روی خط خبر

لیست خبرهای وبلاگ رمان ماکانی macaniroman

لیست خبرهای وبلاگ رمان ماکانی در صفحه ی 1

پارت ۳۲

رسیدیم خونه دلم برای امیر تنگ شده بود خدایا باید فراموشش میکردمرفتم بالانشستم روی تختمگوشیمو برداشتم دیدم آنیتا آنهپی ام دادم *سلامآنیتا # سلام انگل اجتماع خوبی؟*مرسی تو خوبی؟#خوبم میگم رفتی اونجارم ویران کنی؟*😒😒😒😒😒😒😒😒😒#😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂راستی یه دختره جدید اومده تو گروهتون انقد باحاله *خب خدارو شکر اسمش چیه؟#اسمش سانازه*اوووم اوکی #برم سره کلاس کلاسم شروع شد فعلا*برو برو خدافظ آف شد رفتم پروفایله امیرو چک کردمهنوز همون عکسه خوشگل و جذابش بودلَست سین اِگو ۳:۵۴ این ساعت ۴ بیدار بوده 😐...

پارت ۲۷

ملینا:دنده عقب گرفتم و گاز دادم سمته بچه ها پسرا ، دخترارو کشیدن اونور دخترا جیغ میزدنرهام دسته دنیا رو کشید دنیا پرت شد اونورمن و امیر قهقهه میزدیم امیر سرشو گزاشته بود روی صندلی و بلند میخندیدمنم از آینه نگاشون میکردم و میخندیدمآنیتا دویید سمتممن درارو قفل کردمآنیتا با مشت میکوبید تو شیشه فحش میداد من و امیرم دلامونو گرفته بودیم و میخندیدیمامیر وسط خنده گف &وواااا...ی خیلی .... خووو.ب ب..ووووود😂😂😂😂*خیلی 😂😂😂😂😂😂😂😂😂&✋بزن زدم به دستش آنیتا از پشته شیشه فحشمون میداد نیلیا و دنیا هم اضا...

اخبار از منبع (رمان ماکانی ) و این سایت مسئولیت آن را ندارد.

لیست خبرهای وبلاگ رمان ماکانی در صفحه ی 1