روی خط خبر

ریش بایزید یا دم خر تمنای طلوع

لیست اخبار با محتوای مرتبط متن ریش بایزید یا دم خر تمنای طلوع را در فیدولاین جستجو کرد

ریش بایزید یا دم خر؟ :: تمنای طلوع

یک وقت بچه ها راه را بر بایزید گرفتند و پسرکى به شوخى پرسید: «پیرمرد! ریش تو مُحترم تر یا دُمِ خر؟» بایزید ریشى جنبانید و با خنده گفت: «فرزند! اگر از پُلِ صراط بگذرد ریش ِ بایزید و اگر نگذرد دُمِ خر» [تذکرة الاولیاء/ ذکر ابویزید بسطامی]

طبیعت برهنه است! :: 💠 هَپَروت 💠

هوای کوهستان آنقدر پاک و لطیف است که در حتی سیب زمینی ها را که پوست میگیری و خورد میکنی ، اگر ساعت ها هم در هوای آزاد قرار داشته باشند، سیاه نمیشوند و نیازی به گذاشتن در آب ندارد. ( فکر میکنم به دلیل این باشد که اکسیژن در هوای کوهستان رقیق است و مانع اکسید شدن و سیاه شدن میشود) در هوای کوهستان همین بس که روی یک تک تخت سنگ بزرگ دراز کشیدن و چشمان خود را بستن و گوش دادن به طبیعت برهنه کوهستان ، بدون هیچ سانسور و یا اغماضی که ما آدم ها گاهی هرازگاهی در زندگیمان در شهر ها اعمال میکنیم تا که مانعی بر...

خودتون، اصلاح طلبها، خودمون، خودشون، خودِ خودشون، هممون! :: Inside Monster

1- یه کاری کردید آدم نمیدونه از شما بترسه یا از این همه مامور! من تا ده روز پیش مثل هر ایرانیِ با مینیمومی از عقلِ دیگه ای با دیدن پلیس یا نیروهای امنیتی در خیابون به هر نحوی، راهم رو تا جای ممکن کج میکردم که پرشون به پر من نگیره! حالا اما وقتی قراره ساعت ده و نیم شب برسم خونه، من نره خر سی ساله نمیدونم از "مردم غیور" بترسم یا "سرکوبگران ارزشی"! نمیدونم از اینکه گوشی دستمه و هدفون توی گوشمه بترسم یا از ته ریش داشتنم! آدم نمیدونه الان از خوف سرکوب نیروی های امنیتی پناه ببره در آغوش مردم یا از ترس...

رویا به اضافه ی توهم حاصلش دیوانگی ایست :: :) (:

متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. :)(: مخاطبان عزیز تمامی این گفت و گو صحت و واقعیت ندارد تنها خیال یک من تنهاست :)(: من:خوبی حامیم:چته یه ترسی هست توی دلت  من :اره بابام زده شبکه خب...

دور از هم دور از همه

امروز کلی با دوست مجازی صحبت کردم ، یه تغییرایی کردم که نمیدونم خوبه یا بد ولی احساس میکنم حالم بدتر میشه _ دلتنگ تر میشم ! بیشتر جای خالیت و احساس میکنم . امروز پیک طلاقنامه رو اورد _ برعکس عقدنامه شیک و مخملی قرمزمون جلدش ساده و سفیده ! سفید سفید ! برعکس روزهای سیاه بعد متعلق شدنش به ما ! دیگه دوشیزه نیستم ! نوشته بانو ! میتونم غر بزنم که آیندرو خراب کرد و دلم با شنیدن هر دفعه این اسم یاد مطلقه شدنم و نبودنت میافته میتونم هم شاکر باشم که ننوشت خانوم ! خانومی گفتنات یادته ؟ وقتایی که پای سینک...

