روی خط خبر

لیست خبرهای جستجو شده برای شریعتی میگه

لیست خبرهای جستجو شده برای شریعتی میگه ، جستجوهای انجام شده برای شریعتی میگه در فیدولاین

از کجا آغاز کنیم :: کتابدونی

بسم الله الرحمن الرحیم کتاب «از کجا آغاز کنیم» نوشته شهید دکتر «علی شریعتی» یکی از بهترین کتاب هایی که تا حالا خوندم این کتاب بود. یک کتاب فوق العاده خوب پر از مفاهیم دوست داشتنی (البته برای من). کتاب رو برای همه آدم هایی که به فکر اصلاح جامعه خودشون هستند توصیه می کنم. البته برای غیر اون ها هم اصلا توصیه نمی کنم چون حوصله سر بر شاید باشه براشون. ادامه مطلب

چهارصد و سی و شش :: حیات خلوت

من همیشه خیلی از قضیه ی مرگ میترسم و میترسیدم . از مردن آدمها و همه ی موضوعات مرتبطش ! حالا نمیخوام هر چی تو کله مه بریزم بیرون هم خودمو بترسونم هم احیانا حال کسی رو بد کنم . این روزها ، این روهای ماه صفر که بیشتر از هر موقعی خبر مرگ شنیدم و آخرینش همسایه مون بود که چند روز پیش به رحمت خدا رفت و این آدم یه فیلسوف به تمام معنا بود . آدمی که شاگرد شریعتی بود و با اینکه معلم ساده ی معارف اسلامی بود اما هر کس کلاس معارفش رو تجربه کرده باشه میگه که بالاترین معانی رو برای بچه های اراذل و اوباش دبیرست...

محرم96 :: گوشواره های گیلاس

سالهای قبلتر خیلی دغدغه ی دین داشتم.خیلی برام مهم بود از فلسفه ی دینی که خودم در انتخابش هیچ نقشی نداشتم بدونم... دکترشریعتی خیلی به من کمک کرد بتونم از بحران بلوغ و سوالهای زیادی که برام ایجاد شده بود به سلامت بگذرم و واقعا دید جدیدی در مورد دین بهم داد. اما خب متاسفانه ورود به دانشگاه و قرار گرفتن تو یه محیط بیمارستانی و علمی مطلق, که هیچ بحث دینی توش نمیشه باعث شد خیلی از این فضاها فاصله بگیرم و از این بابت ناراحتم. این کتاب رو محرم سال94 خوندم و عجیب کتاب خوبیه...یادمه در موردش تو یه وبلاگی ...

به بهانه ی نمایشگاه کتاب

 هر ساله در اردیبهشت ماه در مصلی تهران نمایشگاه بزرگ کتاب به مدت ده روز برگزار میشه و حتی به دانشجوها فیش تخفیفی داده میشه...البته من چندین ساله که نرفتم.. توی خونه انقد کتاب نخونده دارم که نگو..کلا اینا یه جورایی جهاز زندگیم محسوب میشن.. خیلی هم خوبعند... به زودی عکسی از تعدادی از عناوین کتابهام میذارم و معرفی میکنم.. معمولا کتابهای خوب میخرم... الانه که دیگه کتاب خیلی خیلی گرون شده.. خدا رو شکر من از سالهای دور کتاب بخرم خوب بوده.. خودمم سالهای پیش گاهی توی نمایشگه های کتاب محلی غرفه داری میکر...

کارتو گردن کسی ننداز :: لایت هُوس

تو کتاب خاویر کرمنت "بیشعوری"  که خیلی ازش بدم میاد یه جمله جالب در باره بیشعورا نوشته میگه آدمایی هستن که هر وقت دلشون بخواد کاریو گردن دیگران میندازن. فرقی نمیکنه صبح باشه شب باشه ممکنه ساعت 2 نصف شب بهتون زنگ بزنن و یه کاریو ازتون بخوان این جور آدما قالبا فکر میکنن وظیفه بقیس کارشونو انجام بدن.  شریعتی یه جمله معروف داره که میگه : فدا کاری یک جانبه سنگین ترین تحقیرهاست.  یعنی اگه فقط خودت بخوای برای گروهی فداکاری کنی و اون گروه فکر کنه این کار وظیفته بالاترین تحقیر برای خودت میمونه.  در پایا...

