روی خط خبر

لیست خبرهای جستجو شده برای دلم میخواد خون گریه کنم دغدغه های خانم مشوش

لیست خبرهای جستجو شده برای دلم میخواد خون گریه کنم دغدغه های خانم مشوش ، جستجوهای انجام شده برای دلم میخواد خون گریه کنم دغدغه های خانم مشوش در فیدولاین

باز ذهن مشغولم... :: افکار مشوش

بلاخره یکم بارون این دوروبر اومد و یکم هوا خوب شد...مرکز خیلی بهم ریخته و مزخرف شده. دیگه اصن ازینجا خوشم نمیاد. دلم میخواد زودتر برم ازینجا...کلی آدم جابجا شدن تو این چند روز... فقط خدا روشکر ک مسئول مرکز نیستم با این همه دردسر مزخرف اینجا...یکم حال روحیم بهم ریخته باز مث کسخلا تو ذهنم همش با این و اون دعوا میکنم. انقد با اون زنیکه سلیطه تو ذهنم دعوا کردم ک خودم خسته شدم دیگه... عوضی هی جلو همه ب من تیکه میندازه. جلو دوست بابام، خونواده عروسمون. هر گوری ک پیدا کنه فقط زهر میریزه و زخم زبون میزن...

اهم:))))) :: رَشـتاک

لوس بازی را کنار گذاشته به وب اول و اصلی خود برمیگردیم با دغدغه های خانم مشوش... نمیدونم شمام وقتی همسن من بودین اینقدر خوددرگیری داشتین یا فقط من اینجوریم:-/ ثبات شخصیتی ندارم:| +خودمم دلم میخواد خودمو بزنم

حرف حساب حرف دل -

سلام،عصر جمعه دلگیری رو سپری کردم،دلم گرفته،سردرگمم،خستم،کاش میشد ی تغییر اساسی تو همه چی ایجاد کنم نشستم تو زیر زمین خونه دارم محسن نامجو گوش میکنم دلم گریه میخواد،لی جزوه و کتاب دور خودم جمع کردم ی دلم میگه بشینم مثل خر بخونم عطش خاصی برا خوندنشون دارم اما ی دلم میگه میخونی که چی بشه،این همه خوندی چی شدی!!!امروز به خالم که شوهر بداخلاقی داره میکفتم خاله خانم اگه تو هم آنقدر مثبت و پاک نبودی ی شوهر خوب گیرت می اومد.والا تو این روزگار هر کی برا دل خودش و بی هیچ قیدو شرط عرفی و اخلاقی خیلی از اون...

دلم میخواد خون گریه کنم :: دغدغه های خانم مشوش

امتحانات برنامه امتحانامه یه هفته س میرم کتابخونه ولی هنوز استرس دارم ازینکه معدلم پایین شه یا درسارو بیوفتم +مامان رفت باتری موبایل قبلیشو عوض کنه که بده به نیروی عمارت من جوگیر شدم گوشی خریدم ++التماس دعا

شب یکم :: Sakura 桜

+ دراز کشیده یادم میاد امشب یک ساعت اضافه دارم. احتمالا کلی داستان رو نگه داشتم برای این یک ساعت اضافه. قدیم ترها که رادیو پیام می شنیدم رشید این ساعت بیست و پنج رو نعمت می دونست. همیشه فال های حافظش رو میگذاشت برای حدفاصل یازده و نیم تا دوازده. شب سی و یک شهریور اما دو تا فال حافظ میگرفت. میگفت امشب یک ساعت اضافه داریم و میشه دوبار با حافظ مشورت کنیم.  + خسته ام. این دو روز همه اش در تکاپو گذشت.  + غزاله ظهر برمیگرده. آقای م صبح میاد و میره و عصر برمی گرده. زمان کند و کند و کند میگذره.  + سحر ...

به نام یگانه خالق هستی و به نام خالق فاطمه من

بازم میگم سلام بهونه قشنگ من برای زندگی بازم منم همون دیوونه همیشگی میدونم کسی مطالب منو نمیخونه اصلا این وبلاگ برای دل خودم درست کردم تا وقتش اگه قسمت شد کسی که باید بخونتش . خدایا دوستت دارم و از کارای بدی که انجام دادم خجالت میکشم و از تو میخوام منو ببخشی و دستمو بگیری راستی میگن خدا دست نداره ولی یه آقایی رو داره که خیلی دوستش دارم اسمشم ابالفضل العباسه ع خب با دستای اون دستامو بگیر درسته آقامم دست ندارن ولی خوب دست عاشقای داداششونو میگیرن خدایا من با توکل به تو و توسل به ائمه معصومین ع میخو...

