روی خط خبر

لیست خبرهای جستجو شده برای خمار عشق یا مواجهه با واقعیت شبیه بودن

لیست خبرهای جستجو شده برای خمار عشق یا مواجهه با واقعیت شبیه بودن ، جستجوهای انجام شده برای خمار عشق یا مواجهه با واقعیت شبیه بودن در فیدولاین

خمار عشق یا مواجهه با واقعیت :: شبیه بودن

بام حرفم شد بر سر یکی از شاگردانش و من یادم آمد این بشر ذهن هرزه گردی دارد، مثل من . و قابل تکیه کردن نیست. اداهایش زیاد است و نمی توان باور داشت که او است که قرار است بار بودن یک عمر را طاقت بیارد و بازهم قانع میشوی میم اگر زندگی پرشوری ندارد لااقل قابل تکیه و دوام است. همین

داستان مینا- قسمت هجدهم :: فیلوزوف

دیگر هیچ دلیلی برای نفس کشیدن پیدا نمی کنم. صبح ها به اصرار مادر زود از خواب بلند می شوم اما انگار سرم روی بالشت می ماند، چشمانم خمار است. زیرشان گودی رفته است. این روزها اغلب چشمانم را می مالم. خواب از وجودم می بارد. اینجا کسی به روی خودش نمی آورد. کسی از من نمی پرسد که چرا حال ندارم. لابد فکر می کنند خستگی راه است. یک هفته زمان زیادی ست برای رفع خستگی اتوبوس و تغییر آب و هوا. از همه شاخ تر از بدو ورودم کسی از آن شهری که درس می خواندم سوال نمی کند، آن شهری که دریایی داشت، مینایی داشت...  به...

بناهای تاریخی عجیب 2

استون هنج (Stonehenge) دوایر سنگی استون هنج یکی از عجایب جهان باستان و از مشهورترین محوطه های باستانی امروز جهان است که از سال 1986 در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده است. قدمت این محوطه باستانی که در «ویلت شایر» انگلستان واقع شده است، به عصر نوسنگی و عصر مفرغ برمی گردد. استون هنج از دو دایره سنگی متحد المرکز تشکیل شده است که ارتفاع سنگ های دایره درونی آن به 6 متر و وزن شان به حدود 50 تن می رسد. به عقیده کارشناسان، استون هنج در چند مرحله و در یک دوره زمانی هزارساله، از 3 هزار تا 2 هزار سال پیش ...

اگر به خانه ی من آمدی چراغم را... :: مجید عزیزی

اگر به خانۀ من آمدی چراغم را ببر که بی تو شبم با چراغ روشن نیست بغیر کهنگی چند لایه تاریکی  در این اتاق کسی غیر سایۀ من نیست بدون روزنۀ کوچکی به منطق نور  تمام روز و شبم را سیاه می پوشم شبیه خاطرۀ یک تمدن خاموش در عمق حافظۀ غارها فراموشم فروغ زندگی بی ستاره ام بودی بدون بودن تو هرچه داشتم کم بود دو چشم خونی در غم شناورم بی تو چکیدۀ همۀ اشک های عالم بود هنوز سهم من از چشم های بدمستت  از آسمان شب چند ساله ام پیداست شراب خمره شکن توی جام چشمت بود «عیار مستی من از پیاله ام پیداست»1 مرا به دست خودم د...

به یاد زنده یاد افشین یداللهی :: قند فارسی

تو با قلب ویرانه ی من چه کردی ببین عشق دیوانه ی من چه کردی در ابریشم عادت آسوده بودم تو با بالِ پروانه ی من چه کردی ننوشیده از جام چشم تو مستم خمار است میخانه ی من، چه کردی؟ مگر لایق تکیه دادن نبودم تو با حسرتِ شانه ی من چه کردی؟ مرا خسته کردی و خود خسته رفتی سفر کرده با خانه ی من چه کردی؟ جهان من از گریه است خیسِ باران تو با سَقف کاشانه ی من چه کردی؟  ّ........... عاشق نباشه آدم حتی خدا غریبه س  از لحظه های حوا، هوا می مونه و بس   نترس اگردل تو از خواب کهنه پاشه  شاید خدا قصه تو از نو نوش...

