روی خط خبر

لیست خبرهای جستجو شده برای اگر کسی با تمام مشکلات و دیوانه بازی هایت نوشته نسرین بهجتی از کتاب زندگی را ورق بزن شماره

لیست خبرهای جستجو شده برای اگر کسی با تمام مشکلات و دیوانه بازی هایت نوشته نسرین بهجتی از کتاب زندگی را ورق بزن شماره ، جستجوهای انجام شده برای اگر کسی با تمام مشکلات و دیوانه بازی هایت نوشته نسرین بهجتی از کتاب زندگی را ورق بزن شماره در فیدولاین

اگر کسی با تمام مشکلات و دیوانه بازی هایت ... نوشته نسرین بهجتی از کتاب زندگی را ورق بزن شماره

 اگر کسی با تمام مشکلات و دیوانه بازی هایت ترا بیشتر از خودش دوست داشتاگر با چرخش مردمکان چشمت یا طرز صدایتاز هزاران کیلومتر راه دور متوجه شد که هوای دلت ابری است یا آفتابیاگر از اشتباهات خودت برایش حرف زدی و او با آرامش به تو گفتفدای سرت آدمیزاد است دیگر گاهی اشتباه میکنداگر اشتباهات تو را با شتاب پنهان چشم خودش پاک کرد و ورقت زد که مبادا از نمره بیستش کم شویاگر لج بازی ها و قهرهای بی دلیلت را مصلحت عشقش دانست اگر بدون جبران محبتهایش به تو محبت کرد و عشق ورزیداگر با دست بسته اش پُر غرور از یک د...

Eccedentesiast - Express Yourself

آخیششش راحت شدم تا حالا شده بعد از خوردنِ مایعاتِ زیاد، یا توی سرما وسطِ جاده در یک اتوبوس بین شهری گیر کرده باشید و مثانه تان از فشارِ پر شدن در حال ترکیدن باشد؟ دیده اید آدم جانش به لبش می رسد؛ تمام ذهن و فکر و آرمان و آرزویش خالی شدن مثانه اش است. هیچی برایش مهم نیست. هیچی به چشمش نمی آید. هیچ آرزویی ندارد جز توقف ماشین. تا محتویات مثانه را برون ریزی کنید. دیده اید وقتی دستشویی می روید چه احساس راحتی ای دست می دهد؟ احساس سبُکی. آن وقت است که آزاد می شوید و دوباره به چیزهای دیگر فکر می کنید....

خاطرات گذشته - تولدت مبارک

ه‍ عزیزم مدتهایی طولانی هست که از هم دیگر خبری نداریم.اما میدانم که تو در آرامشی و این برای من لذت بخش است.زندگی با کسی که وجود تو را سرشار از عشق میکند .کاش میتوانستم کاری کنم که درد و آلام و جای خالی نبودنت را لمس کنی و بدانی چه ه‍ا کشیدم تا کنار آمدم که وجود خارجی نداری.ه‍ عزیزم باید خیلی چیز ها را برایت تعریف کنم بگویم که دوباره کتاب خواندنم را شروع کرده ام.عقایدم را عوض کرده ام.این روز ها از نویسنده ای میخانم به نام «اوریانا فالاچی»کتاب «نامه ای به کودکی که هرگز زاده نشد»  او را خیلی دوست د...

رواداری :: ‌فاقد ارزش خوانش

خدایا، در این لحظه از عزیزترین روزِ سالت، برای بار هزارم، به تو که می دانم قرار است همه برنامه های توی ذهنم را به هم بریزی، می گویم، این زندگی من نیست؛ و می دانم باز تو آنقدر قدرتمند و قدری که انگارنه انگار من چنین حرفی زده باشم و اصلا داد از تو به کجا ببرم؟ به دادگاهِ خودت؟ روا مدار خدایا. روا مدار. بنده نابنده کوچکِ ضعیفت این پایین پوکید؛ روا مدار. قسم به خودت، اگر نگفته بودی من را از خودم بهتر می شناسی، گمان می کردم نمی دانی در این شهر غریب، اینجا، بر ما چه می گذرد، حالا که می دانی اما، به ای...

غم از دست دادن شهیدان پلاسکو همه را دیوانه کرده است

غم از دست دادن شهیدان پلاسکو همه را دیوانه کرده است - سایت شخصی افسانه پاکرو: مدت هاست نه به آمدن کسی دلخوشم...نه از رفتن کسی دلگیر...بی کسی هم عالمی دارد......خدایا!!!آنقدر تو خودم ریختم که از سرمم گذشت...دارم غرق می شم دستت کجاست؟!! ادامه مطلب

سورمه - silence and solitude

برای استادی پروپوزال فرستاده ام و او پرسیده چرا از بین خروارها نویسنده فرانسوی قرن بیست من کسی را انتخاب کردم که موضوع اکثر رمان هایش سکوت و تنهایی است.  سالها پیش وقتی دختربچه ای 6-7ساله بودم فهمیدم که به خاطر نبودن همسن وسال وهم بازی در فامیل و آشنا مجبورم اکثر اوقات تنها بازی کنم. تنهایی و سکوت از همان روزها در من عجین شد. همان روزهایی که دوست های توی کوچه ام من را جشن تولدشان دعوت میکردند و من دوست نداشتم بروم و مامان میگفت: اینطوری فکر میکنن تو اجتماعی نیستی! بیشتر اوقات به خاطر دل مامان ه...

