روی خط خبر

  • olguo
  • جامعه سازی یا جامعه شناسی؟
 درخواست حذف مطلب

منبع: olguo
امتیاز: 5 5

جامعه سازی یا جامعه شناسی؟ از وبلاگ جامعه سازی یا جامعه شناسی؟ olguo

جامعه سازی یا جامعه شناسی؟

چهار دهه از قطع دستان کثیف آمریکا از وطن عزیزمان ایران می گذرد و در طول این چهل سال شیطان بزرگ از هیچ تلاشی برای فروپاشی انقلاب اسلامی ایران دریغ نکرده است.

آنچه که شاید نسل جدید را با تردیدها و ابهامات روبرو می سازد، فقدان آموزش و اطلاع رسانی صحیح و نیز در بسیاری از موارد عدم آگاهی آنان از چرایی شکلگیری 13 آبان و حدوث انقلاب دوم و تسخیر لانه جاسوسی آمریکاست که در نقاط عطفی چون 13 آبان 1342، 13 آبان 1357و نیز 13 آبان 1358 در کشور عزیزمان رخ داد.

در ذیل به نقل از کانال اندیشکده ایمان تا یقین به چند نکته در خصوص دشمن شناسی و نیز تکنیک های عملیات روانی دشمن اشاره می شود که آگاهی از آنها می تواند نسل فعلی را از خطا و اشتباه مصون داشته و آنان را از گرداب سردرگمی و تردیدها خارج سازد؛


تصویرسازی یا انگاره سازی


ساختن تصویری مجازی از دنیای پیرامون توسط رسانه ها که همه آن را بجای واقعیت باور کنند!

انگاره سازی یکی از شیوه های عملیات روانی است که در نبرد رسانه ای از آن استفاده می شود. در این روش، نیروهای مهاجم سعی می کنند با ایجاد تصویری مطلوب از خود، تصویری مخدوش و ناموجه از نیروهای مدافع در اذهان مخاطبان ایجاد کنند.

کارل هوسمن در مورد انگاره سازی رسانه ها می گوید: رسانه ها، فضایی ساختگی ارایه می دهند، برداشتی ذهنی از جهان که ضرورتاً با جهان واقعی منطبق نیست. در رسانه ها، خبر، الزاماً همان چیزی نیست که اتفاق می افتد بلکه چیزی است که منبع خبری آن را ارایه می دهد.

رضوی زاده نیز می گوید: در انگاره سازی خبری، کارگزاران خبری، آگاهانه و با برنامه ریزی به تصویرسازی خبری یا انگاره سازی خبری دست می زنند، در انگاره سازی آنچه مهم نیست انعکاس واقعیت و رویداد است. در اینجا هدف و ماهیت کار، استفاده از دستمایه واقعیت رویدادی برای ارایه تفسیری پنهان در لفافه است.

یافته های پژوهشگران ارتباطات نشان می دهد که محتوای رسانه های ارتباط جمعی، برنامه اجتماعی و سیاسی اکثر افراد جامعه را تعیین می کند. هنری کسینجر (وزیر خارجه سابق آمریکا) درباره قدرت رسانه های خبری در تعیین مهمترین مسایل مورد توجه عموم اظهار داشت که هیچ گاه به محتوای اخبار شب توجه ندارد، بلکه تنها به «آنچه که مورد پوشش قرار می دهند علاقمند است تا آن چه در معرض دید مردم قرار می گیرند را دریابد.»

برنارد کوهن نیز معتقد است که « رسانه های جمعی، شاید اکثر اوقات در تعیین آنچه مردم فکر می کنند موفق نباشند؛ اما به نحوی حیرت انگیز در تعیین آنچه که خوانندگان درباره آن فکر می کنند موفق اند... جهان در نظر افراد مختلف، گوناگون خواهد بود. البته بسته به تصویری که توسط نویسندگان، ویراستاران و ناشران روزنامه های آنان برایشان ترسیم می شود.»

برای هدایت افکار عمومی از واقعیات، انگاره هایی خلق می شود که تنها در راستای اهداف کارگزاران ارتباطی است. مانند ایجاد انگاره ای از ایران در رسانه های آمریکایی و غربی که درصدد است ایران را کشوری خشونت طلب جلوه دهد. این انگاره باعث می شود که در صورت تجاوز کشوری به ایران، افکار عمومی همسو با آن عمل کرده و به اعمال خلاف دیگران مشروعیت داده شود.

