روی خط خبر

دهم تلگرام الحرام صـــُـبـــ بـــخـیـر های شبانه

لیست اخبار با محتوای مرتبط متن دهم تلگرام الحرام صـــُـبـــ بـــخـیـر های شبانه را در فیدولاین جستجو کرد

پنجره :: بخاری

   صبا خورشیدو می بینم اما غروبا، نه. اصلش چن وختی هس سحرخیز شدم که خورشید از دستم نره. یادش بخیر... یادش بخیر... قدیم ترا گاهی صب که از شیفت شبم برمی گشتم سر راه که میخواستم نون بگیرم طلوعم می دیدم. بهروز - پسر کوچیکم - اونموقع هنوز بچه بود. الان واس خودش مردی شده. پسر خوبیه. سر به راهه اهل خدا پیغمبره. الانه صب به صب میاد پرده رو کنار می زنه، جامو عوض می کنه دست و رومو می شوره. واسم صبونه حاضر می کنه. لقمه لقمه میذاره دهنم. عین مادر خدا بیامرزش مهربونه. تا همین چن وخ پیشا  که جون به تنم بود غ...

دهم تلگرام الحرام :: صـــُـبـــ بـــخـیـر های شبانه

با دکمه های لپ تاپمبه افق مینگرم !اما این صـــــُـــــبــــــ ...آه این صـــــُـــــبــــــ ...رویای صـــــُـــــبــــــ بـــخـــــیــــــر گفتنهایم رابه شب گره زده است ...!!**دوستان متنها،به قلم خودم هست..شما هم صاحب اختیار..پس اگه دوست داشتین کپی کنید،و ذکر منبع اختیاری است..**

و باشد که باشد :: 💠ذهـــــــــن نشـــــــــین💠

ای ولدمورت تو را چه شده به حنجره های من چنگ می اندازی و دام اسارت بر ازادی افکار من پهن میکنی.اینا کارای اسراعیله!:| درود بر صلح(هشتگ:نه_به_مرگ بر{راستی اون خوانندهه اقای حامد نمیدونم چی باید بره ز خدا بترسه آهنگ " مرگ بر" رو خونده.بریم تو صفحه ش ، ابراز اظهار تغییر کنیم.} و اینجانب از بوی بهار سرمست گردیده و قلم را در هوا چرخانده و قری بر ذهن خویش می دهم باشد تا رستگار ازینی که هستم شوم و باده را شادتر بر بدن وارد کنم.شاید دوزی از ین حجم بی امان نادرستی های وارده بر کشورم را فراموش کنم چندی و ب...

سرفه های شبانه

این سرفه زدن امون منو بریده...مخصوصا وقتی سرم و میذارم روی بالش دیگه بدتر...فکر کنم سینوسام درگیر شده باشن...از دیشب تا الان فقط دو ساعت خوابیدم.اونم دم صب... از بس سرفه کردم نه خودم تونستم بخوابم نه این همسایمون بنده خدا..فردا هم کلاس دارم.اخه کدوم احمقی روز جمعه کلاس میذاره؟؟؟؟ امشب هم سرفه ها شروع شده...خدا بخیر بگذرونه.فکر کنم تا صب باید تکیه بدم به دیوار!

داستان زندگیم - قسمت دوم :: تلخ و شیرین ، مثل زندگی

گذشت و گذشت ، با هم صمیمی تر شدیم. به این فکر نمیکردم که تهش قراره چی بشه . اولین بار بود یک نفر اینقدر باهام مچ بود . اینقدر منو میفهمید. من هنوزم با یک نفر چت میکنم مجبورم نصف حرفامو توی پرانتز توضیح بدم که منظورم چی بوده . اما دل آرام اینطوری نبود . یک روز اگه حالم بد بود یا خیلی شاد بودم از روی پیامام میفهمید.ازش خوشم اومده بود و بهش حس پیدا کرده بودم . فکر کنم از آشناییمون چند ماهی میگذشت که برای اولین بار بهش گفتم دوستدارم. اون روزا یادم میاد فکر میکنم چقدر بچه بودیم . چقدر تفکراتمون کوچول...

یک و دو و صفر :: ایشانیسم

ایشانیسمبایگانیآخرین مطالبپیوندهای روزانهپیوندهاسه شنبه, ۵ اردیبهشت ۱۳۹۶، ۰۱:۲۳ ب.ظصب زودصب بخیر زور و خمی یازهتو بودی بامنظرات (۰)هیچ نظری هنوز ثبت نشده استارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیانثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.ساخت وبلاگ در بلاگبیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

دریچه ای رو به فرهنگ، زبان، مردم و خاک طالقان

تازه نامزه بگیتی بم و یک هفته ای به که، حلقه ی ازدواج بخرستی بییم و با هم متحدالقول گردیبیم که تا زنده ایم، هر جا میخوایم بیشیم، این حلقه دست مان دباشهننم مایی خانه دبه؛ یه بوجوک آلزایمر خفیف دی بگیتی به..  القصه:یه شو، حلقه رو، انگشتی میان درآردی بمو،، هانابم کنار تیلویزیون تا بشوم بخوسوم ننم همیشک دو رکعت نماز صبح، اضافه بر سازمان میخواندست! دو رکعت قبل اذان صب که فکر میکورد اذان بزیئین دو رکعتم وقتی آقام خوو د پامیستا تا نماز بخوانه؛ از قضا ننه صب راستگردی تا نماز بخوانه... برای وضو بگیتون دی...

نحوه تولد امام زمان(ع) :: دوستی با ...

چگونگی ولادت امام زمان (عج)جمعه پاتزدهم شعبان سال 255 هجری در شهر سامرا حضرت مهدی (عج) چشم به جهان گشود.حکیمه دختر امام محمد تقی (علیه السلام) نقل می کند که امام حسن عسکری (علیه السلام) مرا خواست و فرمود : عمه امشب نیمه شعبان است نزد ما افطار کن که خدواند در این شب فرخنده شخصی را متولد می سازد که حجت او در روی زمین می باشد .عرض کردم : مادر این فرزند مبارک کیست؟  فرمود : نرجس.گفتم : فدایت شوم اثری از حاملگی در این بانوی گرامی ندیدم!فرمود : برای همین می گویم نزد ما باش.وارد خانه شدم سلام کردمبان...

لیست اخبار با محتوای مرتبط متن دهم تلگرام الحرام صـــُـبـــ بـــخـیـر های شبانه را در فیدولاین جستجو کرد