روی خط خبر

لیست خبرهای جستجو شده برای حیف شدگی اشتباهی که پیش آمده

لیست خبرهای جستجو شده برای حیف شدگی اشتباهی که پیش آمده ، جستجوهای انجام شده برای حیف شدگی اشتباهی که پیش آمده در فیدولاین

لطفا اسم هر رابطه ای را عشق نگذارید ... با تشکر ! :: من دیگری هستم

آدم های امروزی را خیلی در روابط احساسی  نمی فهمم .منظورم از آدم های امروزی فقط جوان ترها نیست منظورم آدمهای یک نسل قبل تر هم هست که مثل امروزی ترها رفتار می کنند . یک موجی از عوض شدن و گاها عوضی شدن به جای عوض شدن و تغییر کردن گریبان خیلی ها را گرفته .نه اینکه از بالا به بقیه نگاه کنم نه ! خود من گاهی فکر می کنم آیا دلم می خواهد عوض شوم یا حالم بد شده است و دارم به سمت عوضی شدن کشیده می شوم  و حواسم نیست؟ این حجم از خودخواهی و در نظر گرفتن انتفاع شخصی از کجا می آید ؟ از حسرت ها و ناکامی های مان ...

خوب ترین حادثه می دانی ام ؟! :: سوران ...

خیلی وقت ها وقتی مادرم و خواهرش با هم صحبت می کنند ، می نشینم و نگاهشان می کنم و تمام سعیم را میکنم تا خودم و خواهرم را در آینده متصور شوم . مادر به خاله میگوید به کتلت اش کدو اضافه کرده و اتفاقا خیلی هم خوشمزه از آب در آمده و بچه ها ( یعنی ما ) هم خیلی خوششان آمده . بعد خاله فردا زنگ می زند به خانه مان و میگوید کتلت را با کدو درست کرده و بچه های او هم خیلی حال کرده اند با این مدل جدید . سعی میکنم بروم به حداقل بیست سال دیگر . با این که اصلا نمی توانم بچه دار بودن ِ خودم را تصور کنم اما بچه های...

اشتباه تاریخی :: گاه‌نوشت‌های یک پری

1. امشب می خواستم بچه ها رو زیر یه پست اینستاگرام منشن کنم، یادم رفت تیک رو بردارم، یه گروه تشکیل دادم. 3 تایی 1 ساعت صحبت کردیم و نگم که چه نتایج و تصمیمات مهمی تو اون گروه گرفته شد. یه جورایی سرنوشت ساز شد اون گروه اشتباهی. + شاهکار اصلی اسم گروه بود، حیف که دست و بالم بسته است. 2. دیشب از فشار عصبی با یه حال افتضاحی خوابیدم و کل شب رو هم کابوس دیدم، صبح از خواب که بیدار شدم، اینترنت گوشی رو روشن کردم تا یه پیام بلند بالا بفرستم برای کسی که باهاش کار می کنم، که دیدم دوستم یکی از عکس هایی که گر...

bad boy 7 - مرگه واسم ....

با چشات میخندی اما تو دلت یه چیز دیگس بهم میگی عزیزم و حیف ، تو دلت عزیز دیگس ! پنهونش نکن می فهم … میدونم که اشتباه نیس هر چی باشه اونو میخای ، عزیزم این که گناه نیس … اگه میتونه غریبه تو رو خوشبخت کنه یارم … دستتو خودم با شادی توی دست اون میذارم میگذرم از دلت اما ، این تو خاطرت بمونه واسه یارت کم نذاری ، بی تو یارت نمی تونه بهش نگو حتی که دستات پناه من بود …. صورت ماه و قشنگت یه زمونی ماه من بود من که عاشقم می فهمم ، سخته اینا رو شنیدن ….. سخته تو چشمای یارت ،عشقه یه غریبه دیدن من که عاشقم می ...

لعنت ب من :: افکار مشوش

شاید دلیل ننوشتن این روزای من این باشه ک بلاخره چیزی ک نمیخاستم شد و لعنت ب من...و شاید هم انقد تونس آرومم  کنه ک فکر مشوشی برای نوشتن نداشته باشم.لعنت ب من ک نتونستم شرایط و جو رو کنترل کنم و توش موندم. لعنت ب من ک انقد بدم. ک انقد هرچیزی ک نمیخوام میشه. ک روی هیچ چیزی هیچ کنترلی ندارم! مث برگ چغندر میمونم انقد بی خاصیت و بیخود. چقد من بی عقلم. چرا همش کارای تکراری مو تکرار میکنم و درس عبرت نمیگیرم؟ چرا میرم بیرون؟ چرا پیام دادم؟ چرا وانمود کردم عاشقم.حالم ار دیشب خیلی خرابه...میگه تو با خودت ف...

