روی خط خبر

  • khoonamoon
  • فصل های زندگی - یه سفر کوچولو
 درخواست حذف مطلب

منبع: khoonamoon
امتیاز: 5 5

فصل های زندگی - یه سفر کوچولو از وبلاگ فصل های زندگی khoonamoon

فصل های زندگی - یه سفر کوچولو

امروز می ریم تهران خونه ی خواهر شوهر.

راستش دوست ندارم برم دلیلشم نمی دونم. ولی چون یه بار واسه نرفتن شکیب رو

پیچونده بودم، این بار دیگه چیزی نگفتم. بریم یه دو سه روز خونه ی خواهر شوهر جون. 

تازه امشب به شکیب گفتم سر راه توی قم بریم سر خاک مادربزرگم. گفت باشه. 

مرداد 94 آخرین باری بود که رفتم سر خاکش. مادربزرگم هنوز منو با همسرم ندیده.

می دونم ذوق می کنه برم دیدنش. 

امروز می ریم تهران خونه ی خواهر شوهر.راستش دوست ندارم برم دلیلشم نمی دونم. ولی چون یه بار واسه نرفتن شکیب روپیچونده بودم، این بار دیگه چیزی نگفتم. بریم یه دو سه روز خونه ی خواهر شوهر جون. تازه امشب به شکیب گفتم سر راه توی قم بریم سر خاک مادربزرگم. گفت باشه. مرداد 94 آخرین باری بود که رفتم سر خاکش. مادربزرگم هنوز منو با همسرم ندیده.می دونم ذوق می کنه برم دیدنش.

در صورتیکه پست با عنوان فصل های زندگی - یه سفر کوچولو دارای محتوای نامناسب میباشد بر روی گزینه درخواست حذف مطلب کلیک نمائید تا از دسترس خارج گردد.