روی خط خبر

لیست خبرهای جستجو شده برای اگر به جایگاهی رسیدی که لایقش هستی نوشته نسرین بهجتی از کتاب زندگی را ورق بزن شماره111

لیست خبرهای جستجو شده برای اگر به جایگاهی رسیدی که لایقش هستی نوشته نسرین بهجتی از کتاب زندگی را ورق بزن شماره111 ، جستجوهای انجام شده برای اگر به جایگاهی رسیدی که لایقش هستی نوشته نسرین بهجتی از کتاب زندگی را ورق بزن شماره111 در فیدولاین

اول تو از پیاله ی هستی چشیده ای.. :: الهام

لم داده ام به تکیه گه لن ترانی اتمن سخت راحتم که ندارم نشانی اتاول تو از پیاله ی هستی چشیده ایما نیز خورده ایم ز جام دهانی اتعکس مرا بگیر و ببر تا درخت سیبای روح آب، من به فدای روانی اتدر لیلة المبیتِ دلم، زخم کم بزنشانه مزن به گیسوی عنبر فشانی اتوقتی به فتح مکه رسیدی مرا بکُشبا ذوالفقار نه، به لبِ ذوالمعانی اتاحمد به آفتابِ غدیرت رسیده استای باغ من، فدای پیمبر رسانی اتلفظی بریز و آینه ها را تکان بدهمحشر کن ای کلام تو عالم تکانی اتدر پیری ات به جای خدا تکیه میکنیوقتی رَوی به دوش نبی در جوانی اتم...

رپ و نهیلیسم: در جست و جوی معیار با بررسی آثار فدایی :: معمار بیست

+ تلاشی برای طبقه بندی عرصه ی محتوایی رپ باری درباره ی رپ مطلبی نوشتم و از آن به شدت دفاع کرده و قالبی نو و متناسب با زمانه ی کنونی دانستم. ولی به هر جهت به خاطر درگیری فکری من با این موضوع و استمرار حاصل از شنیدن رپ در اوقات فراغت و در مسیر رفت و آمد، در این مطلب در تلاشم تا پلی بین شنیده ها و مطالعات خود داشته باشم.* ریشه های تلاش ما ایرانیان برای تقسیم نمودن جهان به نیک و بد و نظم دادن به جهان به چند هزار سال می رسد. از زمانی که دوگانه ی خوب و بد و اهورامزدا و اهریمن شکل گرفت و با ورود اسلام...

بیوه سیاه :: ثانیه های یخ زده

             ...یکهو می بینی فاصله بینتان از یک طلق نازک بی رنگ، به یک شیشه دودی ضد گلوله ضخیم تبدیل می شود، که دیگه نه می شناسیش، نه صدایش را تشخیص می دهی و دوباره می بینی که باز هم در همان عمق از تنهایی که بودی، هستی!...* اینجا احساسی تر می شوم و تغییر نوع تایپم را ببخشید. از تنهایی م لذت می برم می تونم به تموم کارهام با فراغ بال نگاه کنم، زیر و روشون کنم. دروغ نگم کمکی هم احساس غرور می کنم؛ اما از یک طرف هم می بینم که چه شخصیت وابسته ای دارم و اینجاست که همه چیز به هم میریزد. یک نوع عنکب...

وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

ترجیع بندی شیرین از شاعر جوان یزدی ندوشنی؛ محمد نظری ندوشن:دائم از غصه می زنم بر سرزندگی مشکل است بی دلبردوستانم پدر شدند ولیبنده هستم هنوز بی همسرپیرمردی مجردم، که همهمی دهندم نشان به یکدیگروای بر من، خروس با مرغ استشده ام از خروس هم کمترنه جگر دارم و نه دندانیبس که دندان گذاشتم به جگرگرچه در بین جمع خاموشمدارم آتش به زیر خاکسترگفت یک بچه ی دبستانی:«میم مثل چه؟» گفتمش: محضربا تو از راز خویش می گویمگرچه آن را نمی کنی باور:همه را شکل یار می بینمپیرزن را نگار می بینمهمه ی عمر در تعب بودناز غم و غ...

