روی خط خبر

لیست خبرهای وبلاگ mr.paradox pesarjon

لیست خبرهای وبلاگ mr.paradox در صفحه ی 1

274#

پریروز دوباره تصادف کردم. مقصر هم ایشونی بوده که پیچیده جلوم . ولی تنها کاری که کرد ، پیاده شدو کلی داد بیداد و اخرشم منو مقصر کردو گف عجله دارم و خیلی شیک و مجلسی سوار شدو رف.منی هم که خسارت دیدم و به پشمای  حساب نکرد.از پریروز بد جور رفته رو اعصابم این قضیه. واین که هر چقد درشت هیکل ترو پر زور تر باشی ، میتونی حقتو بگیری و در غیر اینصورت حقت خورده میشه ، تو این یه ماه با این سه تا قضیه تصادفاهو اون اتفاقه ، کاملا برام ثابت شد.الانم به شدت خستم ، یه کلمه مینوبسم چشام میره و اینا. جواب کامنتارم ...

273#

یه ادم چقد میتونه بد شانسو بدبخت باشه اخه.پریروز تو فروشگا ، یکی از دزدامونو پیدا کردم. حالا چرا بد شانس؟؟گفتنش خوب نیست و منم خوشم نمیاد بقیه فک کنن چشم دنبال دختره و اینا. ولی قضیش جالبه.پریروز صب من میرم بانک تا واریزی صندوقای دیروزشو بریزم به حساب فروشگا کوروش ، وختی میام ، یکی از همکارا میگه نبودی یه دختره اومده بود ، عرب ، ازون عرب خوشگلا. خلاصه اینجوری که این نعریف کرد ، رفتم دوربینای فروشگارو چک کنم ببینم چی چی بوده طرف. هیچی داشتم یکی از لاینایی که رفته بودو چک میکردم ، که هنو نرسیده بو...

272#

عید قربان رو ، به اون گوسفندی کهنفهمید"دوسش دارم" تبریک میگم. +اینو خوندم یاد خودم افتادم. چون منم خودمو میزنم به نفمی. اونقد باحاله :) 

271#

پیرو پست قبلی ، امروز بعد سه هفته رفتم خونه آّجیم ، دیدم خواهر زادهم (تقریبا یه سال و کمتر از یه ماهشه) داره تو خونه راه میره . یه لحظه پشمام ریخت. آخرین باری که دیده بودمش بازور چار دستو پا میرف. هیچی دیگه ذوق در وکردم و چلوندن کردمش .

269#

یادمه بچه که بودم ، تقریبا شیش ، هف سال پیش اینا ، تازه کارتون  up اومده بود.اونموقه با داداشم هر هفته میرفتی مکارتون جدید میخریدیم. یه هفته  up  خریدیم و اون شب یکی از دل انگیز ترین شبام بود.از فرداش یکی از دغدغه هام این شده بود که در نوشابه آهنی که قشنگ بود جم کنم و بهش سنجاق وصل کنم بزنم به پیرهنم.یه شب اتفاقی رفته بودیم بیرون ، تو یکی از مغازه ها نوشیدنی آیسی مانکی دیدم (photo). وااااای ینی نمیدونستم از خوشحالی چیکار کنم. انگار یه گنجی چیزی کشف کرده بودم. هنوزم نگه داشتم و هر وخ میبینمش کلی ...

mr.paradox

امروزا ازون روزایی که فقط میخوام بگذره. فقط دوس دارم یه چی باشه ارومم کنه .امرو ظهرم که یه ماشینی کیوی ، عن بازی در اورد ، کلن رید تو اعصابم.بعدش اومده پیچیده جلو ماشینم ، پیاده شده عربده کشی که مادرتو می.... ک... کی.....  . منم دنده عقب گرفتم در برم نمیدونم خوردم به جدول یا ماشین عقبیه ، بعدشم گاز دادم رفتم. افتاد دنبالم ، دوباره اومد جلوم که پیچیدم فرعی و گمش کردم.-_- الانم اعصابم خورده و تو فروشگاهم صندوق وایسادم.میدونم با این اعصاب خوردی کسری میارم شب و باید کسریوبدم -_- باشگا اینجاها بدرد م...

اخبار از منبع (mr.paradox) و این سایت مسئولیت آن را ندارد.

لیست خبرهای وبلاگ mr.paradox در صفحه ی 1

× ×