روی خط خبر

علت مرگ حمید هوشنگی روزنامه‌نگار قدیمی چه بود یه روز خوب میاد

لیست اخبار با محتوای مرتبط متن علت مرگ حمید هوشنگی روزنامه‌نگار قدیمی چه بود یه روز خوب میاد را در فیدولاین جستجو کرد

ققنوس :: آسیابان

13 آبان ، ساعت 6 صبح : مهدی از خواب بلند میشه ، زودتر از هر روز دیگه ، ولی اینبار موقع بلند شدن احساس سبکی می کنه و حسه یک تولد، چون امروز روز تولدشه.مهدی هر سال در چنین روزی برای خودش یه تولد کوچیک می گیره و چند تن از بهترین دوستانش رو دعوت می کنه که برای یک لحظه هم شده دور هم باشن و از تمامی کاره های دنیا فارغ بشن.وقتی بلند شد سریع کمدشو باز کرد و حوله حمومشو برداشت و به سمت حموم رفت تا دوش بگیره ، کارهاشو خیلی سریع انجام می داد چون برای امروز برنامه هایی داشت ، تا این روز رو تبدیل به یک روز ب...

ققنوس :: زاغه زاغی

13 آبان ، ساعت 6 صبح : مهدی از خواب بلند میشه ، زودتر از هر روز دیگه ، ولی اینبار موقع بلند شدن احساس سبکی می کنه و حسه یک تولد، چون امروز روز تولدشه.مهدی هر سال در چنین روزی برای خودش یه تولد کوچیک می گیره و چند تن از بهترین دوستانش رو دعوت می کنه که برای یک لحظه هم شده دور هم باشن و از تمامی کاره های دنیا فارغ بشن.وقتی بلند شد سریع کمدشو باز کرد و حوله حمومشو برداشت و به سمت حموم رفت تا دوش بگیره ، کارهاشو خیلی سریع انجام می داد چون برای امروز برنامه هایی داشت ، تا این روز رو تبدیل به یک روز ب...

علت مرگ حمید هوشنگی روزنامه‌نگار قدیمی چه بود ؟ :: یه روز خوب میاد

حمید هوشنگی روزنامه نگار قدیمی در گذشت . زنده یاد هوشنگی کار خبر را از سال ۱۳۵۲ در رادیو تلویزیون ملی ایران آغاز کرد ، وی که دانش آموخته رشته روزنامه نگاری بود با استفاده از تجارب کار و تحصیل در غرب توانست نقش موثری در تحولات سال های ابتدای انقلاب در ایرنا ایفا کند. ادامه مطلب ادامه مطلب

سوال های یک غریبه ی دلنشین و جواب های من :: سوفل بی گناه

چرا سختمونه به پوست پدرمون دست بزنیم؟ چرا همه ی عکس ها ی این جا قشنگن؟ چرا #جوراب این قدر خوبه؟ چرا همه خیر خواه شدیم؟ چرا آدما اول می رن سینما، بعد برای هم پف فیل می خرن، بعد با هم می خوابن، بعد همه چی تموم می شه؟چه شناختی در پف فیل هست که در بغل کردن نیست؟ برعکسش نه؟ چرا شما رو آزاد نمی کنن؟ مگه چه قدر عمر می کنیم که فقط برای #کلمه و چیز ها آن تو هستین؟ چرا پودر لوازم آرایش می ریزه رو فرش؟ چرا فکرمی کنیم وقت زیاده؟ سه روز دیگه هم دیره. چرا کنترل همیشه دوره؟چرا خواهر دوستم حالش خوب نیست؟ چرا با...

دلنوشته های آقا و خانوم

اسم وبلاگمون همه چیز که حال ادمو خوب میکنه هست اما خیلی وقته جیزایی مینویسیم که دیگه حال ادمو خوب نمیکنه خیلی وقته شده دقتر نوشته های غم هامون شده وسیله ارتباطی گفته های و ناگفته های پنهانی.خستم از این رابطه لعنتی اشغالی که هر روز سردتر و گندتر از روز قبل تر میشه و مسببش تنها و تنها فقط و فقط تویی. تو یه فرد اشغالیی یه ادم عوضی هستی که احساسات یک دخترو به راحتی زیر پات له میکنی و میری  و حتی زیر پات نگاه نمیکنی چه بلایی سرش میاری. دلم میخاد حمید عاشق بشی از ته قلبت عاشق یه دختر بشی و دقیقا همی...

