روی خط خبر

احــیــاگـــر عـــصـــر - اشـــک مـــعصـــومـــانـــه

لیست اخبار با محتوای مرتبط متن احــیــاگـــر عـــصـــر - اشـــک مـــعصـــومـــانـــه را در فیدولاین جستجو کرد

احــیــاگـــر عـــصـــر - اشـــک مـــعصـــومـــانـــه

جـدایـی کـار سـخــتـی اســـت.... پــــس بــــهـــتــــر اســـت یـــــــــــاد و خـــــــاطــــره او را از وجـــودت پـــــاک کــــنـــی... شــــادی گـــوســـفـــنـــدی....   Breaking up is hard to do .... so wash that ewe right of your hair!   The joy of Shaun....

عکسهای دامنه دارابکلا اوسا مُرسم

مرحوم حاج غلام حکیمی نسب. درگذشتۀ 12 مهر 1396. مرحوم حاج غلام حکیمی نسب تشییع جنازۀ جنازۀ مرحوم حاج غلام حکیمی نسَب. درگذشتۀ 12 مهر 1396. مزار روستای دارابکلا. عصر پنجشنبه 13 مهر 1396. ارسالی اُم البنین دارابکلایی مزار روستای دارابکلا. عصر پنجشینبه 13 مهر 1396. ارسالی اُم البنین دارابکلایی او گویی «پدر» محلّۀ مهدی آباد ساری بود او خادم الحسین برجسته ای بود حکیمی به نیازمندان مدَد می رساند، کاری مَرضیّ خدای حکیم احیاگر و مؤسّس خَدوم مسجد امام حسن مجتبی (ع) مهدی آباد ساری او از بانیان اما...

عکسهای دامنه دارابکلا اوسا مُرسم

مرحوم حاج غلام حکیمی نسب. درگذشتۀ 12 مهر 1396. مرحوم حاج غلام حکیمی نسب تشییع جنازۀ جنازۀ مرحوم حاج غلام حکیمی نسَب. درگذشتۀ 12 مهر 1396. مزار روستای دارابکلا. عصر پنجشنبه 13 مهر 1396. ارسالی اُم البنین دارابکلایی مزار روستای دارابکلا. عصر پنجشینبه 13 مهر 1396. ارسالی اُم البنین دارابکلایی او گویی «پدر» محلّۀ مهدی آباد ساری بود او خادم الحسین برجسته ای بود حکیمی به نیازمندان مدَد می رساند، کاری مَرضیّ خدای حکیم احیاگر و مؤسّس خَدوم مسجد امام حسن مجتبی (ع) مهدی آباد ساری او از بانیان اما...

سرگرمی و دلگرمی - پرواز در شعله ها

در عجبم ک زمان چه گونه زمانه را این چنین زمین گیر کرده تا جایی زمزمه ی ناله ی معصومانه فرشتگان زمینی به گوش احدی نمیرسد...پروازی در دل شعله ها برای تکان دادن وجدان های خیس و خوابیده ی ایی که ادعای داعیان اسلام را دارند و فقط مظلومان را دعوت به دعا میکنند و خود لباس قدرت به تن کرده اند و بی شرمانه لب به زورگویی و درشت گویی به قانون گویان باز میکنند .معصومانی که طعمه ی شعله های تزویر عده ایی زرشناس شدندو فقط حسرت خاطرات عروسک بازی هایشان قلب مادران ایران را تا ابد وادار به اشک میکند...تشنه گان عدا...

پدر :: دوست واقعی

حامد با اصرار سوار ماشین پدرش شد .هر کاری کردند از ماشین پیاده بشه نشد که نشد. پدر و مادرش فکر میکردند اگه بفهمه بابا بزرگ رو میخوان ببرن خونه سالمندان و اون دیگه نمی تونه پدر بزرگش رو ببینه قیامت به پا میکنه.اما اینطور نشد.خیلی اروم نشست صندلی جلوی ماشین، مثل آدم بزرگها.بابا بزرگ هم مات و مبهوت نشسته بود صندلی عقب و غرق در خیالات خودش بود ، وهر چند حالش خوب نبود از بی احساسی حامد کوپولو تعجب زده بود ولی به روی خودش نمی آ اشورد.به اولین خیابان که رسیدند حامد رو به باباش کرد وپرسید :بابا اسم این ...

