روی خط خبر

منبع: mosighidan
امتیاز: 5 5

سازچنگ(چنگ عباسی) از وبلاگ آموزش موسیقی mosighidan

سازچنگ(چنگ عباسی)

عبدالله عباسی، سازنده چنگ و تار عباسی از جمله هنرمندانی است که سازش(تار) موفق به دریافت نشان ملی مرغوبیت شده؛ او در پاسخ به این که سازمان میراث فرهنگی و معاونت صنایع دستی چه امکانی را در اختیار سازندگان ساز می گذارند گفت: سازمان میراث فرهنگی، چوب لای چرخ من نگذارد لازم نیست از من نوعی حمایت کند و امتیازاتی را در اختیارم بگذارد. من با ساخت هارپ، یک ساز مرده را زنده کردم. سازی که من ساخته ام را سازمان میراث فرهنگی می تواند، حداقل در آسیای میانه به نمایش بگذارد اما چنین کاری نمی کند. حتی می تواند فضایی از فضاهای خود را در اختیار من بگذارد تا ساز بسازم و ساختن آن را آموزش دهم اما چنین هم نمی کند.این سازنده تار و چنگ به این که معافیت از پرداخت مالیات، تنها امتیازی است که سازمان میراث فرهنگی در اختیار او گذاشته، اشاره و بیان کرد: تنها امتیاز این است که معاونت صنایع دستی به ما پروانه تولید داده و معاف از مالیات شده ایم؛ جز این، هیچ امکان دیگری به ما داده نشده؛ نه بیمه ای داریم و نه حقوق ثابتی.عباسی در پاسخ به این که قرار است صندوق کارآفرینی امید و معاونت صنایع دستی، ۱۰۰ میلیون تومان وام در اختیار هنرمندان و تولیدکنندگان بگذارد گفت: راستش را بخواهید آن قدر شرایط گرفتن این وام دشوار است که عطایش را به لقایش می بخشم. خود من می خواستم وام بگیرم گفتند باید به دنبال کارشناس ما بیایی؛ او را با خود به کارگاه ببری و برگردانی؛ سند خانه و کارگاهت را بیاوری علاوه بر این دو نفر که یا جواز کسب دارند یا کارمند رسمی هستند، هر کدام یک فقره چک به مبلغ ۱۲۰ میلیون تومان گرو بگذارند... من از کجا دو فقره چک ۱۲۰ میلیونی بیاورم!؟به گفته این هنرمند فعال در زمینه ساخت ساز، امروز جوانان، گیتار را به جای تار و سه تار انتخاب می کنند و علت این گزینش این نیست که جوانان ایرانی علاقه ای به موسیقی سنتی ندارند بلکه به این خاطر است که آنچه آنان در ماهواره و اینترنت می بینند گیتار است نه تار و سه تار. چقدر سازهای سنتی مان را تبلیغ می کنیم و نشان می دهیم؟ بهتر نیست تلویزیون به عنوان رسانه ملی به نشان دادن تصویر سازهای سنتی بپردازد تا نسل جدید سازهای ایرانی را بشناسد؟ از سوی دیگر من بچه هایی را می شناسم که کمانچه را می شناسند اما پدر و مادر دلشان نمی خواهد پسر یا دخترشان، تار و کمانچه بنوازد، آنها ترجیح می دهند فرزندشان پیانو یا ویولن و گیتار یاد بگیرد.عباسی در پاسخ به این که چرا این روزها بیشتر به ساخت هارپ روی آورده و کمتر تار می سازد گفت: استقبال از تار خیلی کم شده؛ ضمن این که این ساز در خارج از ایران، مشتری چندانی ندارد در حالی که هارپ یک ساز جهانی است. از سوی دیگر در ساخت تار از چوب توت استفاده می شود که به خاطر وجود آرسنیک، حساسیت زاست و مرا به سرفه و عطسه شدید می اندازد.عبدالله عباسی که خود، سال ها شاگرد هوشنگ ظریف بوده و نواختن تار را از او آموخته با اشاره به این که الزامی ندارد که همه سازندگان، نوازنده ساز هم باشند گفت: لزومی ندارد سازنده تار، نوازنده آن هم باشد اما آشنایی با ریتم و داشتن گوش موسیقایی ضروری است و این امکان را فراهم می آورد تا ساز بهتر و خوش صداتری ساخته شود.در ادبیات پارسی بسیار از این ساز یاد شده است و سیارهٔ زهره را چنگ زن دانسته اند. در مُهری گِلین که در بین سال های ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۶ میلادی توسط دو باستان شناس از دانشگاه شیکاگو به نام های پیناس دلوگاس(pinhas delougaz) و هلن کانتور(Helene Kantor) در تپه چغامیش خوزستان یافته شد و مربوط به هزارهٔ چهارم قبل از میلاد و دوران ایلامیان می باشد یک نوازندهٔ چنگ منحنی را نشان می دهد. این چنگ ۶ رشته دارد.در دورهٔ ساسانی هنر موسیقی نیز در اثر تشویق شاهان رونقی به سزا یافت. در دورهٔ اردشیر موسیقی دانان طبقهٔ جداگانه ای را تشکیل داده و به مقام ویژه ای نایل شده بودند. در دورهٔ خسرو پرویز موسیقی پیش رفت بسیار کرد. از نوشته های شاهنامه فردوسی و خسرو شیرین نظامی برمی آید که «باربد» بزرگ ترین موسیقی دان این زمان بوده است. (وی را مبتکر ۳۶۰ لحن موسیقی می دانند) از دیگر موسیقی دانان این دوره می توان نکیسا، بامشاد، رامتین و آزادوار چنگی را نام برد.در دورهٔ ساسانی ۷۲ نغمه از نغمه های موسیقی رواج داشته است. از آن جمله:«پالیزبان»، «سبزه»، «باغ سیاوشان»، «راه گل»، «شادباد»، «تخت درویش»، «گنج سوخته»، «تخت تاقدیس»، «چکاوک»، «خسروانی»، «نوروز»، «جامه دران»، «نهفت»، «گلزار»، «گل نوش» و «زیرافکن» که هنوز برخی از این اصطلاح ها در موسیقی امروز ما رایج است.این نغمه ها از سدهٔ چهارم به بعد بیشتر می شود. در زمان ساسانیان برای اوستا، کتاب مقدس زردشتیان تفسیری به نام «زند» نوشتند و آن را هنگام مناجات با لحن موسیقی خواندند. شاید بتوان گفت نخستین ارتباط شعر و موسیقی ما از همین جا سرچشمه گرفته باشد. چنانچه حافظ آن را مطلع یکی از غزل های معروف خود قرار داده است:بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوی

عبدالله عباسی، سازنده چنگ و تار عباسی از جمله هنرمندانی است که سازش(تار) موفق به دریافت نشان ملی مرغوبیت شده؛ او در پاسخ به این که سازمان میراث فرهنگی و معاونت صنایع دستی چه امکانی را در اختیار سازندگان ساز می گذارند گفت: سازمان میراث فرهنگی، چوب لای چرخ من نگذارد لازم نیست از من نوعی حمایت کند و امتیازاتی را در اختیارم بگذارد. من با ساخت هارپ، یک ساز مرده را زنده کردم. سازی که من ساخته ام را سازمان میراث فرهنگی می تواند، حداقل در آسیای میانه به نمایش بگذارد اما چنین کاری نمی کند. حتی می تواند فضایی از فضاهای خود را در اختیار من بگذارد تا ساز بسازم و ساختن آن را آموزش دهم اما چنین هم نمی کند.این سازنده تار و چنگ به این که معافیت از پرداخت مالیات، تنها امتیازی است که سازمان میراث فرهنگی در اختیار او گذاشته، اشاره و بیان کرد: تنها امتیاز این است که معاونت صنایع دستی به ما پروانه تولید داده و معاف از مالیات شده ایم؛ جز این، هیچ امکان دیگری به ما داده نشده؛ نه بیمه ای داریم و نه حقوق ثابتی.عباسی در پاسخ به این که قرار است صندوق کارآفرینی امید و معاونت صنایع دستی، ۱۰۰ میلیون تومان وام در اختیار هنرمندان و تولیدکنندگان بگذارد گفت: راستش را بخواهید آن قدر شرایط گرفتن این وام دشوار است که عطایش را به لقایش می بخشم. خود من می خواستم وام بگیرم گفتند باید به دنبال کارشناس ما بیایی؛ او را با خود به کارگاه ببری و برگردانی؛ سند خانه و کارگاهت را بیاوری علاوه بر این دو نفر که یا جواز کسب دارند یا کارمند رسمی هستند، هر کدام یک فقره چک به مبلغ ۱۲۰ میلیون تومان گرو بگذارند... من از کجا دو فقره چک ۱۲۰ میلیونی بیاورم!؟به گفته این هنرمند فعال در زمینه ساخت ساز، امروز جوانان، گیتار را به جای تار و سه تار انتخاب می کنند و علت این گزینش این نیست که جوانان ایرانی علاقه ای به موسیقی سنتی ندارند بلکه به این خاطر است که آنچه آنان در ماهواره و اینترنت می بینند گیتار است نه تار و سه تار. چقدر سازهای سنتی مان را تبلیغ می کنیم و نشان می دهیم؟ بهتر نیست تلویزیون به عنوان رسانه ملی به نشان دادن تصویر سازهای سنتی بپردازد تا نسل جدید سازهای ایرانی را بشناسد؟ از سوی دیگر من بچه هایی را می شناسم که کمانچه را می شناسند اما پدر و مادر دلشان نمی خواهد پسر یا دخترشان، تار و کمانچه بنوازد، آنها ترجیح می دهند فرزندشان پیانو یا ویولن و گیتار یاد بگیرد.