همچنین، رسانه های غربی همواره از اسلام تصویری افسانه ای ارایه داده اند، افسانه ای برگرفته از داستانهای هزار و یک شب که مملو از حرمسرا، کاخهای سر به فلک کشیده، فرشهای پرنده، ثروتهای بی پایان، مبارزان و جنگجویان خشن و راهزنان بی رحم است.

در تصویری که رسانه های غرب از اسلام ارایه می دهند، مسلمانان را افرادی بی رحم و با عقاید افراطی معرفی می کنند.

مثالها:

1-  سالها پیش شایعه ای در گرفت که به نقل از مایکل براون (عنصر وازده سیا) می گفت، در اواخر دهه 80 میلادی طرح مبارزه با تشیع و جان نثاری معنوی مسلمانان در این سازمان مخوف تدوین شده است. مهم نبود، چقدر این شایعه صحت داشت، مهمتر تحقق این شایعه بود.

جنبش جنگ طلب نومحافظه کار آمریکا زمان را مناسب دید. زمینه های تشکیل و تقویت طالبانی گری را طرح ریزی کرد. ملایان افراطی و سنگ صفتی که آمده بودند تا چهره ای مخوف از اسلام ترسیم کنند.

سناریویی که بر مبنای آن می توانستند دشمن «شماره یک» برای آمریکا بتراشند. طالبان رشد کرد و این غده سرطانی عمق افغانستان را بلعید. اکنون هنگام نقطه اوج فیلم دلخواه آمریکایی فرا رسیده بود.

یک نفر باید کلید را فشار می داد و 11سپتامبر این گونه آفریده شد. از 11سپتامبر2001 به این سو آمریکا هرچه خواست کرد و برای پیشبرد مقاصد یکجانبه گرایانه خود تا توانست، هراس و وحشت از اسلام را ریشه دار کرد. رویکرد مغرضانه رسانه های غربی سبب شد، مردم آمریکا و اروپا به اشتباه گروههای مسلح و تندرویی همچون القاعده را نمایندگان واقعی مسلمانان و دین اسلام بپندارند.

غربیها اسلام را معمایی ناشناخته و پدیده ای عجیب و غریب و مملو از افسانه تلقی می کنند. آنها عقیده دارند اسلام مشوق اعمال و رفتارهای غیرمنطقی و افراطی است. چنین برداشتی غیر از ارایه اطلاعات نادرست درباره اسلام و درک اشتباه از آداب و رسوم و فرامین این دین، دلیل دیگری ندارد.

2- در ماههای گذشته، رسانه های جهان شاهد انتشار گزارش جنایتی جدید بودند و آن، سر بریدن گروگانهایی با ملیت های مختلف به بهانه حضور هم میهنان آنها در عراق بود که به ویژه انتشار تصاویر این جنایات از برخی شبکه های تلویزیونی، بخش عظیمی از مردم دنیا را تحت تأثیر قرار داد. جالب آنکه در این تصاویر، مردان نقابدار سیاهپوشی که سر می برند، در پشت خود پرچم «لااله الاا...»  و «محمد رسول ا...» نصب کرده  و پیش از کشتن گروگانها، فریاد «ا...  اکبر» سر می دادند و روشن است که این تصاویر چه تأثیر قابل توجهی در ایجاد نفرت از دین اسلام دارد.

کافی است، تصور کنید، وقتی یک شهروند فیلیپینی یا آمریکایی و اروپایی، تنها شناختش از اسلام را با چنین فیلم هایی که از تلویزیون مشاهده می کند، دریافت کند، چه دیدی از اسلام و مسلمانان در ذهن خود پیدا می کند؟

3- انگاره سازی هالیوود در فیلم 300 نیز در نوع خود قابل ملاحظه است؛ در این فیلم نظام سیاسی هخامنشی قائم به شخص و خشایارشا به نام خدای خدایان معرفی می شود در حالی که هخامنشیان اولین نظام فدراتیو را تأسیس کرد و بر اساس اعتقاد به آیین زرتشت، اهورامزدا را خدای خدایان می دانسته اند. از طرف دیگر، یونانی های قبل از میلاد به چند خدایی مثل خدای آفتاب، خدای سنگ و غیره اعتقاد داشتند اما همانگونه که کلهر هنرمند ایرانی می گوید: فرمانده اسپارتی ها در انتها در انگاره ای فریبکارانه، مصلوب است و بقیه همچون حواریون نشان داده می شوند. سراسر مسیر نیز نشان دهنده عاشورا است و حتی امام زمان(عج) را نیز نشان می دهند.

