روی خط خبر

  • night0stars
  • مـטּ، اینجا، تنـ ﮭا - Just Shoot Me

منبع: night0stars
امتیاز: 5 5

مـטּ، اینجا، تنـ ﮭا - Just Shoot Me از وبلاگ مـטּ، اینجا، تنـ ﮭا night0stars

مـטּ، اینجا، تنـ ﮭا - Just Shoot Me

این که امروز رو از داروخونه ای به داروخونه ی دیگه گشتمو یکی گفت با بیمه قرارداد نداریم و دیگری گفت نسخه ت برای ماه پیشهحال اون که دو روز از تاریخ نسخه میگذشتو اکثریت هم داروها رو نداشتن،واسه کی مهمه سبز آبی کبود من؟حتی واسه تو که امروز نمیدونم وقتی داشتن جلوم راجب موضوع مسخره ای صحبت میکردنچی دیدی تو چهره من که دستت رو آروم واسه چند لحظه گذاشتی پشتم و بعدش هم سریع برداشتیهم اهمیتی نداره!حتی واسه خودمم اهمیتی نداره که بخوام به خودم زحمت بدم که برای کسی تعریفش کنمحتی خودم که پای فراموش کردن تو بی خیالش شدم هم چندان اهمیتی نداره.یا تنهایی ای که بعد پیدا کردنت می خواستم از یادم بره و حالا بیش از قبل تو ذوقم میزنه،حس همیشگی تفاوت داشتن با آدمای دیگه،حس عادتی که به وضعیت داشتم،که تقصیر کسی نیست که من متفاوتم و دنیام با آدمای دیگه فرق دارهحتی واسه ی تو هم اهمیتی نداره سبز آبی کبود!واسه تویی که بیچارم کردی سر این که برم و آمپولم رو بزنم.همه ی این ها اونقدری بی اهمیتن که هر دو تصمیم گرفتم با دروغ پوشالیمون جلو بریمتو چشمای هم دیگه نگاه کنیم و تظاهر به فراموش کردن حقیقتی که هردو ازش باخبریم بکنیم.سبز آبی کبود من!فک نکن که من هنوز منتظر توعم،نه!من تویی رو که از دوست داشتن چیز زیادی نمی دونست از دلم بیرون کردم،حالا تو رو،به عنوان یه خاطرهبه عنوان کسی که دوست داشتم،میتونم گوشه ی ذهنم نگه دارم.سبز آبی کبودی که شاید حتی خیلی با تو فرق داره!سبز آبی کبودی که مال منه،و من دلم می خواد اون رو هرجوری که دلم می خواد تغییرش بدم.کسی که دوس دارم نگهش دارم،و این احترام به قلبیه که بعد از مدت ها تپید.هرچند باز درگیر درد و غم شد،هرچند که باعث شد خودم رو از یاد ببرم و دوباره  این روزهاگوشه و کنار اتاق و کوچه و خیابون و این شهر،دنبالش بگردم.مطمئنم اون منی که پیدا می کنم،اون کسی که از باقی مونده های وجودم - اگه که چیزی مونده باشه،و قسمت های جدیدی که اضافه میکنم به منی که دیگه نیست ساخته میشهخیلی بهتر از منِ قبل خواهد بود.شاید اون منِ آینده،دیگه واسه کیک شکلاتی ذوق زده نشه،شاید اون منِ آینده دیگه کافه رفتن رو دوس نداشته باشه،شاید اون منِ آینده،هروقت اسم تو رو جایی بشنوه دلش بگیره، فشرده شه، بمیرهامااون منقطعا بهتر از منیه که الان دیگه گم شده.اون من،از دست دادن رو چشیده،دوست نداشته شدن رو دیده،و از بین همه ی این تنهایی ها،تونسته جون سالم بدر ببره!اون منمنِ با ارزشیه که فک نمیکنم تو هیچ وقت سعادت شناختنِ واقعیش رو داشته باشی.درسته که تو بهم ثابت کردی که واست اونقدری که توی حرف میگفتی ارزش ندارم،اماباارزش ترین شخص واسه ی من خودمم!برعکسِ تو،که واسه خوشایند دیگران،خودت رو توی ظواهر میپیچی.سبز آبی کبود من!تو یه خاطره ی خوبیکه باید ازش گذشت!تو اون بابلِ منی،که واسه چند دقیقه ی ناقابل که شدهتونستم با فکر به رویای دورشبالاخره برای اولین بار تو زندگیم آروم بگیرم.

