روی خط خبر

منبع: farhangimasjedonnabi
امتیاز: 5 5

مسجد النبی(ص) ولنجک - گفتار سودمند 97/5/8 از وبلاگ مسجد النبی(ص) ولنجک farhangimasjedonnabi

مسجد النبی(ص) ولنجک - گفتار سودمند 97/5/8

گفتار سودمند                        فال نیک و بد :شاید همیشه در میان انسان ها و اقوام مختلف، فال نیک و بد رواج داشته است، امورى را به فال نیک مى گرفتند و دلیل بر پیروزى و پیشرفت کار مى دانستند، و امورى را به فال بد مى گرفتند و دلیل بر شکست و ناکامى و عدم پیروزى مى پنداشتند، در حالى که هیچگونه رابطه منطقى در میان پیروزى و شکست با اینگونه امور وجود نداشت و مخصوصا در قسمت فال بد، غالبا جنبه خرافى و نامعقول داشته و دارد.این دو گرچه اثر طبیعى ندارند، ولى بدون تردید اثر روانى مى توانند داشته باشند، فال نیک غالبا مایه امیدوارى و حرکت است ولى (فال بد) موجب یاس و نومیدى و سستى و ناتوانى است.شاید به خاطر همین موضوع است که در روایات اسلامى از فال نیک نهى نشده، اما فال بد به شدت محکوم گردیده است، در حدیث معروفى از پیامبر (ص) نقل شده: (کار ها را به فال نیک بگیرید (و امیدوار باشید) تا به آن برسید جنبه اثباتى این موضوع منعکس است و در حالات خود پیغمبر (ص) و پیشوایان اسلام (ع) نیز دیده مى شود که گاهى مسائلى را به فال نیک مى گرفتند، مثلا در جریان برخورد مسلمانان با کفار مکه در سرزمین(حدیبیة) مى خوانیم هنگامى که (سهیل بن عمرو) به عنوان نماینده کفار مکه به سراغ پیامبر (ص) آمد و حضرت از نام او آگاه گردید، فرمود: قد سهل علیکم و امرکم: (یعنى از نام (سهیل) من تفال مى زنم که کار بر شما سهل و آسان مى گردد.دانشمند معروف (دمیرى) که از نویسندگان قرن هشتم هجرى است، در یکى از نوشته هاى خود اشاره به همین مطلب کرده و مى گوید اینکه پیامبر (ص) فال نیک را دوست میداشت به خاطر آن بود که انسان هر گاه امیدوار به فضل پروردگار باشد در راه خیر گام برمى دارد 

