روی خط خبر

لیست خبرهای جستجو شده برای خاطره تلخ من ⬅راهی که می روم⬅

لیست خبرهای جستجو شده برای خاطره تلخ من ⬅راهی که می روم⬅ ، جستجوهای انجام شده برای خاطره تلخ من ⬅راهی که می روم⬅ در فیدولاین

ْسر پتی :: سپهرداد

جاده ی امامزاده هاشم-رشت. از همان جا که اتوبان تمام می شود و کامیون های جاده قدیم سرازیر می شوند توی جاده و جلوتر، جاده تپه ماهور وار جلو می رود و بعضی جاها سینه کش دارد. سینه کش هاش نفس گیر نیست. اول یکی از همین سینه کش ها. تریلی ای که دارد آرام آرام راه می رود. ماشینی که لاین کندرو بوده و بهش راه داده ام که بیاید سبقت بگیرد از تریلی. سرعتم کم شده. یکهو از عقب سر و کله ی یک پراید سفید پیدا می شود و پشت سر هم برایم نوربالا می دهد. اول به این فکر می کنم که مگر کور است نمی بیند که سمت راستم یک تر...

از ما :: خیابان ارغوان هفتم

مدت ها بود انقدر خوشحال نشده بودم. مشخصه وقت هایی که خیلی خوشحالم، خنده های پشت سر هم است از عمق جان، که حتی اجازه نمی دهند جملاتم را کامل کنم، و حالت تهوع. بعد باز یک تلخی همیشگی پاشید روی قلبم. خاکستری شد. یک جور تلخی توأم با خوشحالی، یک جور گیرافتادگی وسط دریای آب شور، که وقتی باران می زند دهان باز می کنی به آسمان که داری از تشنگی تلف می شوی، شیرینی قطره ها مستت می کنند اما با هر قطره ای که فرو می بری، فکر می کنی شاید این آخری ش باشد. فکر می کنی حالا کی مردِ تا بارانِ بعد منتظر ماندن است؟...

دو راهی "انقلاب" و "برجام"/ دولت تدبیر و امید و رفتن به سمت بیراهه برجام :: حکمت ما

همیشه انسان ها بر سر دو راهی ها و انتخاب های زندگی می توانند از دو راه استفاده کنند: یا اینکه با آزمون و خطا آن راه را تجربه کنند و هزینه نامعلوم آن را نیز متحمل شوند، و یا اینکه با استفاده از تجربه روندگان قبلی و یا استفاده از علم و دانش دیگران و مشورت گیری، هزینه شکست را قبل از اتفاق از بین ببرند. ادامه مطلب

تلخ شیرین :: تابهشت...

بعد از مدت ها سراغ اینجا امده امچقدر خاک خورده... دلم برای اینجا تنگ شده بود وقت هایی اینجا مینویسم که دلم پر باشد آنقدر پر که حتی به توهم نتوانم حرفی بزنم اینجا می شود اخرین نقطه ای که میتوانم حرف بزنم... پارسال هم همین حرف ها بود بروم نروم ن نرو و بختطر من نرفتی امسال هم گفتی بروم نروم نرو  و بخاطر من رفتی میبینی یک ن چه میکند؟ و من بارها از تو میپرسم میروی و تو بازهم جوابت مثبت است و بازهم تن من می سوزد در تبی که نمی دانم نامش را چه بگذارم. من اصلا نمی دانم که گذرت به اینجا می افتد یا نه فقط ...

ناصدا :: پس از باران ...

در من بخند ... ان همه نعره که زدی بر سرم هیچ وقت نشیدم گوش کر .... از سر من افتاده شنیدن بس است .... پایان تمام اعمال تو لبخند تلخ من است پایان تمام اعمال تو در من ...لبخند تلخ است وانگه سرم اغشته به سودای تو شد ... رنگ می بازم و از سر شب یه بند خونه رو قدم می زنم ....نه دل به کار میدم و نه به چایی که حالا یخ بسته و بازم اهنگ های چاوشی و فکرهای سر سری .... +کمد پر از لباس تو .... میز پر از عکس توه .... پدر زنگ میزنه و میناله که اقتصاد رو به تباهیست و حال بازار خراب ... می پرسم چند ؟ .... غ...