عباسی در پاسخ به این که چرا این روزها بیشتر به ساخت هارپ روی آورده و کمتر تار می سازد گفت: استقبال از تار خیلی کم شده؛ ضمن این که این ساز در خارج از ایران، مشتری چندانی ندارد در حالی که هارپ یک ساز جهانی است. از سوی دیگر در ساخت تار از چوب توت استفاده می شود که به خاطر وجود آرسنیک، حساسیت زاست و مرا به سرفه و عطسه شدید می اندازد.عبدالله عباسی که خود، سال ها شاگرد هوشنگ ظریف بوده و نواختن تار را از او آموخته با اشاره به این که الزامی ندارد که همه سازندگان، نوازنده ساز هم باشند گفت: لزومی ندارد سازنده تار، نوازنده آن هم باشد اما آشنایی با ریتم و داشتن گوش موسیقایی ضروری است و این امکان را فراهم می آورد تا ساز بهتر و خوش صداتری ساخته شود.در ادبیات پارسی بسیار از این ساز یاد شده است و سیارهٔ زهره را چنگ زن دانسته اند. در مُهری گِلین که در بین سال های ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۶ میلادی توسط دو باستان شناس از دانشگاه شیکاگو به نام های پیناس دلوگاس(pinhas delougaz) و هلن کانتور(Helene Kantor) در تپه چغامیش خوزستان یافته شد و مربوط به هزارهٔ چهارم قبل از میلاد و دوران ایلامیان می باشد یک نوازندهٔ چنگ منحنی را نشان می دهد. این چنگ ۶ رشته دارد.در دورهٔ ساسانی هنر موسیقی نیز در اثر تشویق شاهان رونقی به سزا یافت. در دورهٔ اردشیر موسیقی دانان طبقهٔ جداگانه ای را تشکیل داده و به مقام ویژه ای نایل شده بودند. در دورهٔ خسرو پرویز موسیقی پیش رفت بسیار کرد. از نوشته های شاهنامه فردوسی و خسرو شیرین نظامی برمی آید که «باربد» بزرگ ترین موسیقی دان این زمان بوده است. (وی را مبتکر ۳۶۰ لحن موسیقی می دانند) از دیگر موسیقی دانان این دوره می توان نکیسا، بامشاد، رامتین و آزادوار چنگی را نام برد.در دورهٔ ساسانی ۷۲ نغمه از نغمه های موسیقی رواج داشته است. از آن جمله:«پالیزبان»، «سبزه»، «باغ سیاوشان»، «راه گل»، «شادباد»، «تخت درویش»، «گنج سوخته»، «تخت تاقدیس»، «چکاوک»، «خسروانی»، «نوروز»، «جامه دران»، «نهفت»، «گلزار»، «گل نوش» و «زیرافکن» که هنوز برخی از این اصطلاح ها در موسیقی امروز ما رایج است.این نغمه ها از سدهٔ چهارم به بعد بیشتر می شود. در زمان ساسانیان برای اوستا، کتاب مقدس زردشتیان تفسیری به نام «زند» نوشتند و آن را هنگام مناجات با لحن موسیقی خواندند. شاید بتوان گفت نخستین ارتباط شعر و موسیقی ما از همین جا سرچشمه گرفته باشد. چنانچه حافظ آن را مطلع یکی از غزل های معروف خود قرار داده است:بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوی

در صورتیکه پست با عنوان سازچنگ(چنگ عباسی) دارای محتوای نامناسب میباشد بر روی گزینه درخواست حذف مطلب کلیک نمائید تا از دسترس خارج گردد.

× ×