روی خط خبر

  • jomenevisi
  • جمعه سیصد و سی و دوم: دوام ِتوجه

منبع: jomenevisi
امتیاز: 5 5

جمعه سیصد و سی و دوم: دوام ِتوجه از وبلاگ | جمعه نویسی | jomenevisi

جمعه سیصد و سی و دوم: دوام ِتوجه

332مولای من سلام ...رجب آنقدر بی صدا تمام شد که انگار نه انگار که سفره رحمتی دارد جمع می شود و ما همه ماتم زده از پایان تعطیلات نوروز هستیم. جمعه سیصد و سی و دوم مقارن با شانزدهم فروردین نود و هشت به پایان نزدیک می شود و فردا آغاز شعبان است و ماه شما آغاز خواهد شد.آقاجاننود و هشت آنگونه آغاز شده که گویی سال طوفان هاست. سال درهم شکستن راه ها و هجوم امواج به ساخته ها و بناها. اگر همیشه بنا بود که آنچه اکنون هست، امن و مانا باشد، تاریخ بشر به اینجا نمی رسید. مزاج هستی اینگونه است که باید چیزی فروریزد تا چیزی برخیزد. باید دانه ای بمیرد تا جوانه ای بروید. باید دندان شیری بیفتد تا دندان اصلی بجوشد. وجود است که به وجود تبدیل می شود. چیزی میدهیم که چیزی بستانیم. پس بعید نیست که معمار هستی خانه روزگار را به سیل بشوید تا مهیای رخدادی تازه شود.حضرت ِاماندر من اضطرابی هست از روزهای نیامده که نمی دانم از چه روست و اگر بدانم هم کاری از دستم ساخته نیست. آنقدر میدانم که باید امان روزها را در خلوت شب ها ساخت. کاش توانستن به قدر دانستن سهل بود اما افسوس که حرّاف بی عمل شده ام. می دانم که «شوق» وجود است و وجود از عدم بر نمی خیزد. در پَس ِهر شوقی سفیری است که ما را به سویی می کشد اگر چه ندانیم و نبینیم چیست و کیست. این شوق ما به هر سو از هیچ سبز نشده بلکه چیزی در نهان هست. گویی در مسابقه طناب کشی میان سفیران ابلیس و مقربان ِشما تلوتلو می خوریمیاصاحب ...میدانم که روزمرگی و ریزخطاها است که ما را در این مسابقه مغلوب ابلیس کرده. شعبان را نیت کرده ام به ماه مراقبت از نماز و نمیدانم کار از همینجا سست است یا جای دیگر، اما من از همین که میدانم آغاز می کنم و اگر راه خطاست، شما مرا بر آنچه نمی دانم راهنمایی کنید. قصد دارم صدای نماز را مانند صدای زنگ تلفن، در لحظه پاسخ دهم، قصد دارم توجه نمازم با سلام تمام نشود و از نمازی به نماز دیگر متصل کنم و میدانم این لقمه بزرگتر از دهان ِاراده من است و نشود مگر به عنایت جنابتان ... یاعلی

332مولای من سلام ...رجب آنقدر بی صدا تمام شد که انگار نه انگار که سفره رحمتی دارد جمع می شود و ما همه ماتم زده از پایان تعطیلات نوروز هستیم. جمعه سیصد و سی و دوم مقارن با شانزدهم فروردین نود و هشت به پایان نزدیک می شود و فردا آغاز شعبان است و ماه شما آغاز خواهد شد.آقاجاننود و هشت آنگونه آغاز شده که گویی سال طوفان هاست. سال درهم شکستن راه ها و هجوم امواج به ساخته ها و بناها. اگر همیشه بنا بود که آنچه اکنون هست، امن و مانا باشد، تاریخ بشر به اینجا نمی رسید. مزاج هستی اینگونه است که باید چیزی فروریزد تا چیزی برخیزد. باید دانه ای بمیرد تا جوانه ای بروید. باید دندان شیری بیفتد تا دندان اصلی بجوشد. وجود است که به وجود تبدیل می شود. چیزی میدهیم که چیزی بستانیم. پس بعید نیست که معمار هستی خانه روزگار را به سیل بشوید تا مهیای رخدادی تازه شود.حضرت ِاماندر من اضطرابی هست از روزهای نیامده که نمی دانم از چه روست و اگر بدانم هم کاری از دستم ساخته نیست. آنقدر میدانم که باید امان روزها را در خلوت شب ها ساخت. کاش توانستن به قدر دانستن سهل بود اما افسوس که حرّاف بی عمل شده ام. می دانم که «شوق» وجود است و وجود از عدم بر نمی خیزد. در پَس ِهر شوقی سفیری است که ما را به سویی می کشد اگر چه ندانیم و نبینیم چیست و کیست. این شوق ما به هر سو از هیچ سبز نشده بلکه چیزی در نهان هست. گویی در مسابقه طناب کشی میان سفیران ابلیس و مقربان ِشما تلوتلو می خوریمیاصاحب ...میدانم که روزمرگی و ریزخطاها است که ما را در این مسابقه مغلوب ابلیس کرده. شعبان را نیت کرده ام به ماه مراقبت از نماز و نمیدانم کار از همینجا سست است یا جای دیگر، اما من از همین که میدانم آغاز می کنم و اگر راه خطاست، شما مرا بر آنچه نمی دانم راهنمایی کنید. قصد دارم صدای نماز را مانند صدای زنگ تلفن، در لحظه پاسخ دهم، قصد دارم توجه نمازم با سلام تمام نشود و از نمازی به نماز دیگر متصل کنم و میدانم این لقمه بزرگتر از دهان ِاراده من است و نشود مگر به عنایت جنابتان ... یاعلی

در صورتیکه پست با عنوان جمعه سیصد و سی و دوم: دوام ِتوجه دارای محتوای نامناسب میباشد بر روی گزینه درخواست حذف مطلب کلیک نمائید تا از دسترس خارج گردد.