روی خط خبر

شمام اینجورین کل کلــــــــوها

لیست اخبار با محتوای مرتبط متن شمام اینجورین کل کلــــــــوها را در فیدولاین جستجو کرد

کسایی که میخوان شرکت کنند تو کل کل :: کل کلــــــــوها

دوستانی که میخوان ثبت نام کنند اول وبلاگو دنبال کنند بعد اگه میخوان از کاربرای کل کلوها باشن اسمشون به همراه نام مستعاری که میخوان بعد چیزایی که مورد علاقشونه برای من خصوصی ارسال کنند ما بهشون درجه میدیم اگه هم که فعالیتتون زیاد باشه نویسنده میشید :)بزن زنگو رمز پستی که گذاشتم کل کلوها بپرید بیاید :)

تُــخْصـٰـ دَهـِــ هَــفْتــا دْیــٰ...

عاغااااا  کیاا منو دوس دارن!!!؟؟؟؟ اصا اونایی کع ازم متنفرنم پاشین  بیان عضو بشین  من و زری گلی ی وب کل کل زدیم  اول اعضارو باید بیشتر کنیم تا فعالیتو شروع کنیم  بعد اینک تکمیل شدیم تغییرات و تصمیماتو باهم میگیریم  منتظر اونایی کع منو دوس دارن و میمیرن برام هستم خخخ مرسیتونم  حمایتplz وب کل کلوها

تحقیق در مورد شهر شیراز 27 ص :: شادابی

تحقیق در مورد شهر شیراز 27 ص لینک دانلود و خرید پایین توضیحات دسته بندی : وورد نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت ) تعداد صفحه : 34 صفحه قسمتی از متن .doc : «شهر رندان» در روزهایی که شیراز مثل یک خاتم فیروزه بواسحاقی درخشان و بی غبار، در انگشت شاه شیخ ابواسحاق بود حافظ دوران جوانی خود را می گذراند و با شاه جوان نیز هم سنّ و سال بود. خوشگذرانی و شادمانی شاه شیخ به همراه بی باکی و جوانی او باعث شد که مورد توجه مردم قرار بگیرد و همین عاملی برای از بین رفتن دلنگرانی شاه نسبت به امیر...

یادداشت های یک چپ دست!

امروز تو اتوبوس نشسته بودم و داشتم با دوستم که انسانیه و میره فرهنگ، حرف میزدم و اونم نصیحتم میکرد:دی که دیدم یکی از بچه های مدرسه مون بالاسرم وایساده..چشمم خورد به این برچسبای اتوبوس که نوشته بود"اولویت نشستن با سالمندان و معلولان و افراد کم توان":دی دیگه متحول شدم و بلند شدم که جامو بدم به اون:))حالا اون که ننشست!ولی همون دوستم که نصیحتم میکرد کیفشو گذاشت رو صندلی کناریش که من قبلا نشسته بودم و داشتیم صحبت میکردیم که الان من خسته م و اصلا ینی چی که من باید وایسم و کیف تو بشینه؟(!):دی که یهو یه...

شهر کرد سلام(#طولانی) :: dark night

توی ماشین خوابیدن حسابی به کمرم فشار اورده بود نمیدونم یه حس عجیبی داشتمبابا در حال رانندگی و مامان در حال چرت امیر هم خواب بود منم دیگه داشتم بیدار میشدممن:بابا کی میرسیم ؟بابا:1ساعت دیگهساعت 10 بود ای وای پایتخت شروع شدمن داشتم تو گوشی پایتخت میدیدممامان بیدار شد خلاصه با هزار بدبختی کوشی رو به مانیتور ماشین وصل کردیم و همگی نقی دیدیمرسیدیم ساعت 12 بود ولی همه بیدار بودن قیافه هاشون عجیب بود دایی باژست عجیبی که انگار داره خودشو اماده میکنه برا گفتن چیزیمامانی قیافش استرسی بود و بابایی هم سکوت ...

جور دیگر باید دید :: dark night

توی ماشین خوابیدن حسابی به کمرم فشار اورده بود نمیدونم یه حس عجیبی داشتمبابا در حال رانندگی و مامان در حال چرت امیر هم خواب بود منم دیگه داشتم بیدار میشدممن:بابا کی میرسیم ؟بابا:1ساعت دیگهساعت 10 بود ای وای پایتخت شروع شدمن داشتم تو گوشی پایتخت میدیدممامان بیدار شد خلاصه با هزار بدبختی کوشی رو به مانیتور ماشین وصل کردیم و همگی نقی دیدیمرسیدیم ساعت 12 بود ولی همه بیدار بودن قیافه هاشون عجیب بود دایی باژست عجیبی که انگار داره خودشو اماده میکنه برا گفتن چیزیمامانی قیافش استرسی بود و بابایی هم سکوت ...

به نام آفریننده عناصر :: Material Engineer

به نام افریننده آهن و کربن این روزا ، روزای خاصی توی تمام دوران دانشجویم هستن چرا؟ خوب ساده هستش چهار سال درس میخونی مهندس شی حالا باید درس بخونی کارشناس ارشد قبول شی تا بعدا خدا چی بخواد اما موضوع مهمه شروع بنده برای کنکور ارشد هستش در کل با این وضع سواد و درس خوندن زیاد نباید انتظار داشت اما میشه بهتر شد و میشه فقط امیدوارم وقت رو از دست ندم .شمام دعا کنین یا علی

در گلوی من ابر کوچکیست...

تو مدرسه سابق، همه چی دست خانوم مسئول بود همه چی خیلی دقیق کنترل میشد. یه خوبیایی داشت یه بدیایی، خوبیاش تا پارسال خیلی بیشتر از بدیاش بود، ولی پارسال یه جوری همه چی بد شد. امسال فقط خودمم. همه چی دست خودمه. بازم یه خوبیایی داره یه بدیایی. خوبیاش کمتر از بدیاشه ولی. این همه تعطیلات پشت سر هم، حسابی بچه ها رو تنبل و بی انگیزه کرده. در کنار نداشتن امکانات لازم. امتحانی که روز چارشنبه ازشون گرفتم خیلی ناامید کننده بود. تقریبن همه از روی دست هم نوشتن. چون من بهشون نگفتم تقلب نکنین. گفتم اگه احتیاج ب...

لیست اخبار با محتوای مرتبط متن شمام اینجورین کل کلــــــــوها را در فیدولاین جستجو کرد