روی خط خبر

  • marefateyar
  • غزل شبنمت را گُلِ من تا رُخِ من راه نبود ؟

منبع: marefateyar
امتیاز: 5 5

غزل شبنمت را گُلِ من تا رُخِ من راه نبود ؟ از وبلاگ معرفت حضرت باریتعالی marefateyar

غزل شبنمت را گُلِ من تا رُخِ من راه نبود ؟

شبنمت را گُلِ من تا رُخِ من راه نبود ؟گریه ات را  مَهِ من تا دلِ من آه نبود ؟ دست سردت نه مگر گرمی دستی می خواست ؟دست گرمم گو مگر قابل آن شاه نبود ؟ من که شیرازه ی  جانم ز غمت پاره شده قیمت دیدن شاعر به اندازه یک کاه نبود ؟  من سیه رو دعایم کجا کارگر است درگه دوستزین سبب هجر پسندید , نفسم قابل درگاه نبود ما که بازار نداشتیم چو یوسف به جمال و به کمال ارزش شاعرِ تو ارزش یک وجه  از آن جاه نبود ؟ تو به بالایی و من روی زمینم چو غبار , می دانمنازِ تو  یک طرف اندازه رفتنت جانکاه نبود تشنه بودم به کویر دلِ خود در ظلمات عالمپس چرا وقت سحر  یار پناهگاه نبود ؟ چه خوشم من به خیالش ولی صد افسوسدُرِّ من , نو گُلِ من , آن  نفسم , فکرِ پناهگاه نبود   من پُر از ذوقم و شور دو هزار عاشق و مستحیف آن ماه مرا واقف از این حس ِنهانگاه نبود  " یوسف "   

شبنمت را گُلِ من تا رُخِ من راه نبود ؟گریه ات را مَهِ من تا دلِ من آه نبود ؟دست سردت نه مگر گرمی دستی می خواست ؟دست گرمم گو مگر قابل آن شاه نبود ؟من که شیرازه ی جانم ز غمت پاره شده قیمت دیدن شاعر به اندازه یک کاه نبود ؟من سیه رو دعایم کجا کارگر است درگه دوستزین سبب هجر پسندید , نفسم قابل درگاه نبودما که بازار نداشتیم چو یوسف به جمال و به کمال ارزش شاعرِ تو ارزش یک وجه از آن جاه نبود ؟تو به بالایی و من روی زمینم چو غبار , می دانمنازِ تو یک طرف اندازه رفتنت جانکاه نبودتشنه بودم به کویر دلِ خود در ظلمات عالمپس چرا وقت سحر یار پناهگاه نبود ؟چه خوشم من به خیالش ولی صد افسوسدُرِّ من , نو گُلِ من , آن نفسم , فکرِ پناهگاه نبود من پُر از ذوقم و شور دو هزار عاشق و مستحیف آن ماه مرا واقف از این حس ِنهانگاه نبود" یوسف "

در صورتیکه پست با عنوان غزل شبنمت را گُلِ من تا رُخِ من راه نبود ؟ دارای محتوای نامناسب میباشد بر روی گزینه درخواست حذف مطلب کلیک نمائید تا از دسترس خارج گردد.