روی خط خبر

لیست خبرهای جستجو شده برای بعضی جاها ترانه

لیست خبرهای جستجو شده برای بعضی جاها ترانه ، جستجوهای انجام شده برای بعضی جاها ترانه در فیدولاین

نقد آلبوم با قرص ها می رقصد کاوه آفاق :: آهنگ راک

آلبوم جدید کاوه آفاق کاوه آفاق از the ways جدا شد و اخیرا آلبوم خودش رو به صورت رسمی و مجاز روانه بازار کرد. آلبومی که انرژی و هیجان کارهای قبلی کاوه آفاق در the ways را ندارد. عنوان آلبوم بسیار جذاب انتخاب شده "با قرص ها می رقصد" که من را یاد "با گرگ ها می رقصد" می اندازد و شاید اشاره ای به شاد بودن با غصه ها و شاد بودن در حین وجود مشکلات دارد... اما خیلی در آلبوم نشاط به چشم نمی خورد.. عبور نو یکی از بهترین آهنگ های آلبوم... آهنگی عاشقانه و غمگین با ملودی دلنشین.. "عشقمون اندازه همدیگه نیس...

در خواب دویدن؛ نوشتهٔ مریم حاجیلو :: دلشــرم

ناشری که به سختی روزگار می گذراند، در جایی که به تازگی اجاره کرده، سررسیدی پیدا می کند و آن را می خواند. محتوای سررسید مانند یک خاطره است که در قالب داستان نوشته شده ولی نویسنده اش نام و نشانی از خود بر جای نگذاشته است. بقیهٔ کتاب، ظاهراً همان نوشته هاست به علاوهٔ فصل آخری که مؤخره است و خبر از پیدا شدن نویسنده و پیدا نشدن نویسنده! در این کتاب، که به قول نویسنده داستان خود حقیقت است، با یک داستان بدون گره و تعلیق، پر از اصطلاحات فرهنگ روزمره (مثل ترانه ها و شعرهای باب روز)، توصیفات ظاهربنیاد، و...

Past*Present*Future - بعضی وقتا

بعضی وقتا که تنهام خاطراتمو مرور میکنم بعضی جاها غش غش میخندم بعضی جاها لبخند میزنم بعضی جاها بغض میکنم بعضی جاها اشک تو چشمام جمع میشه بعضی جاها پر میشم از حس نفرت بعضی جاها خجالت میکشم بعضی جاها دلم تنگ میشه بعضی جاها به خودم فحش میدم بعضی جاها .. بعضی جاها.... دیوونه شدم,بس نیست؟؟ اینکه هر روز با یه هدف بیدار میشم و اون تلاش برای انتقامه خسته شدم خیلی خستمااا ولی باید تلاش کنم داغونم ولی میتونم لعنت به بعضی چیزا و بعضی آدما

ادامه دارد ... :: ✘ کاج برفی ✘

_ داداشی میشه یکم تند تر بری ؟ دوباره به ساعت مچی اَش نگاهی انداخت  و گفت : _ داداشی آروم تر برو داداش کلافه تر از خواهرش سری تکون داد و نفسشو با صدا بیرون فرستاد میثم_رسیدیم پیاده شو _ داداش میترسم . من نمی خوام ... نمی خوام اونو ... بقیه حرفشو با بغضِ تو گلوش قورت داد و بیخیال از ادامه دادن حرفش با سری افتاده وارد کافه شد سر چرخوند و نگاهش قفل شد به چشمان پریشونِ مرد روبه روش به سختی قدم از قدم برداشت و روی صندلی نشست و میثم هم در کنارش جای گرفت میثم_سلام . مرد روبه رو سری به معنا...

نقطه ی عطف :: از چشم ها بخونیم

عکس از هیده ؛ وقتی داشت تو هوای بارونی اینجا قدم می زد . گاهی وقتا بعضی جاها ؛ بعضی حس ها ؛  تمام تصمیم هایی که گرفتی رو می بره زیر سوال ... اینجا تصمیم های منو برد زیر سوال. همون قدرم گاهی وقتا ؛ بعضی جاها ؛ بعضی حس ها ؛ باعث می شن تصمیم های جدید بگیری ...من اینجا تصمیم های جدید گرفتم.