قلب و ستاره بود که از چشم‌هایش بیرون میزد. :: عقاید یک مسافر

مدتیست که بیآن گردی را شروع کرده ام.جذآبیتش [دسته کم برای من] شانصد برابر دامنه های دیگر است.یکسری وبلاگ نویس "واقعنی" که حس زندگی به شدت توی بلاگ هایشآن در جریآن است.فکرش را بکنید،میتوانید هر بعداز ظهرتان را درحالی که روی تخت پخش شده اید،روی مبل لم داده اید،پشت میز مطالعه قوز کرده و یا در حالی که توی کافه نشسته اید و با طمانینه نوشیدنی محبوبتان را مزه می کنید،یک وبلاگ جدید توی دستتان بگیرید و بخوانید و بخوانید و بخوانید.حس این را دارد که آدم یک کتابخانه با شانصد کتاب متفاوت و بی پایان داشته با...

برای دخترم :: ارغـــوان

دخترک عزیزم،ارغوان مادر روزی فرا خواهد رسید که مراحل کودکی و نوجوانیت را  پشت سر گذاشته ای و وارد بزرگسالی شده ای. آری،بزرگسالی. همان مرحله ای که تو را از سرخوشی و بیخیالی کودکانه ات بیرون می کشد و وارد وادی حیرت و رنج وفهم زیستن و پذیرش حقایقی هر چندتلخ و دردآور و گزنده می کند. همان مرحله ای که تو با حقیقت عریان جهان و خود روبرو می شوی. همان مرحله ای که برخی بینش هایتقوی می شوند و برخی رنگ می بازند و برخی نیز در تو رشد می کنند. همان مرحله ای که زمان،بی رحمانه ناپایدار بودنش را به رخت می کشد و ت...

بعضی از آدمها از زندگی شما خارج می شوند نوشته نسرین بهجتی از کتاب زندگی را ورق بزن شمره 108

بعضی از آدم ها از زندگی شما خارج می شوندفقط به دلیل اینکه نتوانسته اند شما را به اندازه خودشان کوچک کنندنه قدرت درز گرفتن شما را داشته اند که اندازه تن شان شوید،نه قدرت شکافتن شما را ...وقتی برای این بزرگی سال ها تلاش کرده ایدوقتی این بزرگی را آسان به دست نیاورده ایددست به اندازه های خودتان نزنیدو بزرگی تان را حفظ کنید حتی اگر تنها بمانید...نسرین بهجتی 

کتابی باش که زیر بالشم می گذارم :: من دیگری هستم

دنبال یک کارت بانکی هدیه می گشتم توی کتابخانه ام . چند وقت پیش گذاشتمش لای کتابی توی قفسه ای . حالا پیدا نمی شد . کارت را پیدا نکردم ولی از لای کتاب ها این ها را پیدا کردم : چند تا شعر تمام و ناتمامم را ، عکس آدمهایی که در زندگی ام به تاریخ پیوسته اند ، دست خط عزیزان، رفیقان ، نارفیقان ! با وفایان ، بی وفایان اول کتاب های عزیزم به یادت ... عزیزم برایت ... عزیزم تولدت مبارک و اینها ، شعرها ویادداشت هایی که مخاطبش شخص بنده بودم و چقدر توی این شعرها و نامه ها و یادداشت ها خوب بودم ، جانم بودم ، ای...

گل یخ :: روشا مجد

چیزهای با ارزشی در زندگی هست که خیلی زود، از کفت می رود. تنها به خاطر یک اشتباه، اشتباهی که فاجعه بودنش را در زندگیت دیر متوجه میشوی. این اقبال از دست رفته می تواند یک زن باشد یا بهتر است بگویم یک عشق . شاید سال ها بگذرد و یک حادثه، یک اتفاق، یک تلنگر یا روایت یک راوی سبب شود به خاطرات گذشته پرت شوی. صفحات زندگی ات را رو به عقب ورق بزنی، به عمق خاطرات که رسیدی دست کنی توی جیبت، پاکت سیگارت را بیرون بکشی به گمان اینکه شاید یک نخ سیگار آرامت کند. اما!... اما رغبتی به کشیدن نداری و فقط لابلای انگشت...

وب سایت فیدولاین یک موتور جستجوی خبر، وبلاگ و مطالب فارسی میباشد. تمامی مطالب بدون دخالت نیروی انسانی توسط نرم افزار جستجوگر، جمع آوری و نمایش داده میشود و فیدولاین در قبال محتوای آنها هیچ مسئولیتی ندارد.

لیست خبرهای جستجو شده برای اگر به جایگاهی رسیدی که لایقش هستی نوشته نسرین بهجتی از کتاب زندگی را ورق بزن شماره111 ، جستجوهای انجام شده برای اگر به جایگاهی رسیدی که لایقش هستی نوشته نسرین بهجتی از کتاب زندگی را ورق بزن شماره111 در فیدولاین