روی خط خبر

  • pooshan
  • روزنامه‌ی اعتماد ۵ مرداد ۹۸

منبع: pooshan
امتیاز: 5 5

روزنامه‌ی اعتماد ۵ مرداد ۹۸ از وبلاگ پوشان pooshan

روزنامه‌ی اعتماد ۵ مرداد ۹۸

🎧برای شنیدن نوشته، اینجا را انتخاب کنید.🌹ما یک جمع شاهنامه پژوه هستیم که در فضای مجازی، پادکست «پوشان» و نیز چندین گروه شاهنامه خوانی را راه اندازی کرده ایم. دبیران و فعالان ما چند استاد دانشگاه، دکتر ادبیات، شاعر، موسیقیدان، کارشناس فناوری اطلاعات، و نیز مردمان عادی شاهنامه دوست در شهرهای گوناگون هستند. شادمانیم که قرار است از این پس، در یک ستون هرچند محدود نیز، در روزنامهٔ « اعتماد» قلم بزنیم زیرا روش و منش این روزنامه را با معیارهای خود ناهمخوان نمی دانیم. بد نیست پاره ای از این معیارها را از آغاز بیان کنیم تا خواننده بداند در این ستون، چه چیزی می تواند بیابد. ناگفته پیداست که از نقد خوانندگان و صاحب نظران دربارهٔ آنچه می نویسیم، سپاسگزار خواهیم شد. زمانهٔ ما بیگمان یکی از دوران هایی است که جامعهٔ ایران نیازمند روی آوردن به شاهنامه است. نه برای دمیدن روحی پان ایرانیستی و آمادگی در تنش احتمالی آینده با همسایگان عرب، نه برای ستایش نظام شاهنشاهی و نواختن نت نازیبای نوستالژی بازگشت به دوران پیشین، نه از دید انطباق تاریخ و جغرافیای اساطیر با جهان کنونی، نه برای ریشه یابی واژه ها و تکیه بر سره نویسی، بلکه به گمان ما از این نظر امروز باید به شاهنامه پرداخت تا کشور ایران و فرهنگ ایران و تاریخ آن، از پیش از اسلام تا کنون، دوباره به رسمیت شناخته شود و تناقضی که میان دو مفهوم «ملت» و «امت» از همان آغاز انقلاب شکل گرفته و هدف گذاری کشور را درگیر دوگانگی کرده است، گشوده شود تا وحدت ملی ما آسیب نبیند و کشور عزیزمان دچار پراکندگی و فروپاشی نشود. بر این باوریم که فردوسی بزرگ، یک خردگرای بسیار توانا و دقیق بوده است که هنوز بسیاری از آنچه به ظرافت و آگاهانه در شاهکار خود برای خوانندگان گنجانده، شناخته نشده است. حکیم توس به درستی می فرماید: تو این را دروغ و فسانه مدانان به یکسان رَوِشْنِ زمانه مدان (رَوِشْن = روش) از او هرچه اندر خورَد با خرَد دگر بر ره رمز معنی برَد و اگر به یاد داشته باشیم که آن سرایندهٔ پر توان در سی و چند سال سرودن شاهنامه، به طور میانگین (با ویرایش و بازبینی ها و درنگ ها) روزی پنج بیت سروده است، مطمئن می شویم که نکته های فراوانی به «راز» در این نامهٔ خرَد آمده است. چه بسا همان نخستین بیت شاهنامه: به نام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه، برنگذرد نه تنها به نام آفریدگار، که به نام آفریدهٔ او هم باشد زیرا فردوسی در جای جای شاهنامه، «خداوند» را به معنای دارنده و صاحب چیزی ( خداوند رخش، خداوند شمشیر و ماه و نگین، ...) به کار برده است و انسان را به داشتن «خرد» انسان می داند تا جایی که خالی کردن مغز انسان ها در دوران ضحاک را معادل طرح ابلیس برای خالی کردن جهان از مردم می شمارد: که پردخته مانَد ز مردم جهان (پرداخته = خالی ؛ مانَد = متعدی ماندن: بگذارد بماند، نماید). فردوسی بزرگ چنان جایگاهی برای خرد قائل است که بسیار نغز و پرمغز