روی خط خبر

لیست خبرهای وبلاگ چرک نویس هیوا heeva

لیست خبرهای وبلاگ چرک نویس هیوا در صفحه ی 1

چرا؟! :: چرک نویس هیوا

توی دو روز گذشته وزنم 4 کیلو کم شده و من هیچ توضیحی براش ندارم! یه جورایی میترسونه من رو! چون یک اینکه سابقه نداشته و دو اینکه من اصلا چند روزه رژیم نیستم! البته چند کیلو پایین اومده بودم دو سه روز خیلی زیاده روی کردم میرفتم رو ترازو 2 کیلو بیشتر نشون میداد. احتمال داره که اون دو کیلوی کاذب به خاطر حجم غذای معدم یا آب بدنم ه خاطر قرص LDبوده باشه! اما هیچ توضیحی برای باقیش ندارم! اون دو کیلو چه جوری کم شده آخه؟!!!!! تو اینترنت خوندم که کاهش وزن ناگهانی یکی از علائم سرطانه! خداییش مثل چی ترسیدم! ب...

پشت کنکور نویس! :: چرک نویس هیوا

این پست رو گذاشتم که اختصاصا راجع به پشت کنکورم بنویسم! میخوام هر روز احساسات و تجاربم رو بیام و توی کامنت های این پست بنویسم! اگر که کنکوری یا پشت کنکوری ( و یا حتی محصل و دانشجو ) هستید بیاین زیر این پست هر چه دل تنگتون میخواد بنویسید و بیاین به هم دیگر انگیزه بدیم! باشد که این پست هم خاطره ای برای بعد از قبولی ما باشه و هم انگیزه ای برای سایر بچه های سالهای آینده! + لینک این پست رو توی بیو گذاشتم تا دسترسی بهش آسون تر بشه! منتظر حضور گرمتون هستم!

درست میگه، نه؟! :: چرک نویس هیوا

ه ی و ا !یک عدد پشت کنکوری ...!----------------------اگر میبینید که یک روز خوشحالم و یک روز غمگین و یک روز خنثی، به این معنا نیست که نوسان خلقی دارم! بلکه زندگی همینه....!!!!----------------------پست مربوط به کنکور و پشت کنکور : http://heeva.blog.ir/1398/02/24/%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%DA%A9%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%B1-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3

خداییش راهش اینه؟! :: چرک نویس هیوا

بابام رفته مثلا به بهانه ی آشتی کیک گرفته و حتی یه کلمه حرف هم نزده. برداشته گذاشته رو میز و به هلیا گفته برو به مامان و هیوا بگو اگه دوست دارن بیان!!!!!!!!!!!!! خودشم با قیافه ی اخم کرده کیک رو بریده بود و داشت میخورد! خیلی بهم برخورد! خیلی خیلی خیلی! شاید بگید دیوانم ! شاید بگید چقدر خودخواهم! اما من میدونم که بابام این قیافه ها رو فقط واسه ما میگیره! اگر کس دیگری غیر ما اگه قد یه سوزن ازش دلگیر بود تمام توانش رو به کار میبرد که از دلش دربیاره! اما به ما که میرسه... راستش بحث این نیست ها! ما ...

SKY castle (قلعه ی SKY) :: چرک نویس هیوا

این از اولین معرفی نامه ی فیلم وبلاگ من! دیروز بعد از خوندن پست فاطمه تصمیم گرفتم هرچه زودتر راجع به این بنویسم ‍! مدت ها بود تو ذهنم بود اما حوصله نداشتم! احساس میکنم بعد از چند تا پست اخیر که کاملا از نوع " ما همه میمیریم ، ما همه غرق میشیم!" بود این تنوع خوبی باشه!‍ سعی میکنم داستان رو لو ندم اما تا جایی بیان میکنم که موضوعش مشخص بشه. داستان از اونجایی شروع میشه که پسر یکی از ساکنین قلعه ی آسمان پزشکی قبول میشه و یه جشن ترتیب میدن. قلعه ی آسمان یه مجتمع مسکونی هست که افراد سرشناس از جمله پ...