خاکستری هام 6 :: Grey

بعضی وقت ها جهان هستی یه جور خاصِ همچین بی سر و صدایِ پر سر صدا، تو رو به خودت میاره! مثل همین لحظه که وسط اتاق پهن شدم، کتابو باز کردم و شروع فلسفه و عرفان، و ناگهان یه حجم عظیم و پیچیده ی انرژی مس موج بهم هجوم میاره و پرتم می کنه عقب، رو شن های ساحل ... و تصویر تو مس یه رویای شب مونده که صبح دیگه اثری ازش نیست، از بطن نیستی و عدم ذره ذره به هم پیوند می خوره و جلو چشمام جون می گیره ... کاملا خودخواسته می خوام طردش کنم این جریانو، لغوش کنم ... پسش می زنم، عقب هلش میدم این موجود ناشناخته ی اشنا ر...

مسافر غریب :: SILENCE

نمیدانم چندمین سفری است که در آن تنها هستم، نمیدانم تابحال چند بار تنها به دل جاده ها زده ام، فقط میدانم که اینبار متفاوت است، میدانم که اینبار برای تفریح نیست، حتی تنها هم نیستم، دوستانم همراهان همیشگی ام اینبار با من در این سفر همقدم میشوند. اما یک جای کار میلنگد، استرس ندارم، از سوال های داور نمیترسم، از مشکلاتی که حین ارائه و دفاع پیش می اید هم نمیترسم، دیگر آبدیده شده ام، تمام این مراحل را از بر هستم، اما اینبار حس عجیبی دارم، حسی که فکر کنم او را غربت نامیده اند، غریب نیستم، آنجا عزیزترین ...

من کیم؟ :: بیا بخوانیم

سیگارمو میزارم گوشه ی لبم ولی روشنش نمیکنم، گم شدم؟! نمیدونم! حس گم شدگی دارم ولی حس گمشدگی از اون حس هاس که بهت میگه اشتباهی شدی، حتمن اشتباه کردی، نباید اینجوری میشد و هزارتا حرف دیگه. خلاصه حس و حال عجیبیه مثل قدم زدن تنهایی میدونی خودتو داری ولی تنهایی! پس بودن خودت به چه دردی میخوره ؟ پس چرا! الکی قدم میزنم یعنی؟ هنوزم نمیدونم کجام ، یه گمشده یا هرچی! اصن مهم نیست، کسیم مگه اهمیتی میده ، کلی راهو میری تا اخرش بفهمی اشتباهه؟ درستش چیه پ؟ نمی دونم ولی کی میدونه ! اصلن تا کی قراره دونسته بشی!...

من و دنیا - شب نوشت

بسم الله الرحمن الرحیم سلام . مدتهاست ننوشتم مشغول درس و پروژه های پایان ترم بودم بعدم رفتم خونه و چهارشنبه پیش اومدم خوابگاه دو روز تنها بودم بعد دوستان اومدن .. امتحانا هم از دیروز شروع شده ، دیروز که ساختمان داده بود و امروزم اصول سرپرستی .... استادمون چقدر خوب بود ... حیف این کلاس شیرین اصول سرپرستی با استاد سعیدی ... فردا امتحان ندارم اما سه شنبه دو تا امتحان شبکه و دانش خانواده دارم ... شبکه مونم استادش واقعا عالی بود ... انصافا استادای عالی داشتیم . مطالعه های غیر درسی کاملا متوقف شده و...

وب سایت فیدولاین یک موتور جستجوی خبر، وبلاگ و مطالب فارسی میباشد. تمامی مطالب بدون دخالت نیروی انسانی توسط نرم افزار جستجوگر، جمع آوری و نمایش داده میشود و فیدولاین در قبال محتوای آنها هیچ مسئولیتی ندارد.

لیست خبرهای جستجو شده برای حیف شدگی اشتباهی که پیش آمده ، جستجوهای انجام شده برای حیف شدگی اشتباهی که پیش آمده در فیدولاین