روی خط خبر

  • love317
  • پیرمرد و دختر کوچولو

منبع: love317
امتیاز: 5 5

پیرمرد و دختر کوچولو از وبلاگ لیلی و مجنون... love317

پیرمرد و دختر کوچولو

/>

فاصله دختر تا پیر مرد یک نفر بود ؛ روی نیمکتی چوبی ؛ روبه روی یک آب نمای سنگی .پیرمرد از دختر پرسید :- غمگینی؟+ نه .- مطمئنی ؟+ نه .- چرا گریه می کنی ؟+ دوستام منو دوست ندارن .- چرا ؟+ چون قشنگ نیستم .- قبلا اینو به تو گفتن ؟+نه .- ولی تو قشنگ ترین دختری هستی که من تا حالا دیدم .+ راست می گی ؟- از ته قلبم آرهدخترک بلند شد پیرمرد را بوسید و به طرف دوستاش دوید ؛ شاد شاد.چند دقیقه بعد پیر مرد اشک هاش را پاک کرد ؛ کیفش را باز کرد ؛ عصای سفیدش را بیرون آورد و رفتبرچسب ها: همیشه, خدایی, هست

در صورتیکه پست با عنوان پیرمرد و دختر کوچولو دارای محتوای نامناسب میباشد بر روی گزینه درخواست حذف مطلب کلیک نمائید تا از دسترس خارج گردد.

× ×