روی خط خبر

منبع: ziiimaaa
امتیاز: 5 5

غمنامه از وبلاگ منه محکم ziiimaaa

غمنامه

دیشب خواهر شوهرم که کچیکه و هنوز 13 سالش نشده خیلی حرفا راجع به برادرش  بهم زد...اینروزا بازم با شوهرم دایما مشکل دارم ... به همه چی گیر میده ... سر هرچی تو عید دیدنی گیر میدده ...نذذاشت برم خونه مادربزرگ دامادمون برای تسلیت به مادرشوهرش و یه دنیا فحش و عذاب وگریه ..کاش هیچوقت دیگه یدم نره که همین شوهرم به خاطر اون دختر ! خواهر 9ساله ی خودشو زده ...یا بخاطر اون دختر پیش مادرش سیگار میکشیده تا عذابش بده و کارای دیگه و تاشمال بااون دختر رفتنو ..... مادرش سرنمازاش فقط گریه می کرده که چرااین اینجوری یه .... جلوی باباش واستاده و....خدایا من از مادرش نمی گذرم که به خاطر ابروی خودش اومد تو خانواده ی باابرو ی ما که چون ترس از طلاق داریم وطلاقی نداریم و سختگیریم پاشو محکم کرد..... که جون پدرم پولداره ومن خوشگل وتحصیلکرده..... خایا عاقل نبودم چرا بله دادم به کسی که نه کار خوبی داشت نه تحصیلاتی ........ ...خیلی هارو رد کردم چون گفتن چادر بپوشم...بااینکه مانتویی باحجاب بودم ...اما همین مثلا شوهر دختری که باهاش دوس بوده  و روزی صد بار بهش می گفته عاشقشه شالم تو ماشین 5سال پیش در میاورده ...اما من محکوم شدم به چادر....به اجبار...ادامه دارد...

دیشب خواهر شوهرم که کچیکه و هنوز 13 سالش نشده خیلی حرفا راجع به برادرش بهم زد...اینروزا بازم با شوهرم دایما مشکل دارم ... به همه چی گیر میده ... سر هرچی تو عید دیدنی گیر میدده ...نذذاشت برم خونه مادربزرگ دامادمون برای تسلیت به مادرشوهرش و یه دنیا فحش و عذاب وگریه ..کاش هیچوقت دیگه یدم نره که همین شوهرم به خاطر اون دختر ! خواهر 9ساله ی خودشو زده ...یا بخاطر اون دختر پیش مادرش سیگار میکشیده تا عذابش بده و کارای دیگه و تاشمال بااون دختر رفتنو ..... مادرش سرنمازاش فقط گریه می کرده که چرااین اینجوری یه .... جلوی باباش واستاده و....خدایا من از مادرش نمی گذرم که به خاطر ابروی خودش اومد تو خانواده ی باابرو ی ما که چون ترس از طلاق داریم وطلاقی نداریم و سختگیریم پاشو محکم کرد..... که جون پدرم پولداره ومن خوشگل وتحصیلکرده..... خایا عاقل نبودم چرا بله دادم به کسی که نه کار خوبی داشت نه تحصیلاتی ........ ...خیلی هارو رد کردم چون گفتن چادر بپوشم...بااینکه مانتویی باحجاب بودم ...اما همین مثلا شوهر دختری که باهاش دوس بوده و روزی صد بار بهش می گفته عاشقشه شالم تو ماشین 5سال پیش در میاورده ...اما من محکوم شدم به چادر....به اجبار...ادامه دارد...

در صورتیکه پست با عنوان غمنامه دارای محتوای نامناسب میباشد بر روی گزینه درخواست حذف مطلب کلیک نمائید تا از دسترس خارج گردد.