قلم قم QQom دامنه دوّم

متنی ویژه به قلم دامنه به نام خدای حکیم سلام می کنم به روح یک مؤمن پاکباختۀ اُسوۀ دیار ما. یک عاشق اباعبدالله الحسین کربلا. حکیمی حکیم و طبیب دارابکلایی ها بود در آن اوج فقر و نداشتی ها. حکیمی نیازرسان نیازمندان و مدَد رسان ضًعفا بود  در علَن و خفاها؛ کاری که مَرضیّ خدای حکیم است و بنده های دانا. حکیمی احیاگر خوبی ها بود و وفاکنندۀ سنّت ها و ارزش ها. حکیمی مؤسّس خَدوم مسجد بود مسجد امام حسن مجتبی. حکیمی مردِ باایمانِ با شور و شعور بود و رهروِ خدای باری تعالی. حکیمی چه زیبا خواست، خود وصی...

وبلاگ نسرین هوشنگی - مدرسه تربیت

بعید امام خمینی به ترکیه 13 آبان 1343 کاپیتولاسیون یا حق قضاوت کنسولی حقی است که به اتباع بیگانه داده می شود و آنها را ازشمول قوانین کشور مصون ومستثنی می کند؛ درواقع در صورت ارتکاب جرم در خاک کشور، دولت میزبان حق محاکمه آن مجرم را ندارد. کاپیتولاسیون ریشه در استعمار دارد و کشورهای استعمارگران این قانون را به کشورهای ضعیف تحت سلطه تحمیل می کردند؛ کاپیتولاسیون درایران طی معاهده ترکمانچای برای اتباع روسیه به رسمیت شناخته شد و پس ازآن برخی کشورهای استعمارگر دیگر، این امتیاز نامشروع را بعلت ضعف حکوم...

خدا خنده می زند به چشــم های روشن م

از ننوشتن خسته ام.دلم آن شهود را می خواهد ان خیال های واقعی را.ساره با تاب سفید و دامن بلند سبز رو به روی چشم های م قدم می زند.قفسه کتاب های م را مرتب می کند و برای م چای هل دم می کند.اما حرفی نمی زند.نگاهش می کنم.چیزی نمی دانم.انگار از اول نبوده.یا همیشه ساره همین بوده.با نوشتن بود که می دانستم کجا ایستاده ام و قرار است کجا بروم و این روزها خودم را سپرده ام دست باد که هر جا که خاست من را ببرد.خسته ام.خودم را زیر پتوی چهل تکه ام پنهان کرده ام و ساره را نگاه می کنم.ساره تصویر زن کامل و ساده ای بو...

بگذار درسمان را بخوانیم :: خیابان ارغوان هفتم

شنیدن گریه می کنیم چون درد داریم؛ درد داریم و تمام شعرها را از قبل به تسکین آن دیگر دردها خوانده ایم و سرود تازه ای نیست! از زیر نور چراغ مطالعه روبروی عکس سیدمرتضا وقتی دیفرانسیل خیلی سبز جلوت باز است و خروار چک نویس پخش روی میزت، و خودکارها و مدادها و دفترچه یادداشت ها و یونان و رومِ کاپلستون و برگه های کوچک خلاصه نویسی؛ نشسته ای در اتاقی با دیوارهای صورتی رنگی که نقشی در صورتی بودنشان نداشته ای، خیره به هیچ جا، اتاقی دوازده متری، شبی ست از شب های یک پاییز دورادور در هجده-نوزده سالگی، پنجره ب...

نمونه انشاء با موضوعات مختلف

موضوع انشا: مقنعه کثیف عنوان: دختری با مقنعه ای کثیف ...روزآخرمدرسه بود!!!روی صندلی خالی گوشه حیاط نشسته بودم وبه ساعتم نگاه میکردم گویامنم هماننددانش آموزانی که انتظارپدرودمادرهایشان رامیکشیدندانتطارسرویس رامیکشیدم!!!نگاهم به دخترک دوست داشتنی کلاسم بود،کسی که میدانستم باآمدن تابستان خیلی دلتنگش خواهم شداماچه میتوان کردکه هرآمدنی رفتنی دارد!طبق معمول تنهابود....روی پله های حیاط نشسته،کوله اش رادرآغوش گرفته وسرش راروی آن گذاشته بودمقنعه اش مثل همیشه کثیف بودوگچی!!موهایش ب طورنامرتبی درصورتش بود...

لیست اخبار با محتوای مرتبط متن احــیــاگـــر عـــصـــر - اشـــک مـــعصـــومـــانـــه را در فیدولاین جستجو کرد