درخت بنفش - هنوز

دیشب خواب دیدم به هدیه گفتم من را میرسانی سر راهت فلان جا وسایلم را جمع کنم؟ قبول کرد و رفتیم دانشکده حقوق دانشگاه تهران. سوار آسانسورهای همیشه خرابش شده بودیم که چهار پنج تایی شده بود و مدام گیر میکردیم لای طبقات. اما نمیترسیدم خیلی، انگار که بلدش باشم. بعد شروع کردم جمع کردن وسایلم از تک تک کمدهایی که توی دانشکده داشته ام و بعد رفتم توی اتاقی که همین اتاق خواب الانمان بود و شروع کردم به جمع کردن محتویات کشوها و حواسم را جمع کرده بودم که چیزی را جا نگذارم، هی با خودم مرور میکردم که دیگر نمیایی ...

فکرانه :: هوهو نوشت

داشتم فکر میکردم کاش زودتر تموم شه الان  برسم به ته آینده ببینم چطوریه  ولی میترسم مثل همین الانا که پشیمون میشم میگم چرا فلان روز فلان کارو نکردم یا گاهی وقتا که دلم میخواد زمان برگرده به عقب... ولی دلم نمیخواد برگرده  پیش بره و تموم شه  چون هرروزش سنگین تر از دیروزو و پریروزه اگه این مقایسه کردنا و کمبودایی که خیلیا دارن نبود  تو خیلی چیزا نمیتونستم طاقت داشته باشم ادامه بدم حالا نه درسی... مثلا میگم خداروشکر من اینو دارم بیچاره فلانی همینم نداره ...  یا مرض من که اونقدر بزرگ نیست... اما اینم ...

یک-میکوبیم از نو میسازیم :: آهویی که می نویسد

سلامامروز داشتم فکر میکردم چه خوبه که رو خوشیها تمرکز کنیم و چیزایی که باعث میشن اذیت بشیم رو تغییر بدیم 1-مثلا یکی از سختیهای وبلاگ نویسی واسه من اینه که حالا عنوانش رو چی بذارم! باورش سخته اما واقعا چند دقیقه بهش فکر میکنم و آخرش یه چیزی میذارم که راضی نیستم. یاد عنوانهای فریبنده بعضی نویسنده ها میفتم که زیبایی متن هاشون رو چند برابر میکنه . مسلما یه حس سرخوردگی بهم دست میده. فکر کن هر بار که مینویسی آخرش بگی اه بازم یه عنوان مسخره دیگه ! خب اینجوری آدم دلتنگ نوشتن نمیشه. واسه همین از این به ب...

شعری از ایرج جنتی عطایی، رازقی پر پر شد+ آهنگ دلم میخواد گریه کنم داریوش :: کلبه کیاوش

رازقی پرپر شد باغ در چله نشست تو به خاک افتادی کمر عشق شکست ما نشستیم و تماشا کردیم دلم میخواد گریه کنم برای قتل عام گل برای مرگ رازقی دلم میخواد گریه کنم برای نابودی عشق واسه زوال عاشقی وقتی که قلبا و گلا شکسته و پرپر شدند وقتی که باغچه های عشق سوختند و خاکستر شدند من و تو از گل کاغذی باغچه ای داشتیم توی خواب با خشتای مقوایی خونه میساختیم روی آب وقتی که ما تو جشن شب ستاره بارون میشدیم وقتی که پشت سنگر سایه ها پنهون میشدیم از نوک بال کفترا خون پریدن میچکید صدای بیداری عش...

وب سایت فیدولاین یک موتور جستجوی خبر، وبلاگ و مطالب فارسی میباشد. تمامی مطالب بدون دخالت نیروی انسانی توسط نرم افزار جستجوگر، جمع آوری و نمایش داده میشود و فیدولاین در قبال محتوای آنها هیچ مسئولیتی ندارد.

لیست خبرهای جستجو شده برای دلم میخواد خون گریه کنم دغدغه های خانم مشوش ، جستجوهای انجام شده برای دلم میخواد خون گریه کنم دغدغه های خانم مشوش در فیدولاین