می فرماید: «خرد دست گیرد به هر دو سرای»! برداشتی که درک آن هنوز در روزگار ما هم برای بسیاری دشوار است . برپایهٔ چنین برداشتی از خردگرایی دانای توس، می کوشیم در این ستون که به قلم دبیران و فعالان گوناگون جمع شاهنامه پژوهان یاد شده نوشته می شود، نه از دیدگاه اسطوره شناسی، نه با گردآوری و تکرار آنچه بزرگان و عزیزان شاهنامه پژوه گفته اند، بلکه از نگاه فردوسی بزرگ، نکته های تازه ای که به کار امروز جامعه بخورد، با خوانندگان این ستون در میان بگذاریم زیرا بر این باوریم که دانای توس، گرچه به منابعی که در اختیار داشته وفادار بوده است ولی آن داستان ها و روایت ها، آن گفته ها و نوشته ها را از منشور خرد خود گذرانیده و از آن طریق به جامعه بازتابانیده است تا فرهنگ ملی را جان بخشد و سرزمینی را که ایران می نامید و برای آن یکپارچگی می طلبید، به سوی صلح و دانش پیش ببرد. او و همراهانش جان و مال خود را در این راه گذاشتند تا در واقع تاریخ و گذشتهٔ کشور را نقد کنند و پاسخی برای این پرسش پایه ای پیدا کنند که پیشینیان کدام راه ها را به نادرست پیمودند که: «گیتی به آغاز چون داشتند که ایدون به ما خوار بگذاشتند»؟ توضیح: در شاهنامه خوانی، ما کمابیش با اسطوره ها آشناییم یا با بهره گیری از فضای مجازی و مقاله ها و کتابهای خوبی که بویژه در سال های اخیر منتشر شده است، به برداشتهای گوناگون زیبا و هنری و نیز علمی از این اسطوره ها دسترسی داریم. ردپای بسیاری از این اسطوره ها در کتابهای پیش از فردوسی، بویژه کتاب های دینی و شعرها و سروده های مذهبی ایران و هند و سرزمین های دیگر وجود دارد. بیگمان فردوسی به آنچه در روایتهای زرتشتی آمده دسترسی داشته است، و روایت های دیگران درباره ی آفرینش جهان و تاریخ پیشینیان را خوانده یا شنیده است. او در سرودن شاهنامه به اسطوره هایی که از خدای نامک ها و منابع دیگر کتبی یا شفاهی در دسترس داشته، وفادار بوده است و آنها را امانتدارانه بیان فرموده است. ولی این خود فردوسی بوده که روایت دلخواه را از میان روایت های گوناگون برگزیده، از آینه ی باورها و جهان بینی خود گذرانده، و نور خرد بر آنها تابانده است. ما در «پوشان» تلاش می کنیم در کنار اسطوره ها و آنچه دیگران گفته اند، به خود شاهنامه ی فردوسی بزرگ بپردازیم، به آنچه قرن ها در شهر و روستا، در میان اقشار گوناگون جامعه در سطح های مختلف فرهنگی، و در بخش های گوناگون سرزمینمان خوانده شده، شنیده شده، و بر فرهنگ ما اثر گذاشته است. ما می خواهیم نشانه هایی را که دانای توس در شاهنامه برای خوانندگان گذاشته است ببینیم و از آینه ی خرد فردوسی بزرگ به موضوع نگاه کنیم. در این زمینه، نکته هایی در گروههای شاهنامه خوانی همراهان پوشان نوشته و گفته می شود که نو و تازه است و پیش از این کسی به آنها نپرداخته است. می خواهیم این نکته ها را درباره ی هر موضوع جداگانه، گردآوریم و به قلم خود بنویسیم، و از طریق پادکست پوشان و مطبوعات و سایت ها، در دسترس جامعه و آیندگان قرار دهیم. پس این کارها در درجه ی نخست یک کار گروهی برآمده از گفتگوهای دوستان است، هرچند مسئولیت نوشته ی نهایی، برعهده ی خود نویسنده است.