تجربه‌ی عشق :: شبیه بودن

مرا این خمار مستی خواهد کشت؟ راستش باید بگویم اینجا که یادم بماند که بیشتر از میل به عشق بازی، جوانیِ قلبم است که مرا به عشق می خواند و خب هربار و هربار زمین خواهم خورد و هربار و هربار برخواهم خواست و دلی که سیراب نمی شود و همیشه تشنه ی عشق است.  این دل را دوست دارم، سوای میل به آزادی و رهایی باید هربار تجربه اش کنم.. و سیراب عشق.. به خمار مبتلا.. و درد فرقت را بچشم و بعد رهایی.... و این الگوی زندگی یک زن ۳۴ ساله است که می خواهد دوام بیاورد.

پول :: خاطرات مهاجرت

فقط به عشق خواب چهل دقیقه ای توی اتوبوس، بیدار شدن ساعت پنج صبح را تحمل می کنی.کار کردن عزت نفس آدم را تقویت می کند اما اگر کاری باشد که از آن متنفر بوده ای، هستی و هر جور خودت را گول می زنی که ببین چه خوب و ببین بهمان و ببین فلان و ....در کنارش روح آدم را هم ذره ذره آب می کند.کم رنگ می کند.فکر کردن تعطیل می شود و دست و مهارت دست است که زنده است باقی مرده.هر روز و هر روز به زن ها و دختر هایی سلام و صبح بخیر می گویی و تا لحظه رفتن می بینی و می شنوی.می بینی دردهایشان را.می شنوی تنهایی هایشان را.ف...

تو در میان جانی :: شعر وغزلهای من

تو در ، تو در میان جانی ، تو فارغ از نشان و بی نشانیچو در شبم ، خراب کن ، تمام تاری و غمم که تو امید جاودانیگذر کنم ز کوی تو ، چو بسته ام به موی تو ، دگر ندارم آشیانیشراب کهنه ای بده ، که در طرب رها شوم ، چو مرغ آسمانیهزار توست عشق تو ، در این خمار گم شدم ، بگو ره نهانیچو از تو جویم ، به سر نیابم ولی به دل چو بنگرم ، تویی تمام این معانیشبی به بزمم ، شرر فکنده نگاه پر شراره ات ، تو ای فزون مهربانیبه عشق تو در آتشم ، به شعله ها ولی خوشم ، که میرسم به صبح زندگانیچه ماندن و چی رفتی ، چه بودن و ن...

خنده تلخ سر نوشت :: ایمان گلی پور

نفس عمیق کشیدم و دسته گل رو با لطیف ترین حالتی که می شد توی دستام نگه داشتم هنوز یه ربع به اومدنش مونده بود نمی دونستم چرا اینقدر هیجان زده ام به همه لبخند می زدمآدمای دور و بر در حالی که لبخندمو با یه لبخند دیگه جواب می دادن درگوش هم پچ پچ می کردنو و دوباره می خندیدن اصلا برام مهم نبود من همتونو دوست دارم همه چیز به نظرم قشنگ و دوست داشتنی بود دسته گل رو به طرف صورتم آوردم و دوباره نفس عمیق کشیدم چه احساس خوبیه احساس دوست داشتن به این فکر کردم که وقتی اون از راه برسه چقدر همه آدما به من و اون ...

مشاعره بداهه ۱۹ فروردین :: انجمن ادبی آن ...

نـــــفرات برتر مشاعره بداهه (  شروع بیت باحرف آخر بیت ماقبل آخر ) داوربرنامه : جناب آقای #منوچهرابراهیمی مدیریت چالش : سرکارخانم #عاتکه_صفالومنزه زمان شروع برنامه: #یکشنبه_ها ۲۲:۰۰ تا ۲۳:۳۰ 〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰 ادامه مطلب

وب سایت فیدولاین یک موتور جستجوی خبر، وبلاگ و مطالب فارسی میباشد. تمامی مطالب بدون دخالت نیروی انسانی توسط نرم افزار جستجوگر، جمع آوری و نمایش داده میشود و فیدولاین در قبال محتوای آنها هیچ مسئولیتی ندارد.

لیست خبرهای جستجو شده برای خمار عشق یا مواجهه با واقعیت شبیه بودن ، جستجوهای انجام شده برای خمار عشق یا مواجهه با واقعیت شبیه بودن در فیدولاین