تا کی این قصه ادامه داره؟! :: چرک نویس هیوا

همسایمون از کربلا اومده و براش پرده زدن. امروز خیلی اتفاقی نوشته هاشون رو خوندم! دیدم زیر یکی شون نوشته از طرف: "داماد و دختر!"خیلی تعجب کردم! هیچ توضیحی نمیدم چون درد آنجا که عمیق هست به حاشا برسد! اما یه سوال دارم! اگر پدر و مادر اون داماد گرامی مشرف میشدن کربلا آیا ایشون حاضر بودن زیر پرده بنویسن از طرف : "عروس و پسر!"؟!!! و این قصه تا به ابد ادامه داره... + آقاشون بهشون ولایت داره خوب!!!! این حرفای زشت چیه میزنم؟!!!

بغض آسمون قشنگم ترکید ^-^ :: چرک نویس هیوا

ه ی و ا !یک عدد پشت کنکوری ...!----------------------اگر میبینید که یک روز خوشحالم و یک روز غمگین و یک روز خنثی، به این معنا نیست که نوسان خلقی دارم! بلکه زندگی همینه....!!!!----------------------پست مربوط به کنکور و پشت کنکور : http://heeva.blog.ir/1398/02/24/%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%DA%A9%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%B1-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3

رویاها جاشون عوض میشه! :: چرک نویس هیوا

چهارده پونزد سالم بود و مثل اکثر نوجوونا فکر میکردم رویایی ترین روز زندگی هر دختری عروسیشه!عروسی یکی از بستگان دعوت بودیم.  وقتی عروس و داماد رو دیدم قند توی دلم اب شد که یعنی میشه یه روز من جای اون باشم؟خودم رو تولباس سفید و کفش پاشنه بلند تو بغل داماد تصور میکردم و دلم قنج میرفت! تو اون لحظه اون دختر برای من بزرگترین الگو شده بود! چقدر صورت تر و تمیز و خوشکلش رو دوست داشتم و به ابروهای پرپشتم لعنت فرستادم چون از ترس معاون مدرسه نمیتونستم برشون دارم! اون لحظه خودم روچندین پله عقب تر از اون دختر...

دورویی! :: چرک نویس هیوا

ه ی و ا !یک عدد پشت کنکوری ...!----------------------اگر میبینید که یک روز خوشحالم و یک روز غمگین و یک روز خنثی، به این معنا نیست که نوسان خلقی دارم! بلکه زندگی همینه....!!!!----------------------پست مربوط به کنکور و پشت کنکور : http://heeva.blog.ir/1398/02/24/%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%DA%A9%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%B1-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3

از خواب چو برخیزم اول تو به یاد آیی... :: چرک نویس هیوا

اولین اجرایم بود. یک اجرای پنج نفره. تازه کار ترین فرد گروه بودم و به قول استادم توانا. بسیار برای این اجرا تلاش کرده بودم. خدا می داند که کار کردن جدی موسیقی آن هم در خانه ای که تو را برای یک تابستان فرستانده اند تا بزنی و بخوانی و تمام شود چقدر سخت است. اوج فاجعه این که تا بحثی پیش بیاید گیتارت را بگیرند و بشود روزها بدون جانت سر کنی. وقتی آدم از این سختی ها می گذرد حتی کوچک ترین موفقیت هم به کام آدم شیرین ترین عسل دنیاست. یک هفنه ای به اجرا نمانده بود که طبق معمول پدرم سر مسئله ای که هنوز هم ...

اخبار از منبع (چرک نویس هیوا) و این سایت مسئولیت آن را ندارد.

لیست خبرهای وبلاگ چرک نویس هیوا در صفحه ی 1

× ×