روی خط خبر

لیست خبرهای جستجو شده برای احــیــاگـــر عـــصـــر - زنــی کــه عــاشــقــش مــی شـــمـــ

لیست خبرهای جستجو شده برای احــیــاگـــر عـــصـــر - زنــی کــه عــاشــقــش مــی شـــمـــ ، جستجوهای انجام شده برای احــیــاگـــر عـــصـــر - زنــی کــه عــاشــقــش مــی شـــمـــ در فیدولاین

احــیــاگـــر عـــصـــر - زنــی کــه عــاشــقــش مــی شـــمـــ....

اگر مشکلی دارم، اجازه بده مدتی با خودم تنها باشم و فکر کنم.   این روش سازگاری مردان است.   یک اتاق که آدم بداند می تواند در آنجا تنها باشد و کسی مزاحمش نشود،   حتی برای چند ساعت در روز، مهم ترین اتاق خانه است.   زن بـــاهـــوش قـطــعـــا ایــن مســئلـه را میــدانـــد...     منبع: زنی که عاشقش می شم، نویسنده:جی اس سالت

با تو میرقصم، واقن بینقصم، دنیا پره استرسه و جاربه که ریلکسم. :: نازک نارنگی

آی هیت ریاضی. و حتی آی هیت شیمی. من هر چیزی که درس باشه و نمره ای بشه و معلم یا استادش پیپی باشن (چقدر مودب شدم^-^) ازش هیت میشم. حتی بعضی اوقات خدا رو شکر میکنم که خریت کردم و رشته های اشتباهی رفتم، شاید الآن اگه داشتم ادبیات میخوندم ا چیزی که کله عمرم عاشقش بودم متنفر میشدم، پس آره. فردا امتحان ریاضی دارم. من سه هفته ی گذشته رو سره کلاسای ریاضی با اون استاد بیضویش نرفتم و همه ی غیبتام پر شد دیگه. عملن فقط دو جلسه رفتم و شتم بارم نیست. البته اگه اون سه هفته ام میرفتم سره کلاس بازم شت بارم نمیبو...

بعد از تو قسمت ۲۵ :: با من برقص

داشت با خودش فکر میکرد و حرفهاشو با خودش مزه میکرد ،بعد از اینکه کلی تقلا کردم نسرین منو پذیرفت...بعد از مکالمه با مادرم و مراسم خواستگاری ،اجازه داد نزدیکش بشم ... مثل قبل فرار نمیکرد و گاهی بهم ابراز علاقه میکرد ،رامش شده بودم ... میترسیدم از دستم بره ،رابطه امون گاهی خیلی دور و گاهی خیلی نزدیک بود، یویو تو دستای نسرین بود... سمیه در مقایسه با نسرین تکلیفش مشخصه ، میدونم که میتونم به فرجام رابطه مطمئن باشم اگه از نسرین نترسه...گوشی تلفن رو برداشت و به سمیه زنگ زد ...سه تا بوق و صدای ظریف و زیب...

تنها تر از مهتاب... - همینیم

آروم قدم میزدم و فکرم راه میرفتبه این سمت که من بودم اون سمتم تو بودیتو...میدونی به این فکر میکردم یکی باشه کهمن دوسش داشته باشم و اون عاشقم باشهمن از بودنش آروم شم اون شگفت زدهمن منتظرش باشم و اون بی تابمن نگاهش کنم و اون ستایشمن به یادش باشم اون دیونهمن صداش کنم و اون ...بدجنس نیستماما عشق برای من ضررهعشق برای من اصلا خوب نیستضعیفم میکنه ...غصه دارم میکنهبغض میکنم گریه دارم میکنهمیدونی اگه یکی باشه که من عاشقش باشم و اون دوسم داشته باشه...من عاشقشم و اون فقط دوسم داره...میدونی خیلی گذشت که به ...

در باب مشاهده و ادراک :: سپهرداد

"در باب مشاهده و ادراک" از سری کتاب های جیبی انتشارات پنگوئن است. از آن کتاب های لاغروی جلد نازک انتشارات پنگوئن. از آن کتاب ها که جان می دهند برای خواندن توی مترو و اتوبوس و سفر و حتا یک عصر جمعه، وقتی حوصله نداری کتابی سنگین را دست بگیری. مجموعه ی 9تا مقاله طور (essay) از آلن دو باتن. مقاله طورهایی در باب لذت اندوه، رفتن به فرودگاه، رفتن به باغ وحش، یک قرار عاشقانه با زنی که نمی شناسدش، در باب کار و خشنودی و افسون اماکن پرملال، در باب نوشتن و کمدی و در باب مردان مجرد با جمله ی کلیدیِ "هیچ کس ع...

