روی خط خبر

منبع: setaiesh86
امتیاز: 5 5

پاییز... از وبلاگ ღستایشღ setaiesh86

پاییز...

  فکر میکردم پاییز که برسد خودت را می رسا نی   فکر میکردم میدانی آدم هرچقدر هم که قوی باشد   این غروبهای دلگیر را نمی تواند تنهایی سرکند...   فکرمیکردم می دانی این شب زود شدن ها   این ابرهای تیره در آسمان و باران های گاه وبی گاه...   دمار از روزگار آدم تنها در می آورد       فکر میکردم میدانی آدم،دلش وقت پاییز آنقدر کوچک میشود...   که جا برای دلتنگی ندارد   اگر دستی نداشته باشد برای گرفتن وگوشی برای شنیدن...   غصه بیچاره اش میکند!   فکرمیکردم میدانی اما...   ...کاش میدانستی...   ...کاش خودت رامی رساندی...    

فکر میکردم پاییز که برسد خودت را می رسا نیفکر میکردم میدانی آدم هرچقدر هم که قوی باشداین غروبهای دلگیر را نمی تواند تنهایی سرکند...فکرمیکردم می دانی این شب زود شدن هااین ابرهای تیره در آسمان و باران های گاه وبی گاه...دمار از روزگار آدم تنها در می آورد فکر میکردم میدانی آدم،دلش وقت پاییز آنقدر کوچک میشود...که جا برای دلتنگی ندارداگر دستی نداشته باشد برای گرفتن وگوشی برای شنیدن...غصه بیچاره اش میکند!فکرمیکردم میدانی اما......کاش میدانستی......کاش خودت رامی رساندی...

برچسب ها:

در صورتیکه پست با عنوان پاییز... دارای محتوای نامناسب میباشد بر روی گزینه درخواست حذف مطلب کلیک نمائید تا از دسترس خارج گردد.