روی خط خبر

منبع: maalemoddin
امتیاز: 5 5

** رفیق سلوکی** :: معالم الدین از وبلاگ معالم الدین maalemoddin

** رفیق سلوکی** :: معالم الدین

بسم الله الرحمن الرحیم ***************** در سیر و سلوک گویند: « الرّفیق ثمّ الطریق» ابتدا رفیق است و بعد طی طریق. چرا در مسیر سلوک انقدر نسبت به رفیق و رفاقت بحث است؟ **************** اصل رفیق داشتن،  در امور معنوی و هدایتی است. رفیق همراهی که دیدارش تو را به یاد حق بیندازد و آنچنان شفیق و رحیم باشد که تو را نیک همراهی کند و آینه ای باشد برای تو. که اگر تو از نفس خویش غافل شدی، پیش روی تو قرار گیرد و ندای تنبیه و تهذیب به گوش تو سر دهد و مشفقانه و خاضعانه و بی هیچ چشمداشتی تو را یاری و نصرت نماید. در مسیر سلوک، « المؤمن مرآة المؤمن ». رفیق دانا و فهیم، عیوب تو را می بیند و تو را هشدار می دهد و خود نیز از تو ذکر عیوب خویش می جوید و این رفاقت یکسویه و یکجانبه نیست. به قولی در سلوک باید زوجیتی برقرار باشد تا ره به سوی جنات عدن طی شود. یکچنین رفاقتی بسیار دلچسب و گواراست. رفاقتی صادقانه و عاقلانه. رفاقتی عاشقانه و مشفقانه. رفاقتی بر مبنای حب و محبت. رفاقتی عاری از هرگونه حسادت و طعن و کنایه. ********************* رفقای هم سلوکی، وقتی در یک مسیر سلوک قرار می گیرند و چه بهتر که با یک استاد طی طریق کنند؛ در عمل به دستورات و آداب و تزکیه ی سلوکی همراه و همدل هم اند و در قبضها و بسطها، در سیرها و افت و خیزها و صعود و فرودها همگام یکدیگرند. رفقای هم سلوکی، مصاحبان و محاوران نیکو در مسیر سلوکند. هم بال و هم پرواز یکدیگرند. و اگر در مسیر سلوک بال یکی شکست و یا آسیبی به یکی رسید، رفیق شفیق، همراه و همنوای او با وی ترانه ی محبت سر می دهد و مرهم دردها و زخمهای رفیق خود می شود. ******************** من می نویسم و خود معترفم که در این عصر و زمانه کجاست رفیقی اینچنین که آشنای عوالم غیبی باشد و عالم به اسرار درون تو و همراه و شفیق و همنوای تو تا در لیلة الإسرای وجودت، در لیالی معراجت، در لحظات قبض و بسطت، در قیامتهای وجودی ات، در لحظات احتضار درونت، نوشداروی ذکر و یاد حق را به جانت تزریق کند و حیات جاودانه ات بخشد؟ ******************** در دعاها می خوانیم: یا رفیق من لا رفیق له یا انیس من لا أنیس له یا حبیب من لا حبیب له آری هیچ رفیقی بهتر از حق سبحانه و تعالی نیست و هیچ انیس و حبیبی بهتر از او نه. ********************* اینهمه از درد سخن راندیم و آخر کلامی دیگر دارم و آن اینکه: ناگفته نماند در مسیر سلوک، گاه تنهایی بهترین طریق است و هرچند دشوار؛ ولی گاه بایستی به خود بقبولانی که تنهایی سرودن نوای عاشقی جزء لاینفک مسیر سلوک است. چرا که رفیق همراه، درّ نایابی است که یافت می نشود. سزاست در مسیر سلوک، سر در گریبان تفکر و خلوت و تنهایی فرو ببری و در غار انزوای خویش انتباذی کنی و بدور از هر غریبه ای، بدور از ناآشنایی، در کنج غربت اعتکافی کنی و با جمادات اطراف خویش نوای عاشقی سر دهی و ساز عشق و شور و حیرت بنوازی. خود بنویسی و خود بخوانی؛ خود بنوازی و خود گوش فرا دهی. خود بگویی و خود بگریی.