خاطرات تو پرانتزی :: نگاه سرسری به بیرون

مثی داشت از اول دبستانش خاطره تعریف میکرد، میگه معلم اومد مبصرم کرد گفت باید بچه هارو ساکت کنی. مثیم گفته خانوم داد میزنیم بچه ها نترسن :))  خانمم گفته حالا یه داد بزن ببینم. مثیم بلند داد زده ساکت ساکت :)) پ.ن: خیلی دوس دارم معلم شم، دعا کنید بشم . بعدن نوشت: یه خاطرم خودم از مثی بگم، مثی از من ۱۱ سال کوچیکتره،بچه که بود (حدودن ۱ ساله) انقد این بچه فانتزی و خشگل بود که یه بار که برده بودیمش دکتر، دکتره عاشقش شده بود پیشنهاد داد ازمون بخرتش :| حالا بماند آمپولشو خودش زد و بغلش کرده بود دور مطب ق...

اقیانوس مشرق :: کتابِ خوب خوانی

کتاب : #اقیانوس_مشرقنویسنده : #مجید_پورولی_کلشتریانتشارات : #عهد_ماناقصه ، قصه ی سفری دور و دراز است.مردی که دنبال چشمه ی جاودانگی آبادی به آبادی میرود تا اینکه دیگر پاهایش یاریش نمی کنند و پناه میبرد به کلبه ی پیرمردی که مسیر زندگیش را برای همیشه تغییر میدهد.قسمتی از کتاب:-هرگز زنی ندیدی که عاشقش شوی؟زنی که حاضر شود در کومه ات با تو زندگی کند و تو مردش باشی!پیرمرد سری تکان میدهد و میخندد:-هرگز به چشمهای هیچ زنی نگاه نکردم.اما یکبار عاشق مناجات زنی شدم که شبی باپسرش مهمان کومه ام شد.-تاصبح با خو...

مسابقه: پیرزن . مدرسه . دختر . موتور گازی . کوچه :: پرنده ی سفید

این مسابقه... یه مسابقه ی کوچولو بود بین سه نفر :))) ولی خب... وقتی دیدم مسعود  مال خودش رو تو وبلاگش منتشر کرده بوده؛ منم تصمیم گرفتم مال خودمو که البته اون موقع فقط واسه رد گم کردن بین دو تا شرکت کننده , به عنوان ناشناس تو این مسابقه ی درون رادیویی برگزار شده بود شرکت کرده بودم؛ رو منتشر کنم. مسابقه این بود که باید با کلمات "پیرزن, مدرسه, دختر, موتورگازی و کوچه یه پست مینوشتیم :) هجده سالم بود. از اولین بار که تو کوچه دیدمش انگار دیگه حالم دست خودم نبود. وقتی یاد اون دو تا چشم عسلی می افتا...

فریب زندگی اسلایسی را نخوریم!...

” فریب زندگی اسلایسی را نخوریم “ یک نفر عکسی از پاهای تُپل نوزادی را به اشتراک گذاشته و زیرش نوشته: “اگر می خوایید گاز بگیرید بروید ته صف” صدها نفر برای این پاهای بامزه غش و ضعف رفته اند. چند نفر نوشته اند: ” همین فردا میرم «شوور»! می کنم، دوسه نفر نوشته اند اصلاً من به عشق همین پاها می خوام بچه دار شم و … “ مردی روی نوک کوهی ایستاده و دست هایش را باز کرده و نوشته: ” زندگی یعنی فتح قله ها! “ زنی در اینستاگرام عکسی از قورمه سبزی که پخته منتشر کرده و نوشته: ” هرکی هرچی دلش می خواد بگه. من عاشق این...

گاهی خوشی گاهی غم - دختر شجاع

اخ جونم  براتون بگه از تونل وحشت وحشـــــــــــــــــــــت نه هاا وحشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتتتت    نمیدونم  تا حالا تونل  وحشت پارک نهج البلاغه رفتین یانه ولی  بهتون پیشنهاد میکنم  حتما برین  .حالا غیر خود  اون تونل پارکش  خیلی جای خفنیه و من بسی  عاشقش  شدم ....یه شب  به اتفاق عمه های عزیزم و خواهران  غریب( خواهرای خودم) زدیم  بیرون که بریم  تهرانگردی  .  اولش  قرار بود  فقط  چرخی  بزنیم در شهر  ولی با  پیشنهاد عمه که بریم پارک و این که جای  باحالیه مام همچی...

وب سایت فیدولاین یک موتور جستجوی خبر، وبلاگ و مطالب فارسی میباشد. تمامی مطالب بدون دخالت نیروی انسانی توسط نرم افزار جستجوگر، جمع آوری و نمایش داده میشود و فیدولاین در قبال محتوای آنها هیچ مسئولیتی ندارد.

لیست خبرهای جستجو شده برای احــیــاگـــر عـــصـــر - زنــی کــه عــاشــقــش مــی شـــمـــ ، جستجوهای انجام شده برای احــیــاگـــر عـــصـــر - زنــی کــه عــاشــقــش مــی شـــمـــ در فیدولاین