این که امروز رو از داروخونه ای به داروخونه ی دیگه گشتمو یکی گفت با بیمه قرارداد نداریم و دیگری گفت نسخه ت برای ماه پیشهحال اون که دو روز از تاریخ نسخه میگذشتو اکثریت هم داروها رو نداشتن،واسه کی مهمه سبز آبی کبود من؟حتی واسه تو که امروز نمیدونم وقتی داشتن جلوم راجب موضوع مسخره ای صحبت میکردنچی دیدی تو چهره من که دستت رو آروم واسه چند لحظه گذاشتی پشتم و بعدش هم سریع برداشتیهم اهمیتی نداره!حتی واسه خودمم اهمیتی نداره که بخوام به خودم زحمت بدم که برای کسی تعریفش کنمحتی خودم که پای فراموش کردن تو بی خیالش شدم هم چندان اهمیتی نداره.یا تنهایی ای که بعد پیدا کردنت می خواستم از یادم بره و حالا بیش از قبل تو ذوقم میزنه،حس همیشگی تفاوت داشتن با آدمای دیگه،حس عادتی که به وضعیت داشتم،که تقصیر کسی نیست که من متفاوتم و دنیام با آدمای دیگه فرق دارهحتی واسه ی تو هم اهمیتی نداره سبز آبی کبود!واسه تویی که بیچارم کردی سر این که برم و آمپولم رو بزنم.همه ی این ها اونقدری بی اهمیتن که هر دو تصمیم گرفتم با دروغ پوشالیمون جلو بریمتو چشمای هم دیگه نگاه کنیم و تظاهر به فراموش کردن حقیقتی که هردو ازش باخبریم بکنیم.سبز آبی کبود من!فک نکن که من هنوز منتظر توعم،نه!من تویی رو که از دوست داشتن چیز زیادی نمی دونست از دلم بیرون کردم،حالا تو رو،به عنوان یه خاطرهبه عنوان کسی که دوست داشتم،میتونم گوشه ی ذهنم نگه دارم.سبز آبی کبودی که شاید حتی خیلی با تو فرق داره!سبز آبی کبودی که مال منه،و من دلم می خواد اون رو هرجوری که دلم می خواد تغییرش بدم.کسی که دوس دارم نگهش دارم،و این احترام به قلبیه که بعد از مدت ها تپید.هرچند باز درگیر درد و غم شد،هرچند که باعث شد خودم رو از یاد ببرم و دوباره این روزهاگوشه و کنار اتاق و کوچه و خیابون و این شهر،دنبالش بگردم.مطمئنم اون منی که پیدا می کنم،اون کسی که از باقی مونده های وجودم - اگه که چیزی مونده باشه،و قسمت های جدیدی که اضافه میکنم به منی که دیگه نیست ساخته میشهخیلی بهتر از منِ قبل خواهد بود.شاید اون منِ آینده،دیگه واسه کیک شکلاتی ذوق زده نشه،شاید اون منِ آینده دیگه کافه رفتن رو دوس نداشته باشه،شاید اون منِ آینده،هروقت اسم تو رو جایی بشنوه دلش بگیره، فشرده شه، بمیرهامااون منقطعا بهتر از منیه که الان دیگه گم شده.اون من،از دست دادن رو چشیده،دوست نداشته شدن رو دیده،و از بین همه ی این تنهایی ها،تونسته جون سالم بدر ببره!اون منمنِ با ارزشیه که فک نمیکنم تو هیچ وقت سعادت شناختنِ واقعیش رو داشته باشی.درسته که تو بهم ثابت کردی که واست اونقدری که توی حرف میگفتی ارزش ندارم،اماباارزش ترین شخص واسه ی من خودمم!برعکسِ تو،که واسه خوشایند دیگران،خودت رو توی ظواهر میپیچی.سبز آبی کبود من!تو یه خاطره ی خوبیکه باید ازش گذشت!تو اون بابلِ منی،که واسه چند دقیقه ی ناقابل که شدهتونستم با فکر به رویای دورشبالاخره برای اولین بار تو زندگیم آروم بگیرم.

در صورتیکه پست با عنوان مـטּ، اینجا، تنـ ﮭا - Just Shoot Me دارای محتوای نامناسب میباشد بر روی گزینه درخواست حذف مطلب کلیک نمائید تا از دسترس خارج گردد.