🎧برای شنیدن نوشته، اینجا را انتخاب کنید.🌹ما یک جمع شاهنامه پژوه هستیم که در فضای مجازی، پادکست «پوشان» و نیز چندین گروه شاهنامه خوانی را راه اندازی کرده ایم. دبیران و فعالان ما چند استاد دانشگاه، دکتر ادبیات، شاعر، موسیقیدان، کارشناس فناوری اطلاعات، و نیز مردمان عادی شاهنامه دوست در شهرهای گوناگون هستند. شادمانیم که قرار است از این پس، در یک ستون هرچند محدود نیز، در روزنامهٔ « اعتماد» قلم بزنیم زیرا روش و منش این روزنامه را با معیارهای خود ناهمخوان نمی دانیم. بد نیست پاره ای از این معیارها را از آغاز بیان کنیم تا خواننده بداند در این ستون، چه چیزی می تواند بیابد. ناگفته پیداست که از نقد خوانندگان و صاحب نظران دربارهٔ آنچه می نویسیم، سپاسگزار خواهیم شد. زمانهٔ ما بیگمان یکی از دوران هایی است که جامعهٔ ایران نیازمند روی آوردن به شاهنامه است. نه برای دمیدن روحی پان ایرانیستی و آمادگی در تنش احتمالی آینده با همسایگان عرب، نه برای ستایش نظام شاهنشاهی و نواختن نت نازیبای نوستالژی بازگشت به دوران پیشین، نه از دید انطباق تاریخ و جغرافیای اساطیر با جهان کنونی، نه برای ریشه یابی واژه ها و تکیه بر سره نویسی، بلکه به گمان ما از این نظر امروز باید به شاهنامه پرداخت تا کشور ایران و فرهنگ ایران و تاریخ آن، از پیش از اسلام تا کنون، دوباره به رسمیت شناخته شود و تناقضی که میان دو مفهوم «ملت» و «امت» از همان آغاز انقلاب شکل گرفته و هدف گذاری کشور را درگیر دوگانگی کرده است، گشوده شود تا وحدت ملی ما آسیب نبیند و کشور عزیزمان دچار پراکندگی و فروپاشی نشود. بر این باوریم که فردوسی بزرگ، یک خردگرای بسیار توانا و دقیق بوده است که هنوز بسیاری از آنچه به ظرافت و آگاهانه در شاهکار خود برای خوانندگان گنجانده، شناخته نشده است. حکیم توس به درستی می فرماید: تو این را دروغ و فسانه مدانان به یکسان رَوِشْنِ زمانه مدان (رَوِشْن = روش) از او هرچه اندر خورَد با خرَد دگر بر ره رمز معنی برَد و اگر به یاد داشته باشیم که آن سرایندهٔ پر توان در سی و چند سال سرودن شاهنامه، به طور میانگین (با ویرایش و بازبینی ها و درنگ ها) روزی پنج بیت سروده است، مطمئن می شویم که نکته های فراوانی به «راز» در این نامهٔ خرَد آمده است. چه بسا همان نخستین بیت شاهنامه: به نام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه، برنگذرد نه تنها به نام آفریدگار، که به نام آفریدهٔ او هم باشد زیرا فردوسی در جای جای شاهنامه، «خداوند» را به معنای دارنده و صاحب چیزی ( خداوند رخش، خداوند شمشیر و ماه و نگین، ...) به کار برده است و انسان را به داشتن «خرد» انسان می داند تا جایی که خالی کردن مغز انسان ها در دوران ضحاک را معادل طرح ابلیس برای خالی کردن جهان از مردم می شمارد: که پردخته مانَد ز مردم جهان (پرداخته = خالی ؛ مانَد = متعدی ماندن: بگذارد بماند، نماید). فردوسی بزرگ چنان جایگاهی برای خرد قائل است که بسیار نغز و پرمغز می فرماید: «خرد دست گیرد به هر دو سرای»! برداشتی که درک آن هنوز در روزگار ما هم برای بسیاری دشوار است . برپایهٔ چنین برداشتی از خردگرایی دانای توس، می کوشیم