وی در این باره متذکر می شود: اسب سفیدی در فیلم دیده  می شود و از آنجایی که ما معتقدیم منجی ما با اسب سفید می آید، این می تواند نمادی از امام زمان(عج) باشد. این مرد، زیباترین جوان اسپارتی را از پشت گردن می زند و می رود. در حقیقت اینجا غرب می خواهد ترس و نفرتی جهانی نسبت به چیزی که از امام زمان(عج) داریم به وجود بیاورد. این سکانس پیشینه و پس زمینه ندارد و اصرار دارد که مرد را بدون چهره نشان بدهد، مردی که بی گناه ترین و معصوم ترین سرباز اسپارتی را از پشت گردن می زند.

4- در فیلم «بدون دخترم هرگز» راوی قصه(بتی محمودی) ایران را کشوری وحشی، بدوی، دور از محبت و ... معرفی می کند و کشورهای غربی با پخش زیاد این فیلم و جایزه فراوان به این خانم سعی در تخریب چهره ایران نمودند.

5- این تاکتیک سابقه ای طولانی دارد مثلا معاویه آنقدر چهره امام علی(ع) را در نزد مردم شام مخدوش کرده بود که هنگامی که آنها شنیدند حضرت در محراب مسجد شهید شده است گفتند: «مگر علی نماز هم می خواند.»

6- اگر شما یکبار دیگر گزارش رسانه های غربی را در جنگ اول خلیج فارس مشاهده نمایید آن را یک بازی کامپیوتری باورپذیر خواهید یافت که تسلط بی چون و چرای غربیان را در این جنگ نشان می دهد!

7- رسانه های غربی با پوشش خبری اعمال خشن طالبان یا تبلیغ فراوان کتاب آیات شیطانی ، سعی در تخریب چهره اسلام و پیامبر اعظم دارند و هرچند وقت یکبار با ترسیم یک کاریکاتور یا فیلمی جدید به این موضوع دامن می زنند. ادامه دارد...