بعدِ لالی :: خیابان ارغوان هفتم

1. چندروز پیش، وقتی با یک حالت تعجب از اینکه چرا تا به حال فیلمی را که از روی «ناتور دشت» ساخته اند ندیده ام و حتی اسمش را هم نشنیده ام -پیشفرض قطعی ام این بود که حتماً از روی آن فیلمی ساخته اند- برخوردم به یک یادداشت؛ مضمونش چیزی بود شبیه این؛ «کوندرا بعد از دیدن فیلمی که کافمن از روی «بار هستی» ساخته بود، گفت این بار چیزی می نویسم که هیچکس نتواند از روی آن فیلمی بسازد.» و جاودانگی را نوشت. این تابستان، پر بود از فیلم هایی که می دیدم و به دودمان کارگردان لعنت می فرستادم. بعضی را هم همین اواخر د...

دل و قلوه!... :: بی شمس

یک:از قلبم رها شدم و رها شد قلب من ...دیگر به دست های من چه مربوط ...درد قلب!..."من"!دو:روی آب می رفت برگ و فکر من ...پیش تو بود ...وتو سوار اتوبوس ...تا تهران ...بی من!...سه:چطور سوزاندی مرا و دیگر به دانشکده نیامدی ..." استاد"!لیسانس گرفتن بی تو ...درد دارد می فهمی؟!!!چهار:سنگ بود دل تو که قلب چشم مرا می شکست هردم ...چطور بگویم انسانی!که کارمن هر لحظه ...گریه کردن ...بود!پنج:از بوی تو رها شدم ...آن گاه که غرق آغوش نسیم رفتم...خیانت این گونه ...وفای به " مادرم" بود!!!شش:مزار شش گوشه ات بی کلام...

از خاطرات :: سوران ...

اتفاقی دیدمش ... با یک آرایش غلیظ و عجیب با لباس هایی عجیب تر ...! ایستادیم به سلام و احوال پرسی... گرم! متعجب نبودم از آن طور دیدنش... آن روز ها هم در واقع به حجاب اعتقادی نداشت ، مجبور بود به خود را آن گونه نشان دادن. اما به ما گفته بود که معتقد نیست و مجبور است مثل ما باشد ... منافق بازی در نیاورد و رک و راست و پوست کنده گفت ...! کمی صحبت کردیم از حال و از گذشته. گذر کوتاهی هم زدیم به آینده ... خیلی با هم دوست نبودیم ...این طور بگویم که به دلیل دوست های مشترک سلام و احوال پرسی داشتیم با هم .....

تشنج ذهنی(2 نیمه شب/چراغ روشن) :: الرحیــــــل

1)کجایید وقتی مجری مو ماسیده شان با آن ژل های براقش و کروات های راه راهی و عینک روشنفکری اش حرف از تقوای رهبر میزنند و برای ولایت فقیه مان نسخه مییپیچد...!کجایید که وقتی پای نقد از رسانه هایتان پیش می آید بودجه را بهانه میکنید و وقتی پای سخت گیری های ابلهانه ی ساختمان ِ جام جم پیش می آید رگ غیرتتان میترکد که واویلتا!چرا فلان بازیگر سر فلان مصاحبه اش فلان پایش را روی فلان پایش گذاشته...!بروید بمیرید با این تز هایتان...! 2)همان موماسیده ی مذکور میگفت ما برای کار و فکرمان نحلیلی نداشته و همه چیز ر...

وب سایت فیدولاین یک موتور جستجوی خبر، وبلاگ و مطالب فارسی میباشد. تمامی مطالب بدون دخالت نیروی انسانی توسط نرم افزار جستجوگر، جمع آوری و نمایش داده میشود و فیدولاین در قبال محتوای آنها هیچ مسئولیتی ندارد.

لیست خبرهای جستجو شده برای اگر کسی با تمام مشکلات و دیوانه بازی هایت نوشته نسرین بهجتی از کتاب زندگی را ورق بزن شماره ، جستجوهای انجام شده برای اگر کسی با تمام مشکلات و دیوانه بازی هایت نوشته نسرین بهجتی از کتاب زندگی را ورق بزن شماره در فیدولاین