مرا به خیر تو امید نیست، شر مرسان! :: کلک

نوشت: امروز آخرین امتحان دوران دبیرستانم را از سر گذراندم. آخرین امتحان از مجموعه 12 سال تحصیل مداوم! که این سه چهار سال آخرش من فشار ناعادلانه ای از استرس، اضطراب، توقعات بیجا و کمال گرایی کشنده را تجربه کردم. بی هیچ کمکی از جانب دیگران! همین که روزی مرا در مقایسه با دیگران تنها خردم نمی کردند، کافی بود، دیگر کارم به جایی رسیده بود که خواهشم تنها زیرسوال نبردنم بود. چه رسد به اینکه بخواهم به استعداد های خاصم مجال بروز و شکوفایی هم بدهند :|  اصلا! البته با این وضعی که امتحان ها را داده ام بعید ...

من و تو میدانیم، زندگی زندگی است. :: سجاد نوروزی

من و تو دیر زمانی است که خوب می دانیمچشمه آرزو های من و تو جاری استابرهای دلمان پربارندکوه های ذهن و اندیشه ما پا برجادشت های دلمان سبز و پر از چلچله هاروز ما گرم و شب از قصه دیرین لبریزمن و تو می دانیمزندگی در گذر استهمچو آواز قناری در باغمن و تو می دانیمزندگی آوازی است که به جان ها جاری استزندگی نغمه سازی است که در دست نوازشگر ما استزندگی لبخندی است که نشسته به لبان من و توزندگی یک رویا است که تو امروز به آن می نگریزندگی یک بازی است که تو هر لحظه به آن می خندیزندگی خواب خوش کودک احساس من استزن...

خاک سرد :: .

امروز ساعت ۸ و نیم از خواب بیدار شدم و از زیر پلک های نیمه باز پیغام مجلس ترحیم عموی دوستم «آ» را خواندم... شاید دوماهی می شود که فقط یک پیغام اس ام اسی به او داده ام. و آخرین باری که دیدمش، زمانی بود که با ماه بانو رفتیم کافه شان تا خبر نامزدی مان را بدهیم. آ نمونه ی یک شخصیت منحصر به فرد برای فیلم های سینمایی و کتابهای داستان هست. چون آ در زندگی شخصی اش شاید به اندازه ی ۱۰۰ نفر روی هم اشتباه انجام داده باشد (که البته این رفتار ها در یک قالب فرهنگی اشتباه تفسیر می شوند و من به شخصه قالب فرهنگی...

گذشته :: یادگاری

گاهی اوقات یه عطر یه آهنگ***یه سکانس فیلم یه شعر ناب***یه نگاه یه رنگ لباس***مرا میکشاند به گذشته***به همان خاطره های تلخ کهنه***و من میمانم***با بغضی که روی شانه ام نشسته از کودکی***و من میمانم***با گریه و سردرد لعنتی***و من میمانم***باز با دیواری که مدام میکند دهن کجی***کاش ذهنم قلاده ای محکم داشت***کاش راهی برای گذشتن از گذشته وجود داشت***من خسته ام از شلاق بی رحم گذشته***این روز ها محکم به من چسبیده گذشته***زور دارد و***زورم نمیرسد به گذشته

شهامت عوض شدن "الانان" 11 فروردین :: Anonymous

یازدهم فروردیناحساس میکنم ،خوشبخت ترین انسان روی زمین هستم . چون یک خانواده جدید پیدا کرده ام و یک جزءواقعی از ان هستم .در خانواده جدیدم مرا همانطور که هستم قبول دارند . هیچوقت مجبور نیستم تظاهر کنم یا به روی احساساتم ماسک بزنم . می توانم آزادانه صحبت کنم و مطمئن باشم که حرفم از اطاق خارج نمی شود . هر گاه در خانواده جدیدم مشکلاتم را با آنها در میان می گذارم با من همدلی می کنند ،ولی بجای حل مشکلاتم به من این بهاء را می بخشند تا خودم این کار را انجام دهم . آنها تجربیات ،قدرت و امید خود را به من می...

وب سایت فیدولاین یک موتور جستجوی خبر، وبلاگ و مطالب فارسی میباشد. تمامی مطالب بدون دخالت نیروی انسانی توسط نرم افزار جستجوگر، جمع آوری و نمایش داده میشود و فیدولاین در قبال محتوای آنها هیچ مسئولیتی ندارد.

لیست خبرهای جستجو شده برای خاطره تلخ من ⬅راهی که می روم⬅ ، جستجوهای انجام شده برای خاطره تلخ من ⬅راهی که می روم⬅ در فیدولاین