چهار دهه از قطع دستان کثیف آمریکا از وطن عزیزمان ایران می گذرد و در طول این چهل سال شیطان بزرگ از هیچ تلاشی برای فروپاشی انقلاب اسلامی ایران دریغ نکرده است.آنچه که شاید نسل جدید را با تردیدها و ابهامات روبرو می سازد، فقدان آموزش و اطلاع رسانی صحیح و نیز در بسیاری از موارد عدم آگاهی آنان از چرایی شکلگیری 13 آبان و حدوث انقلاب دوم و تسخیر لانه جاسوسی آمریکاست که در نقاط عطفی چون 13 آبان 1342، 13 آبان 1357و نیز 13 آبان 1358 در کشور عزیزمان رخ داد.در ذیل به نقل از کانال اندیشکده ایمان تا یقین به چند نکته در خصوص دشمن شناسی و نیز تکنیک های عملیات روانی دشمن اشاره می شود که آگاهی از آنها می تواند نسل فعلی را از خطا و اشتباه مصون داشته و آنان را از گرداب سردرگمی و تردیدها خارج سازد؛تصویرسازی یا انگاره سازیساختن تصویری مجازی از دنیای پیرامون توسط رسانه ها که همه آن را بجای واقعیت باور کنند! انگاره سازی یکی از شیوه های عملیات روانی است که در نبرد رسانه ای از آن استفاده می شود. در این روش، نیروهای مهاجم سعی می کنند با ایجاد تصویری مطلوب از خود، تصویری مخدوش و ناموجه از نیروهای مدافع در اذهان مخاطبان ایجاد کنند.کارل هوسمن در مورد انگاره سازی رسانه ها می گوید: رسانه ها، فضایی ساختگی ارایه می دهند، برداشتی ذهنی از جهان که ضرورتاً با جهان واقعی منطبق نیست. در رسانه ها، خبر، الزاماً همان چیزی نیست که اتفاق می افتد بلکه چیزی است که منبع خبری آن را ارایه می دهد.رضوی زاده نیز می گوید: در انگاره سازی خبری، کارگزاران خبری، آگاهانه و با برنامه ریزی به تصویرسازی خبری یا انگاره سازی خبری دست می زنند، در انگاره سازی آنچه مهم نیست انعکاس واقعیت و رویداد است. در اینجا هدف و ماهیت کار، استفاده از دستمایه واقعیت رویدادی برای ارایه تفسیری پنهان در لفافه است.یافته های پژوهشگران ارتباطات نشان می دهد که محتوای رسانه های ارتباط جمعی، برنامه اجتماعی و سیاسی اکثر افراد جامعه را تعیین می کند. هنری کسینجر (وزیر خارجه سابق آمریکا) درباره قدرت رسانه های خبری در تعیین مهمترین مسایل مورد توجه عموم اظهار داشت که هیچ گاه به محتوای اخبار شب توجه ندارد، بلکه تنها به «آنچه که مورد پوشش قرار می دهند علاقمند است تا آن چه در معرض دید مردم قرار می گیرند را دریابد.»برنارد کوهن نیز معتقد است که « رسانه های جمعی، شاید اکثر اوقات در تعیین آنچه مردم فکر می کنند موفق نباشند؛ اما به نحوی حیرت انگیز در تعیین آنچه که خوانندگان درباره آن فکر می کنند موفق اند... جهان در نظر افراد مختلف، گوناگون خواهد بود. البته بسته به تصویری که توسط نویسندگان، ویراستاران و ناشران روزنامه های آنان برایشان ترسیم می شود.»برای هدایت افکار عمومی از واقعیات، انگاره هایی خلق می شود که تنها در راستای اهداف کارگزاران ارتباطی است. مانند ایجاد انگاره ای از ایران در رسانه های آمریکایی و غربی که درصدد است ایران را کشوری خشونت طلب جلوه دهد. این انگاره باعث می شود که در صورت تجاوز کشوری به ایران، افکار عمومی همسو با آن عمل کرده و به اعمال خلاف دیگران مشروعیت داده شود.همچنین، رسانه های غربی همواره از اسلام تصویری افسانه ای ارایه داده اند، افسانه ای برگرفته از داستانهای هزار و یک شب که مملو از حرمسرا، کاخهای سر به فلک کشیده، فرشهای پرنده، ثروتهای بی پایان، مبارزان و جنگجویان خشن و راهزنان بی رحم است.در تصویری که رسانه های غرب از اسلام ارایه می دهند، مسلمانان را افرادی بی رحم و با عقاید افراطی معرفی می کنند.مثالها:1- سالها پیش شایعه ای در گرفت که به نقل از مایکل براون (عنصر وازده سیا) می گفت، در اواخر دهه 80 میلادی طرح مبارزه با تشیع و جان نثاری معنوی مسلمانان در این سازمان مخوف تدوین شده است. مهم نبود، چقدر این شایعه صحت داشت، مهمتر تحقق این شایعه بود.جنبش جنگ طلب نومحافظه کار آمریکا زمان را مناسب دید. زمینه های تشکیل و تقویت طالبانی گری را طرح ریزی کرد. ملایان افراطی و سنگ صفتی که آمده بودند تا چهره ای مخوف از اسلام ترسیم کنند. سناریویی که بر مبنای آن می توانستند دشمن «شماره یک» برای آمریکا بتراشند. طالبان رشد کرد و این غده سرطانی عمق افغانستان را بلعید. اکنون هنگام نقطه اوج فیلم دلخواه آمریکایی فرا رسیده بود.