان و فیلم سازان هالیوود  و نه دانشمندان ساخته شده اند. در ادامه به برخی از اشکالات و نکات مبهم در فیلمهای علمی و تخیلی اشاره خواهم کرد. 1. سفر بین منظومه ای با سرعت نور سفر با سرعت نور در سری فیلمهای جنگ ستارگان احتمالاً شناخته ترین صحنه های سفر با...

یادداشت 267، روزها :: زندگی با طعم لادن

توی بازار مدام چشمم بین خرت و پرت های ریز دستفروش ها میگشت. دنبال گیره موی استیل قدیمی. خودم یکی داشتم، سالها باهام بود. تمام شبای امتحان دوره ی دبیرستان، تمام شبای کنکور، حتی خوابگاه که بودم خودش رو بین موهام مخفی میکرد. از بین گیره و کلیپس و انواع کش مو و هدبند و گیره های رنگی و مهره دار و تور دار خوشگل رقیب نداشت. یه جور موها رو جمع میکرد که نه تار مویی از دستش در بره نه آنقدر سفت موها رو بکشه که به سر فشار بیاد. خلاصه که رفیق ساده و بی ادعا و به درد بخوری بود واسه موهام تا همین دو هفته پیش ش...

عصر ارتباطات هر چه نزدیک ترین متنفر تر :: فضای مجازی|عملیات روانی

گسترش اینترنت و شبکه های اجتماعی خیلی ها را به این فکر انداخت که تکنولوژی می تواند جهانی یکپارچه را بنا کند و ما را در جهانی دوستانه تر به هم نزدیک خواهد کرد. البته پیش از ما و در دوران اختراع رادیو یا تلفن نیز بودند کسانی که چنین برداشتی داشته اند. بااین حال نگاهی به واقعیت زندگی روزمرۀ نشان می دهد ضرب المثل سادۀ «دوری و دوستی» توصیف بهتری برای روزگار ماست. چرا که هرچه بیشتر کسی را بشناسیم، تمایلمان به تحقیر او بیشتر می شود.   نیکلاس کار، بوستون گلوب — روز یکشنبه، عید پاک، مردی در شهر کلیو...

خاطره ای با طعم ببعی :: طعم تند لادن

این ژله یادگاری بود که امروز خوردم. اون روز هم اتاقیم خونه بود من رفتم فروشگاه نزدیک خوابگاه خرید، کلی خرت و پرت خریدم. یکیش همین ژله ای بود که دیشب درست کردم. رفیق نبود بدون رفیقم که ژله خوردن نداشت این شد که ژله موند توی کمد. بعد هم که رفیق جان اومد دیگه نه فرصت شد نه دل و دماغ ژله آماده کردن بود. توی این 13 ماه گذشته از پایان دوره ی تحصیلم این ژله توی کابینت مونده بود هر بار با دیدنش یاد رفیق و خوابگاه و روزای پر تلاطم و پر هیجان دفاع میفتادم. تا دیروز که خونه تکونی به کابینتای آشپزخونه رسید....

ادیسون :: در جستجوی خوشبختی

فرصت ها توسط اکثر انسان ها غنیمت شمرده نمی شوند چرا که در لباس کار ظاهر شده و نیازمند به تلاش هستند ثروت های زیاد زمانی به دست می آیند که با آمادگی به استقبال فرصت ها بروید برای اختراع کردن تنها به یک قوه تجسم خوب و مقداری خرت و پرت نیاز دارید تنها یک درصد نبوغ را الهام تشکیل می دهد و نود و نه درصد باقیمانده آن در گروی سخت کوشی است بزرگ ترین ضعف ما در تسیلم شدن نهفته است. همیشه مطمئن ترین راه برای موفقیت، تلاش دوباره خواهد بود. من هیچگاه شکست نخورده ام. تنها ده هزار روش یافته ام که به نتیجه نمی...

من و شمعدانی ، شمعدانی و من :: من دیگری هستم

همیشه بد موقع آژانس گیرم نمی آمد حالا تپ سی هم اضافه شده ! مگر من خارج از نقشه ی شهر رفت و شد می کنم که کسی نمی آید دنبالم ؟ تاکسی های خطی را بگو حالا وقتی لازم نداری شان و داری به راه خودت پیاده می روی رابه راه بوق می زنند که سوار شوی و رشته ی افکار  دور و درازت را قیچی می کنند اما وقتی با کلی بار و خرت و پرت و گردن کج کنار خیابان می ایستی ناامید از تپ سی و چیتکس و اسنپ و اینها همه ی تاکسی زرد ِ قناری ها لج می کنند  تند رد می شوند محل سگ هم به آدم نمی گذارند . این شد که نشستم توی اتوبوس ِ لق ل...

لیست اخبار با محتوای مرتبط متن عنوانش هم احتمالا خواهد بود نه به معنای نه رادیو خرت و پرت را در فیدولاین جستجو کرد