نان داغی که دور نگرانی صبحی آفتابی می پیچند :: آخرین سوت قطار

من همیشه در شناختن آدمها خوب بودم. نگاهشان که میکنم می فهم زیر لایه های سنگینشان چقدر آب جریان دارد و چقدر رسوب بسته اند از لکه هایشان. من آم ها را خیلی خوب می شناسم. اما همیشه در عکس العمل هایم اشتباه کرده ام.همیشه فکر میکنم زیادی واکنش نشان دادم.باید صبورتر می بودم.باید میفهمیدم لازم نبود اینقدر شلوغی و هیاهو. این را وقتی آنروز داشتم خرید میکردم فهمیدم.فروشنده گفت خریدتان شد یک کیلو. یکهو همه جا را توده ای سیاه گرفت.مثل اینکه دود فوت کرده باشی؛ تمروز هم که آن "ری" را دیدم همانطور شدم. سنگینی ن...

چشمهایش :: کلبه گلی

آدمها فکر میکنم که همه چیز در چشم هایشان خلاصه میشود اما همه ،همه چیز را نمیتوانند ببینند به چشم های آدمهای اطرافم آدمهای خیابان آدمهای ... فکر میکنم همیشه فکر میکردم به چشم های دیگران نگاه کردن حرام است اما حالا فکر میکنم به چشم های همه ی ادم ها به یک شکل نگاه کردن من را دچار مشکل میکند بعضی چشم ها تورا میدرند بعضی چشم ها را درک میکنی بعضی چشم ها را باید نگاه نکرد و از آنها رد شد بعضی چشم ها دچار سو تفاهم اند و فکر میکنند همدیگر را میفهمند  و یا سو نظر حالا فهمیدم برای زندگی کردن ب...

اربعین 1 :: من و ماه

96 سالی بود که بالاخره کندم و رفتم به کربلا ...پنجشنبه 11 آبان حرکت کردیم و صبح جمعه بعد از کلی پیاده روی و عبور از گیت های مختلف از مرز عبور کردیم.با چیزهایی که شنیدم بودم این مسیر برام خیلی هیجان انگیز بود، منتظر بودم موکب هایی که تعریفش رو شنیده بودم ببینممنتظر بودم به مسیر پیاده روی وارد بشیم و منتظر بودم نجف و کربلا رو ببینم و کاظمین و سامرا ....روز اول قرار شد به کاظمین بریم، در نزدیکی بغداد... حرکت کردیم و با ترافیکی که بود حدود عصر به کاظمین رسیدیم ...نحوه ی برقراری امنیت اونجا برام جالب...

ماهتون عسل :: ◈

برنامه ی امشب ماه عسل، حکایت خیلی هایمان بود. حکایت من و تویی که بی هوا دل میبندیم، خیلی زود وابسته میشویم و خود را "عاشق" میپنداریم! اما فقط گذشت زمان میتواند عشق واقعی را اثبات کند... برایم جالب بود؛ نسترن از گذشته اش که حرف میزد، بعضی جاها میخندید! میخندید به حماقت خودش. میخندید به انتخابش. به تصمیم ها و شجاعتش...بعضی جاها اما، بغض میکرد! حرف از محمد و علاقه اش که می شد، گریه اش میگرفت و اشک میریخت. و این است حکایت این روزهای مادران سرزمینم...! :)

وب سایت فیدولاین یک موتور جستجوی خبر، وبلاگ و مطالب فارسی میباشد. تمامی مطالب بدون دخالت نیروی انسانی توسط نرم افزار جستجوگر، جمع آوری و نمایش داده میشود و فیدولاین در قبال محتوای آنها هیچ مسئولیتی ندارد.

لیست خبرهای جستجو شده برای بعضی جاها ترانه ، جستجوهای انجام شده برای بعضی جاها ترانه در فیدولاین