روی خط خبر

رهایی دوباره شبیه بودن

لیست اخبار با محتوای مرتبط متن رهایی دوباره شبیه بودن را در فیدولاین جستجو کرد

وب سایت جامع حقوقی،سیاسی،اجتماعی حمید معینی

همواره پوپولیسم را بدیلی برای گذر از سنت به مدرنیته دانسته اند؛ روشی برای دادن حق رای به طبقات پایین و پدیده یی ناهنجار در مقابل سیاست طبقاتی و نهادهای لیبرال. بحث های اخیر درباره رابطه میان پوپولیسم و دموکراسی به ناکجاآبادی مجهول کشیده شده اند. «کنوان» از جمله کسانی است که نظریاتی روشنگر در این زمینه داشته است. البته سرچشمه نظریه او بحث های مایکل اوکشات درباره سیاست ایمان و سیاست شکاکیت بوده است. کنوان این دو مفهوم را چهره های رهایی بخش و پراگماتیک دموکراسی می نامد و ادعا می کند پوپولیسم در فاص...

این یک نوشته‌ غمگین نیست :: من نویس

وقتی طی زمانی طولانی آدم ها و حوادث شما را دائم آزار می دهند و به در و دیوار می کوبند، زمان می برد که بلند شوید. شبیه مسابقه بکس خیابانی. یک ضربه مشت به صورت شما و افتادن بعدش شاید سنگین نیاشد و دست آخر شما بلند شوید و با آستین دست راستتان خون های پخش شده دور دماغ و دهنتان را پاک کنید و دوباره دستتان را مشت کنید، اما با خوردن یک چندین مشت پیوسته و زمین خوردن دائم بالاخره به جایی می رسید که دیگر نمی توانید ادامه دهید. نمی توانید بلند شوید و بهد از شمارش شکست می خورید. اما خب زندگی اینگونه نیست.  ...

مثل گورخر :) :: حبه انگور

خب فکر کنم بهتر باشد کمی درباره راه حل های از بین بردن زمان خاکستری توضیح بدهم :) در مورد تکنیک Pomodoro پیشتر پستی نوشته بودم و فکر کنم اگر علاقمند باشید، همان کافی است. اما درباره متعهد بودن به فعالیت مورد نظر در زمان سیاه، شما نیاز به شفافیت دارید. یادتان هست یکبار گفتم مثلا اگر گوشی را دست گرفتید که بروید آخرین ایمیل آمده (کاری) را چک کنید با خودتان تکرار کنید تا نوتیفیکیشن ها شما را با خودش نکشاند هر جا که خواست؟  تعهد در زمان سیاه با شفاف کردن دقیق کاری که قرار است انجام دهید، معنی پیدا می...

114 :: خوبروی حلقه نشین

قبلا هم گفته بودم؛ وقتی که رابطه ای به جای شور و نشاط باعث فرسودگی و خستگی روح و جسم آدم میشه باید اون رابطه رو تموم کرد. ولی خب من شاید تا همین چند وقت پیش نمیخواستم یا بدتر از اون شجاعت انجام این کار رو نداشتم. الان ولی به شدت خوشحال و راضی ام از جسارتم و حذف کردن آدمی از زندگیم که از همون اول تا آخر فقط آزارم داد و روحم رو سوهان کشید و بال و پرم رو بست. الان حس رهایی و آزادی شعف انگیزی رو دارم. سرکار دلخواهم میرم و هرکاری که دلم بخواد انجام میدم. هر وقت بخوام میخوابم بیرون میرم خرید میکنم و ...

بیست صمیمیت چهار ساعت اندر دوبلین :: توریسم آنلاین

اگر ما فقط در یک عمارت 24 ساعته دارید چاهک کاری ارتکاب میدهید؟ این خیلی دقیق نیست. من وشما نمیتوانید واحه را بدانید - تماماً چیزهایی که می توانید انجام دهید این است که نگاهی لبریز سرعت به نزاکت مال بدهید. بیست یکدلی چهار دوره فقط یک نوشیدنی سریع است، و دوباره به دست آوردن این رو، من فقط از یک روز درون یک آبادانی نفرت دارم. خویشتن هرگز روش خود را باز یافتن دست نمی دهم زیرا به منظور واقعا می دانم که محل. اما من به طور ناگهانی خودم را بی همسر 24 ساعت اندر دوبلین یافتم خلوص مجبور شدم روستا یک بلبل س...