هشتاد و ششم ـ حمید :: پومودوروهای شبانه

بِگبی: یه کاری هست که باید امشب انجام بدم، بعدش دیگه می رم؛ به هر حال احتمالن تا یه مدت زیادی همدیگه رو نمی بینیم؛ واسه همین با خودم فکر کردم بیام یه سر بهت بزنم... با خودم فکر کردم بیام یه سر بهت بزنم و بهت بگم که موفق باشی پسرم! همین.... یه خُرده واسه من سخته... می دونی... وقتی من یه پسر به سن و سال تو بودم این چیزا نبود... این رشته ای که تو توش درس می خونی، مدیریت هتل داری، ما هیچ وقت از این چرت و پرتا نداشتیم. ولی خب به هر حال دنیا تغییر می کنه مگه نه؟ حتا اگه ما تغییر نکنیم، دنیا تغییر می ...

فکرهای تنها و پرت :: مُنَقَّش

بسم الله...«... بعضی بودند که کفشدوزک را به عنوان حیوانِ خانگی نگه می داشتند... مهم تر اینکه کفشدوزک حشره ای اجتماعی ست و باید بیشتراز یکی نگه داشت، نگران شدم. نگران شدم کفشدوزکم تنها باشد.»خسته بودم. نه در ظاهر. ولی حالی نداشتم. نه توانِ فکر کردن و نه توانِ فکر نکردن. به خودم گفتم این همه روزها رو با استرسِ درس، درس نخوندی! بیا یه امروز رو بدونِ استرسِ درس، درس نخون! پیشنهادِ سختی نبود. تنبلیِ نوروز، فکرِ آشفته و تشویشِ خاطر، از سختیِ هر پیشنهادی کم می کنه. هرچند همین الان هم مضطربِ درس هستم، و...

صور ظاهری :: توسعه

]الان یه برنامه ویژه برای خودم دارم برای خود خود در حقیقت برنامه ای که خیلی خودم هم نیستا (چون خود ادم ذهش هست و بس ) نرم افزار مهمه سخت افزار مهم نیست البته همه میدونن نرم افزار بیا درو سخت افزار بالا بیاد بهترین نرم افزار دنیا هم اگه سخت افزار نداشته باشه هیچی نمیشه البته داستان فضای ابری و کلواد فرق میکنه و من هم چشم انتظار و لحظه شماری میکنم برای فضای ابری هاشم :))))))))))))به هر صورت الان که منابع محدوده باید یه کارایی کرد این که بگیم مهم مغز ادمه و بقیه چیزا مهم نیست خب یه حرف کاملا درسته ...

قسمت ۶ :: ❤عشقولانس❤

الو؟!!-نفس؟-ییه آرمین؟!!! ای خدا تو با این صدات گفتی که بنفشه ای؟-گوشی رو دادم به منشیم حرف زد-چرا به گوشیم زنگ نزدی ؟-نه این که جواب میدی -آخ گوشیم تو اتاقه یادم رفته از رو سایلنت در بیارم  ..«یهو زدم زیر گریه و با ترس گفت:»چیه؟!!!-آرمین ،آخ آرمین...-جان؟«حالا توی اون حال بد قلبم هری ریخت چقدر بهش بهش نیاز داشتم با هق هق گفتم:بابام به همه ی ما خیانت کرده ،باورم نمیشه این بابای من باشه دارم آتیش میگیرم،یه چیزی عین گلوله داغ تو سینه امه تا صبح بیدار بودمو گریه میکردم تازه فهمیدم چقدر از شناخت با...

روزمرگی های دخترک کنکوری_قسمت اول_1/مرداد/97

سر بر شانه خدا بگذار تا قصه عشق را چنان زیبا بخواند که نه از دوزخ بترسی و نه از بهشت به رقص درآیی قصه عشق “انسان” بودن ماست . . . بسم الله الرحمن الرحیم خواستم وبلاگمو با یه جمله ی زیبا..مثبت...و همه ی ویژگی های خوبی که به ذهن شما میاد و ذهن و زبان من از گفتنش کم میاره بهتره من اول خودمو معرفی کنم من دخترک کنکوری به اسم نسرین از یکی از شهرستان های ایران ..با خانواده ای با تحصیلات عالی..خانواده ای از اجتماع دکتر و مهندس های رنگارنگ و...نمیخوام زیاد در موردشون حرف بزنم چون یه چیز خوب درک میکنم با ...

لیست اخبار با محتوای مرتبط متن علت مرگ حمید هوشنگی روزنامه‌نگار قدیمی چه بود یه روز خوب میاد را در فیدولاین جستجو کرد