در این ستون که به قلم دبیران و فعالان گوناگون جمع شاهنامه پژوهان یاد شده نوشته می شود، نه از دیدگاه اسطوره شناسی، نه با گردآوری و تکرار آنچه بزرگان و عزیزان شاهنامه پژوه گفته اند، بلکه از نگاه فردوسی بزرگ، نکته های تازه ای که به کار امروز جامعه بخورد، با خوانندگان این ستون در میان بگذاریم زیرا بر این باوریم که دانای توس، گرچه به منابعی که در اختیار داشته وفادار بوده است ولی آن داستان ها و روایت ها، آن گفته ها و نوشته ها را از منشور خرد خود گذرانیده و از آن طریق به جامعه بازتابانیده است تا فرهنگ ملی را جان بخشد و سرزمینی را که ایران می نامید و برای آن یکپارچگی می طلبید، به سوی صلح و دانش پیش ببرد. او و همراهانش جان و مال خود را در این راه گذاشتند تا در واقع تاریخ و گذشتهٔ کشور را نقد کنند و پاسخی برای این پرسش پایه ای پیدا کنند که پیشینیان کدام راه ها را به نادرست پیمودند که: «گیتی به آغاز چون داشتند که ایدون به ما خوار بگذاشتند»؟ توضیح: در شاهنامه خوانی، ما کمابیش با اسطوره ها آشناییم یا با بهره گیری از فضای مجازی و مقاله ها و کتابهای خوبی که بویژه در سال های اخیر منتشر شده است، به برداشتهای گوناگون زیبا و هنری و نیز علمی از این اسطوره ها دسترسی داریم. ردپای بسیاری از این اسطوره ها در کتابهای پیش از فردوسی، بویژه کتاب های دینی و شعرها و سروده های مذهبی ایران و هند و سرزمین های دیگر وجود دارد. بیگمان فردوسی به آنچه در روایتهای زرتشتی آمده دسترسی داشته است، و روایت های دیگران درباره ی آفرینش جهان و تاریخ پیشینیان را خوانده یا شنیده است. او در سرودن شاهنامه به اسطوره هایی که از خدای نامک ها و منابع دیگر کتبی یا شفاهی در دسترس داشته، وفادار بوده است و آنها را امانتدارانه بیان فرموده است. ولی این خود فردوسی بوده که روایت دلخواه را از میان روایت های گوناگون برگزیده، از آینه ی باورها و جهان بینی خود گذرانده، و نور خرد بر آنها تابانده است. ما در «پوشان» تلاش می کنیم در کنار اسطوره ها و آنچه دیگران گفته اند، به خود شاهنامه ی فردوسی بزرگ بپردازیم، به آنچه قرن ها در شهر و روستا، در میان اقشار گوناگون جامعه در سطح های مختلف فرهنگی، و در بخش های گوناگون سرزمینمان خوانده شده، شنیده شده، و بر فرهنگ ما اثر گذاشته است. ما می خواهیم نشانه هایی را که دانای توس در شاهنامه برای خوانندگان گذاشته است ببینیم و از آینه ی خرد فردوسی بزرگ به موضوع نگاه کنیم. در این زمینه، نکته هایی در گروههای شاهنامه خوانی همراهان پوشان نوشته و گفته می شود که نو و تازه است و پیش از این کسی به آنها نپرداخته است. می خواهیم این نکته ها را درباره ی هر موضوع جداگانه، گردآوریم و به قلم خود بنویسیم، و از طریق پادکست پوشان و مطبوعات و سایت ها، در دسترس جامعه و آیندگان قرار دهیم. پس این کارها در درجه ی نخست یک کار گروهی برآمده از گفتگوهای دوستان است، هرچند مسئولیت نوشته ی نهایی، برعهده ی خود نویسنده است.

در صورتیکه پست با عنوان روزنامه‌ی اعتماد ۵ مرداد ۹۸ دارای محتوای نامناسب میباشد بر روی گزینه درخواست حذف مطلب کلیک نمائید تا از دسترس خارج گردد.

× ×