روی خط خبر

  • mysekance
  • سکانس از 95ی که هنوز با ماست و یا ما هنوز باهاشیم :| :: سکانس‌های بی‌مخاطب
 درخواست حذف مطلب

منبع: mysekance
امتیاز: 5 5

سکانس از 95ی که هنوز با ماست و یا ما هنوز باهاشیم :| :: سکانس‌های بی‌مخاطب از وبلاگ سکانس‌های بی‌مخاطب mysekance

سکانس از 95ی که هنوز با ماست و یا ما هنوز باهاشیم :| :: سکانس‌های بی‌مخاطب

* اینروزها کابوس هایی هستن که خوش باورانه فکر می کردیم هیچ وقت نخواهند رسید و همینطور هی همه چیز رو بهشون دایورت کردیم و دایورت کردیم و دایورت کردیم، جوری که حالا ما موندیم و یک عالمه تغییر و تحول و پروژه های نوروزی که اون روزها که میشد تک تک انجامشون داد، ندادیم و حالا هجوم آوردن که دسته جمعی انجامشون بدیم :|
به من باشه همه رو منقضی می کنم :/ همه رووووووووو...

**توی این روزهایی که همه بدو بدو های نوروزی داشتن من چپیده بودم گوشه اتاقم سریال دیدن :| ازین مینی سریال های انگلیسی قرن چهاردهمی، شونزدهمی، پونزدهمی و رنسانسی و ازینا خلاصه :/ با این اوصاف توی مراسمات روبوسی عید به جای اینکه لپمو بفرستم جلو، اگه یه دفعه دستمو فرستادم جلو که بر اون بوسه بزنن، خیلی نباید جای تعجب باشه :|

*** طبیعیه وقتی شما تو کنج اتاقتون باشین و تو جمع خانواده نباشین، باقی خانواده خودشون سر اینکه رنگ در خونه رو به چه رنگی دربیارن بدون حضور شما تصمیم گیری خواهند کرد و حالا درب خونه هم پتانسیل اینو داره که توی شوکولات خوری با باقی شوکولاتا و کاکائوها اسباب پذیرایی باشه :|| [آیکون خدایا بیا منو بخور :/ ]

****زایید نا نزایید، مساله اینست!!
همونطور که می دونید با پیشرفت روزافزون علم پزشکی، هنوزم که هنوزه درد زایمان کاملا دست خداست و خدا این یکی رو هنوز تصمیم نگرفته از حوزه ی اثوریتی خودش به حوزه ی هیومن اثوریتی تفویض کنه :| و بدینسان ما  جمیعا خانوادگی نمی دونیم به کار ها و خرید های عیدمون برسیم یا گوش به زنگ باشیم بدووییم بیمارستان، چرا که سه قلوهامون رو در راه اومدن هستن اونم خیلی خیلی قریب الوقوع!! [نمونه اش شنبه ی پیش که همه رو دوان دوان کشوندن بیمارستان ولی خوب بازم به دنیا نیومدن و دوباره همگی جمع کردیم برگشتیم خونه سر بدو بدوهای عیدمون _که البته من نسشتم سر سریال دیدنم، باقی همچنان دارن دوان دوان میرن به پیشواز عید_

جدی نوشت و از ته دل: لطفا برای سه قلوهای ما و مامانشون دعا کنید تا سالم ،همگشیون حالا چه اینور سال یا اونور سال، پیشمون باشن :)

* اینروزها کابوس هایی هستن که خوش باورانه فکر می کردیم هیچ وقت نخواهند رسید و همینطور هی همه چیز رو بهشون دایورت کردیم و دایورت کردیم و دایورت کردیم، جوری که حالا ما موندیم و یک عالمه تغییر و تحول و پروژه های نوروزی که اون روزها که میشد تک تک انجامشون داد، ندادیم و حالا هجوم آوردن که دسته جمعی انجامشون بدیم :|

به من باشه همه رو منقضی می کنم :/ همه رووووووووو...

**توی این روزهایی که همه بدو بدو های نوروزی داشتن من چپیده بودم گوشه اتاقم سریال دیدن :| ازین مینی سریال های انگلیسی قرن چهاردهمی، شونزدهمی، پونزدهمی و رنسانسی و ازینا خلاصه :/ با این اوصاف توی مراسمات روبوسی عید به جای اینکه لپمو بفرستم جلو، اگه یه دفعه دستمو فرستادم جلو که بر اون بوسه بزنن، خیلی نباید جای تعجب باشه :|

*** طبیعیه وقتی شما تو کنج اتاقتون باشین و تو جمع خانواده نباشین، باقی خانواده خودشون سر اینکه رنگ در خونه رو به چه رنگی دربیارن بدون حضور شما تصمیم گیری خواهند کرد و حالا درب خونه هم پتانسیل اینو داره که توی شوکولات خوری با باقی شوکولاتا و کاکائوها اسباب پذیرایی باشه :|| [آیکون خدایا بیا منو بخور :/ ]

****زایید نا نزایید، مساله اینست!!
همونطور که می دونید با پیشرفت روزافزون علم پزشکی، هنوزم که هنوزه درد زایمان کاملا دست خداست و خدا این یکی رو هنوز تصمیم نگرفته از حوزه ی اثوریتی خودش به حوزه ی هیومن اثوریتی تفویض کنه :| و بدینسان ما  جمیعا خانوادگی نمی دونیم به کار ها و خرید های عیدمون برسیم یا گوش به زنگ باشیم بدووییم بیمارستان، چرا که سه قلوهامون رو در راه اومدن هستن اونم خیلی خیلی قریب الوقوع!! [نمونه اش شنبه ی پیش که همه رو دوان دوان کشوندن بیمارستان ولی خوب بازم به دنیا نیومدن و دوباره همگی جمع کردیم برگشتیم خونه سر بدو بدوهای عیدمون _که البته من نسشتم سر سریال دیدنم، باقی همچنان دارن دوان دوان میرن به پیشواز عید_

جدی نوشت و از ته دل: لطفا برای سه قلوهای ما و مامانشون دعا کنید تا سالم ،همگشیون حالا چه اینور سال یا اونور سال، پیشمون باشن :)

در صورتیکه پست با عنوان سکانس از 95ی که هنوز با ماست و یا ما هنوز باهاشیم :| :: سکانس‌های بی‌مخاطب دارای محتوای نامناسب میباشد بر روی گزینه درخواست حذف مطلب کلیک نمائید تا از دسترس خارج گردد.