بسم الله الرحمن الرحیم*****************در سیر و سلوک گویند: « الرّفیق ثمّ الطریق»ابتدا رفیق است و بعد طی طریق.چرا در مسیر سلوک انقدر نسبت به رفیق و رفاقت بحث است؟****************اصل رفیق داشتن، در امور معنوی و هدایتی است.رفیق همراهی که دیدارش تو را به یاد حق بیندازد و آنچنان شفیق و رحیم باشد که تو را نیک همراهی کند و آینه ای باشد برای تو. که اگر تو از نفس خویش غافل شدی، پیش روی تو قرار گیرد و ندای تنبیه و تهذیب به گوش تو سر دهد و مشفقانه و خاضعانه و بی هیچ چشمداشتی تو را یاری و نصرت نماید.در مسیر سلوک، « المؤمن مرآة المؤمن ».رفیق دانا و فهیم، عیوب تو را می بیند و تو را هشدار می دهد و خود نیز از تو ذکر عیوب خویش می جوید و این رفاقت یکسویه و یکجانبه نیست. به قولی در سلوک باید زوجیتی برقرار باشد تا ره به سوی جنات عدن طی شود.یکچنین رفاقتی بسیار دلچسب و گواراست.رفاقتی صادقانه و عاقلانه.رفاقتی عاشقانه و مشفقانه.رفاقتی بر مبنای حب و محبت.رفاقتی عاری از هرگونه حسادت و طعن و کنایه.*********************رفقای هم سلوکی، وقتی در یک مسیر سلوک قرار می گیرند و چه بهتر که با یک استاد طی طریق کنند؛ در عمل به دستورات و آداب و تزکیه ی سلوکی همراه و همدل هم اند و در قبضها و بسطها، در سیرها و افت و خیزها و صعود و فرودها همگام یکدیگرند.رفقای هم سلوکی، مصاحبان و محاوران نیکو در مسیر سلوکند. هم بال و هم پرواز یکدیگرند. و اگر در مسیر سلوک بال یکی شکست و یا آسیبی به یکی رسید، رفیق شفیق، همراه و همنوای او با وی ترانه ی محبت سر می دهد و مرهم دردها و زخمهای رفیق خود می شود.********************من می نویسم و خود معترفم که در این عصر و زمانه کجاست رفیقی اینچنین که آشنای عوالم غیبی باشد و عالم به اسرار درون تو و همراه و شفیق و همنوای تو تا در لیلة الإسرای وجودت، در لیالی معراجت، در لحظات قبض و بسطت، در قیامتهای وجودی ات، در لحظات احتضار درونت، نوشداروی ذکر و یاد حق را به جانت تزریق کند و حیات جاودانه ات بخشد؟********************در دعاها می خوانیم:یا رفیق من لا رفیق لهیا انیس من لا أنیس لهیا حبیب من لا حبیب لهآریهیچ رفیقی بهتر از حق سبحانه و تعالی نیست و هیچ انیس و حبیبی بهتر از او نه.*********************اینهمه از درد سخن راندیم و آخر کلامی دیگر دارم و آن اینکه:ناگفته نماند در مسیر سلوک، گاه تنهایی بهترین طریق است و هرچند دشوار؛ ولی گاه بایستی به خود بقبولانی که تنهایی سرودن نوای عاشقی جزء لاینفک مسیر سلوک است. چرا که رفیق همراه، درّ نایابی است که یافت می نشود.سزاست در مسیر سلوک، سر در گریبان تفکر و خلوت و تنهایی فرو ببری و در غار انزوای خویش انتباذی کنی و بدور از هر غریبه ای، بدور از ناآشنایی، در کنج غربت اعتکافی کنی و با جمادات اطراف خویش نوای عاشقی سر دهی و ساز عشق و شور و حیرت بنوازی. خود بنویسی و خود بخوانی؛ خود بنوازی و خود گوش فرا دهی. خود بگویی و خود بگریی.

در صورتیکه پست با عنوان ** رفیق سلوکی** :: معالم الدین دارای محتوای نامناسب میباشد بر روی گزینه درخواست حذف مطلب کلیک نمائید تا از دسترس خارج گردد.