#روشنفکری :: گفت و گوهای تنهایی3

چند سال پیش اون وقتا که هنوز تلگرام و اینستا مد نشده بود اونوقتا که کسی نمیدونست #و@ یعنی چی بابام هر روز سخنرانی های الهی قمشه ای رو که از شبکه چهار پخش میشد گوش میکرد منم به اجبار و ناخودآگاه مجبور بودم گوش بدم چون گزینه ی دیگه ای نداشتم . همون سالا بود که باب راس هم از همون شبکه چهار پخش میشد . شاید ده یازده سالم بود ...شایدم کمتر یا بیشتر . گذشت . و موقعی ک سال های تحصیل در دوره راهمناییمو میگذروندم یادمه یه برنامه میداد از شبکه چهار به اسم : 'دو قدم مانده به صبح ' . مجریاش هم محمد صالح علای...

و زندگی... - ولی من باز پنهانی تو را هم آرزو کردم...

از آنجا که او بود دور شدم؛که تحمل حضور را نداشتم و از سنگینیِ بودن با کسی که بودنِ با او دشوار بود ، به آسودگی گریختم.گریختم تا آزاد و راحت به او بیندیشم...لذت قید بودن با دلخواه را در رهاییِ تنهایی بردنهبوط(دکتر شریعتی با کمی تغییر)+در بعضی تعبیرات به زیبایی هرچه تمام تر حالات درونی آدمی رو توصیف می کنن و شیرینیش به جان آدم میشینه...فرصت بشه بعضی از جملات را در اینجا خواهم نوشت++اینکه گاهی ازت فرار میکنم شاید یکی از دلایلش همین باشه؛ البته که در "رهایی تنهایی" خیالت همراهم هست و با هم گفتگوها د...

خاطرات تدریس 73 :: عافیت‌سوزی

اول - تکیه گاه  اول صبح وارد کلاس می شم، می بینم در حالی که تکیه زده به یه نفر دیگه و در حالتی فوق رمانتیک :||| دست انداخته گردن یکی دیگه از دانشجویان، واستاده سر کلاس، مستقر میشم پشت تریبون، در حالی که همچنان دستش روی گردن اون دانشجوی دیگه هست میاد جلو، میگه استاد کمرم درد می کنه نمی تونم بنشینم اجازه بده برم، میگم یه ظرفیت غیبت داری، غیبت کن، میگه نه، اون غیبت رو احتیاج دارم، میگم پس باید بمونی سر کلاس، دوباره در حالی که دست در گردن دانشجوی مجاور داره برمیگرده گوشه ی کلاس وامیسته، میگم این حال...

747 :: پلاک13

امروز حس کردم دوباره دارم توی نقش خرمگس بودن یک جورایی دچار الینگی میشم... از 19 سالگی و بعد از خوندن کتاب(( چه باید کرد)) دکتر شریعتی قانع شدم که سیاسی بودن هم مثل ناطق بودن صفت ممیزه انسان از سایر موجودات محسوب میشه،من رای میدم چون برداشت سیاسیم اینو بهم میگه حتی اگر به جای اصلح قرار به انتخاب بین بد و بدتر باشد...

19-هفته نوشت :: کوالای پیر

1/ داشتم کتابخونه رو گردگیری میکردم که یه کتاب تقریبا قدیمی(ننوشته مال چه سالیه آخه) 61 صفحه ای از پشت کتابا پیدا کردم اسمش فلسفه تاریخ در اسلام که به طور دقیق متن یکی از کنفرانس های دکتر شریعتی تو حسینیه ارشاد رو نوشته دروغ چرا من تا الان هیچ چیزی از دکتر شریعتی نمیدونم و کتابی هم نخوندم از ایشون و الان خوندن این کتابه خیلی برام جذابه ^_^ 2/ یکم حس مسئولیت داشتن خیلی چیز خوبیه حداقل حس مسئولیتم نداریم شعور معذرت خواهی کردن داشته باشیم :| 3/ میگه بیا بریم خوب بد جلف رو ببینیم +قشنگه؟ - آره ...

وب سایت فیدولاین یک موتور جستجوی خبر، وبلاگ و مطالب فارسی میباشد. تمامی مطالب بدون دخالت نیروی انسانی توسط نرم افزار جستجوگر، جمع آوری و نمایش داده میشود و فیدولاین در قبال محتوای آنها هیچ مسئولیتی ندارد.

لیست خبرهای جستجو شده برای شریعتی میگه ، جستجوهای انجام شده برای شریعتی میگه در فیدولاین