یک نفر باید کلید را فشار می داد و 11سپتامبر این گونه آفریده شد. از 11سپتامبر2001 به این سو آمریکا هرچه خواست کرد و برای پیشبرد مقاصد یکجانبه گرایانه خود تا توانست، هراس و وحشت از اسلام را ریشه دار کرد. رویکرد مغرضانه رسانه های غربی سبب شد، مردم آمریکا و اروپا به اشتباه گروههای مسلح و تندرویی همچون القاعده را نمایندگان واقعی مسلمانان و دین اسلام بپندارند.غربیها اسلام را معمایی ناشناخته و پدیده ای عجیب و غریب و مملو از افسانه تلقی می کنند. آنها عقیده دارند اسلام مشوق اعمال و رفتارهای غیرمنطقی و افراطی است. چنین برداشتی غیر از ارایه اطلاعات نادرست درباره اسلام و درک اشتباه از آداب و رسوم و فرامین این دین، دلیل دیگری ندارد.2- در ماههای گذشته، رسانه های جهان شاهد انتشار گزارش جنایتی جدید بودند و آن، سر بریدن گروگانهایی با ملیت های مختلف به بهانه حضور هم میهنان آنها در عراق بود که به ویژه انتشار تصاویر این جنایات از برخی شبکه های تلویزیونی، بخش عظیمی از مردم دنیا را تحت تأثیر قرار داد. جالب آنکه در این تصاویر، مردان نقابدار سیاهپوشی که سر می برند، در پشت خود پرچم «لااله الاا...» و «محمد رسول ا...» نصب کرده و پیش از کشتن گروگانها، فریاد «ا... اکبر» سر می دادند و روشن است که این تصاویر چه تأثیر قابل توجهی در ایجاد نفرت از دین اسلام دارد.کافی است، تصور کنید، وقتی یک شهروند فیلیپینی یا آمریکایی و اروپایی، تنها شناختش از اسلام را با چنین فیلم هایی که از تلویزیون مشاهده می کند، دریافت کند، چه دیدی از اسلام و مسلمانان در ذهن خود پیدا می کند؟3- انگاره سازی هالیوود در فیلم 300 نیز در نوع خود قابل ملاحظه است؛ در این فیلم نظام سیاسی هخامنشی قائم به شخص و خشایارشا به نام خدای خدایان معرفی می شود در حالی که هخامنشیان اولین نظام فدراتیو را تأسیس کرد و بر اساس اعتقاد به آیین زرتشت، اهورامزدا را خدای خدایان می دانسته اند. از طرف دیگر، یونانی های قبل از میلاد به چند خدایی مثل خدای آفتاب، خدای سنگ و غیره اعتقاد داشتند اما همانگونه که کلهر هنرمند ایرانی می گوید: فرمانده اسپارتی ها در انتها در انگاره ای فریبکارانه، مصلوب است و بقیه همچون حواریون نشان داده می شوند. سراسر مسیر نیز نشان دهنده عاشورا است و حتی امام زمان(عج) را نیز نشان می دهند.وی در این باره متذکر می شود: اسب سفیدی در فیلم دیده می شود و از آنجایی که ما معتقدیم منجی ما با اسب سفید می آید، این می تواند نمادی از امام زمان(عج) باشد. این مرد، زیباترین جوان اسپارتی را از پشت گردن می زند و می رود. در حقیقت اینجا غرب می خواهد ترس و نفرتی جهانی نسبت به چیزی که از امام زمان(عج) داریم به وجود بیاورد. این سکانس پیشینه و پس زمینه ندارد و اصرار دارد که مرد را بدون چهره نشان بدهد، مردی که بی گناه ترین و معصوم ترین سرباز اسپارتی را از پشت گردن می زند.4- در فیلم «بدون دخترم هرگز» راوی قصه(بتی محمودی) ایران را کشوری وحشی، بدوی، دور از محبت و ... معرفی می کند و کشورهای غربی با پخش زیاد این فیلم و جایزه فراوان به این خانم سعی در تخریب چهره ایران نمودند.5- این تاکتیک سابقه ای طولانی دارد مثلا معاویه آنقدر چهره امام علی(ع) را در نزد مردم شام مخدوش کرده بود که هنگامی که آنها شنیدند حضرت در محراب مسجد شهید شده است گفتند: «مگر علی نماز هم می خواند.»6- اگر شما یکبار دیگر گزارش رسانه های غربی را در جنگ اول خلیج فارس مشاهده نمایید آن را یک بازی کامپیوتری باورپذیر خواهید یافت که تسلط بی چون و چرای غربیان را در این جنگ نشان می دهد!7- رسانه های غربی با پوشش خبری اعمال خشن طالبان یا تبلیغ فراوان کتاب آیات شیطانی ، سعی در تخریب چهره اسلام و پیامبر اعظم دارند و هرچند وقت یکبار با ترسیم یک کاریکاتور یا فیلمی جدید به این موضوع دامن می زنند. ادامه دارد...

در صورتیکه پست با عنوان جامعه سازی یا جامعه شناسی؟ دارای محتوای نامناسب میباشد بر روی گزینه درخواست حذف مطلب کلیک نمائید تا از دسترس خارج گردد.