رهایی دوباره :: شبیه بودن

رابطه با م را پایان دادم. رهایی برایم مهمتر است و عشق  و عدم خیانت بیشتر به میم. احساس خاصی ندارم سر شده ام و برایم چیزی مهم نیست درد هست همیشه بوده نباید بترسم، آنچه نیست یا نداشتم وفا بود که باید بیابم. میدانم کارم با م دیگر تمام است و او بر نمی گردد و این بابت خوشحالم. از امروز دوباره درس می خوانم. به قول موراکامی رنج کشیدن اختیاری است. من از رنج کشیدنی عبث رها شدم.

مزایای منزوی بودن :: من نویس

  میرا بدقلقی می کرد. قبلش هم من غر زدم که زینش شل است و کج. گفتند نه، خوب است. فرمان نمی بُرد. یورتمه می رفت و گوشه مانژِ مربعی بی هوا می آمد وسط. گردن می چرخاند. کلافه ام کرد. مربی ام دید دارم دور خودم می چرخم و غر می زنم. گفت پیاده شوم و خودش نشست. دید راست می گفتم اسب بدقلق است فرمان نمی برد. پرخاش کرد و اسب را زد. چهارنعل رفت اما اسب آرامش نداشت. گردن چرخاند و چپ و راست شد تا تالاپ، مربی ام افتاد. صحنه هیجان انگیز و جالبی بود. دوباره سوار شد و اسب بدقلقی بیشتری کرد و این دفعه زین کج شد، با...

اعتیاد و لغزش

لغزش یا مصرف دوباره مواد مخدر در بین معتادان به مواد مخدر بسیار رایج است.1-طبیعت و عادت۲-بیماری۳-افکار ناسالم۴-فرایند تدریجی لغزش لغزش یکباره و بی دلیل اتفاق نمی افتد بلکه فرآیندی است که مدت ها پیش از آن که بار دیگر اقدام به مصرف مواد مخدر یا از سر گرفتن اعتیادهای رفتاری کنیم، آغاز می شود. معمولاً علت لغزش این است که به افکار و ذهن خود اجازه می دهیم که به حالت منفی قبلی خود یعنی به دوران اعتیاد فعال بازگردد. با بازگشتن به افکاری که در زمان مصرف مواد مخدر داشتیم، رفتار ما نیز تغییر به تدریج تغییر...

بهشت نسیه ای :: توجیه المسائل

از من پرسید: "آیا خدایی هست؟"، گفتم: خودت جواب بده. گفت: نیست. و گفتم: تو دروغ می گویی. میل داشتی که این طور می بود ولی به حرف خودت ایمان نداری. آنچه می گویی برای جلب رضایت دیگران است. این طور به حقیقت نخواهی رسید. به گریه افتاد. گفتم: حتی گریه کردن ات هم دروغ است. گریه اش بند آمد. گفت: تو به من حقیقت را نشان بده. گفتم: حقیقت نزد توست. من وجه ای از حقیقت را از زبان تو آموختم. به فکر فرو رفت.  به نظر می رسید در ذهنش مکالمات پیشینمان را مرور می کند و از لابه لای آنها به دنبال پیچیده ترین کلمات می ...

عطسه ذهن :: وبلاگی برای تجربه ها

سرفه های گاه و بی گاه. سر دردی ملایم که گاهی از بین می رود و دوباره ملایمتر بر می گردد. آبریزش از بینی و عطسه هایی عمیق که انگار مغز را سبک می کند. به این فکر می کنم چقدر خوب میشد اگر می توانستیم با مکانیسمی دفاعی شبیه عطسه، فکرهای آزاردهنده مان را از مغزمان بیرون بریزیم. همه یا حداقل بخشی از آنها که باعث تشتت ذهنی مان میشود، با سرعتی معادل شصت کیلومتر بر ساعت و پنج متر آن طرف تر و بعد تعجب کنیم از حجم زیاد این همه فکر آزاردهنده، که چقدر سبک شد مغزمان در برون ریزی آنها. و پس از آن حس خوش رهایی د...

لیست اخبار با محتوای مرتبط متن رهایی دوباره شبیه بودن را در فیدولاین جستجو کرد