پسرها فریاد نمی‌زنند! :: ویار تکلم

خبر تجاوز به دانش آموزان دبیرستانی را خواندم و کلیپ هایی که در این باره منتشر شده را دیدم. فعلا با توجه به مجهول بودن بسیاری از ابعاد ماجرا نوشتن در این باره و مقصریابی کار درستی نیست. اما خب با خواندن خبر یک سری خاطره و سوال و ابهام به ذهنم رسید که بد ندیدم بنویسم: یکم) اولین حرف اروتیک که از زبان معلم های مان شنیدم بر می گردد به سال دوم راه نمایی و درس عربی. درسی بود که شوهر می خواهد برود دریا و زن ش تنها می ماند. رسید به وسط درس و زد زیر آواز که: "یا زوجتی..."بعد حرفی زد که گفتن ش این جا درست...

مهدی جان کجایی؟

خوشا ساغر از دست ساقی گرفتن. به یاد جلوه ی آن یار نوشیدن. خوشا مستی مستان و خوشا بر درگه میخانه بنشستن. و آنگه خاک پای یوسف اعصار بوسیدن.مرارت انتظار و حلاوت امید در عرصه ی دل رجز می خوانند.تلواسه ای شیرین و التهابی زیبا تاریخ را فرا گرفته است. شقایق های شوق و شکیبایی به راه گل نرگس، نگران شده اند.یلدای منتظران، سرشار از نور نیایش است و آبشار اشک از فراز گونه ها بر نشیب دشت بی قراری، جاری است.آیا کسی هست که مضطرین را اجابت کند و دست نوازش بر تارک دلخستگان کشد؟ ما وارثان سرشک سرخ زهراییم و در تم...

ازدواج و مهریه در اسفاد قدیم :: اسفاد وطنم

خلاصه ای از ازدواج و مهریه زن های قدیم  با شرایط و موقعیت ده نشینی در قدیم تا به حال رسم و رسومات خیلی متفاوت  شده و رسومات قدیم شرایط خاص خودش را در پی داشت  در شصت سال قبل به عنوان مثال برنج ویا نان گندم در کار نبود یا هم اگر بود به ندرت پیدا می شد  نقل بود از یکی از دوستان اسفادی نان جو در قدیم زیاد بود و خیلی کم نان گندم پیدا می شد اگر هم بود در صندوقی نگهداری و قفلی در چمدان زده می شد ودر مواقع و شرایط مورد خاص استفاده می شد یا بین فرزندان و یا اقوام و میهمانها تفاوت بود در مصرف نان گندم ی...

اندرز کردن صوفی، خادم را در تیمار بهیمه و لا حول گفتن خادم و سپس تخلف نمودن :: بحر در کوزه

شیخی صوفی مسلک، به خانقاهی رسید و در حلقه یاران نشست و مدتی به بحث و طرب گذشت: دفتر صوفی سواد و حرف نیست جز دل اسْپید همچون برف نیست زاد دانشمند، آثار قلم زاد صوفی چیست؟ آثار قدم در ادامه تمثیل زیبایی از سیر و سلوک صوفی می آورد که صوفی چون صیادی است، در کار شکار آهو، ابتدا از ردپا، پی آهو می گیرد ( نماد طاعت و عبادت از روی تقلید) ولی پس از مدتی دیگر این بوی نافه ی آهو است که وی را از پی خود می کشد( نماد عبادت و طاعت از روی عشق): چند گاهش گام آهو در خور است بعد از آن، خود ناف آهو رهبر است چو...

گزیده اى از ضرب المثل هاى زبان فارسى :: فرزندان ایران

۱- اصل ضرب المثل : بادمجان بم آفت ندارد. مفهوم : به آدمهای پوست کلفتی که از خطرات جان سالم به در می برند گفته می شود.  2 - اصل ضرب المثل : ریش و قیچی دست شماست. مفهوم : صاحب اختیار شمائید و هرطور بخواهید عمل نمائید. 3 - اصل ضرب المثل : دندون اسب پیشکش را نمی شمارند. مفهوم : اگر هدیه ای به کسی دادی برآن خرده نگیر. 5 - اصل ضرب المثل : خر در گل ماندن. مفهوم : در مورد شخصی که در نیمه راه از انجام کار عاجز است به کار می رود. 6 - اصل ضرب المثل : مار از پونه بدش می آید دم لونش سبز می شود. مفهوم : اشاره...

لیست اخبار با محتوای مرتبط متن ریش بایزید یا دم خر تمنای طلوع را در فیدولاین جستجو کرد