گفتار سودمند فال نیک و بد :شاید همیشه در میان انسان ها و اقوام مختلف، فال نیک و بد رواج داشته است، امورى را به فال نیک مى گرفتند و دلیل بر پیروزى و پیشرفت کار مى دانستند، و امورى را به فال بد مى گرفتند و دلیل بر شکست و ناکامى و عدم پیروزى مى پنداشتند، در حالى که هیچگونه رابطه منطقى در میان پیروزى و شکست با اینگونه امور وجود نداشت و مخصوصا در قسمت فال بد، غالبا جنبه خرافى و نامعقول داشته و دارد.این دو گرچه اثر طبیعى ندارند، ولى بدون تردید اثر روانى مى توانند داشته باشند، فال نیک غالبا مایه امیدوارى و حرکت است ولى (فال بد) موجب یاس و نومیدى و سستى و ناتوانى است.شاید به خاطر همین موضوع است که در روایات اسلامى از فال نیک نهى نشده، اما فال بد به شدت محکوم گردیده است، در حدیث معروفى از پیامبر (ص) نقل شده: (کار ها را به فال نیک بگیرید (و امیدوار باشید) تا به آن برسید جنبه اثباتى این موضوع منعکس است و در حالات خود پیغمبر (ص) و پیشوایان اسلام (ع) نیز دیده مى شود که گاهى مسائلى را به فال نیک مى گرفتند، مثلا در جریان برخورد مسلمانان با کفار مکه در سرزمین(حدیبیة) مى خوانیم هنگامى که (سهیل بن عمرو) به عنوان نماینده کفار مکه به سراغ پیامبر (ص) آمد و حضرت از نام او آگاه گردید، فرمود: قد سهل علیکم و امرکم: (یعنى از نام (سهیل) من تفال مى زنم که کار بر شما سهل و آسان مى گردد.دانشمند معروف (دمیرى) که از نویسندگان قرن هشتم هجرى است، در یکى از نوشته هاى خود اشاره به همین مطلب کرده و مى گوید اینکه پیامبر (ص) فال نیک را دوست میداشت به خاطر آن بود که انسان هر گاه امیدوار به فضل پروردگار باشد در راه خیر گام برمى دارد و هنگامى که امید خود را از پروردگار قطع کند، در راه شر خواهد افتاد و فال بد زدن مایه سوء ظن و موجب انتظار بلا و بدبختى کشیدن است.اما در مورد فال بد که عرب آنرا تطیر و طیره مى نامد، در روایات اسلامى همانطور که گفتیم شدیدا مذمت شده، همانطور که در قرآن مجید نیز کرارا به آن اشاره گردیده و محکوم شده است از جمله در حدیثى مى خوانیم که پیغمبر (ص) فرمود: الطیرة شرک (فال بد زدن (و آنرا مؤ ثر در سرنوشت آدمى دانستن) یک نوع شرک به خدا است)و نیز مى خوانیم: که اگر فال بد اثرى داشته باشد همان اثر روانى است، در اخبار اسلامى از پیامبر (ص) نقل شده است که راه مبارزه با فال بد بى اعتنائى است، البته وجود فال نیک همانطور که گفتیم مساله مهمى نیست بلکه غالبا اثر مثبت دارد، ولى با عوامل فال بد همیشه باید مبارزه کرد و آن ها را از افکار دور ساخت و بهترین راه براى مبارزه با آن تقویت روح توکل و اعتماد بر خدا در دل ها است، همانطور که در روایات اسلامى نیز به آن اشاره شده است.علامه ایت الله طهرانی (رضوان الله تعالی علیه) :اگر انسان به دنبال این باشد که یک فرصت طلایی به دست آورد که هیچ گرفتاری نداشته باشد و هیچ غمی بر دل او سنگینی نکند و آن گاه به سلوک بپردازد، باید بداند این خیالی است باطل و شیطانی و چنین فرصتی هیچگاه نصیب او نمیشود زیرا عالم دنیا عالم گرفتاری است.تمام اولیاء خدا که بجایی رسیده اند با همین گرفتاری ها بوده است؛بلکه همیشه گرفتاری گذشتگان از گرفتاری ما به مراتب بیشتر بوده است.چرا کفر بخشیده می شود ولی شرک بخشیده نمی شود؟:1. در این زمینه باید گفت که «کفر» اقسام مختلفی دارد، و «شرک» نیز یکی از اقسام آن محسوب می شود. همچنین اینگونه نیست که «کفر» به طور مطلق بخشودنی باشد و آیاتی مانند آیات 137 و 168 سوره نساء وجود دارد که صراحتاً اعلام می کند که کفر نیز بخشودنی نیست، بنابر این، از این جهت فرقی میان کفر و شرک وجود ندارد.البته کفر افرادی مانند مستضعفان فکری قابل بخشش است. 2. در تعالیم و آموزه های قرآن کریم و روایات «شرک» و «کفر» از گناهان بسیار بزرگ و نابخشودنی به شمار می آیند، و بالاترین مرتبه شرک، شرک به خدای متعال است.قرآن کریم از قول لقمان حکیم در سفارش به فرزندش می فرماید: پسرم هیچ چیز را شریک خدا قرار مده که شرک ظلم عظیمی است. و یا در آیه ای دیگر می خوانیم: خداوند (هرگز) شرک را نمی بخشد! و پایین ‏تر از آن را برای هر کس (بخواهد و شایسته بداند) می بخشد. و آن کسی که برای خدا، شریکی قرار دهد، گناه بزرگی مرتکب شده است.اساسی ترین مسئله عقیدتی که لقمان حکیم به فرزندش سفارش می کند، مسئله «توحید» است. توحید در تمام زمینه ها و ابعاد؛ زیرا هر حرکت تخریبی و ضد الهی از شرک سرچشمه می گیرد؛ مانند دنیا پرستی، مقام پرستی، هوا پرستی، و ... که هر کدام شاخه ‏ای از شرک محسوب می ‏شود. همان گونه که اساس تمام حرکت های صحیح و سازنده، توحید و تنها دل به خدا بستن، و سر بر فرمان او نهادن، و از غیر او بریدن و همه بت ها را در آستان کبریایی او در هم شکستن است.قابل توجه است که لقمان حکیم، دلیل بر نفی شرک را این ذکر می ‏کند که شرک ظلم بزرگی است. چه ظلمی بالاتر از این که موجودات بی ارزشی را همتای خدا قرار دهند؛ لذا کفر و شرک به خدا که انکار حقایق عالم را به دنبال دارد و موجب انکار همه حقایق هستی و خالق می گردد، موجب محرومیت های مختلف و همیشگی برای انسان می شود که از جمله آنها محروم شدن از بهشت و ورود به جهنم خواهد بود.از سوی دیگر، باید توجه داشت که سایر گناهان اگر چه در جای خویش موجبات عذاب الهی را فراهم می کند، اما از جهت شدت و حساسیت موضوع به این حد نیست؛ یعنی این گناهان، وجود خدا که اصل و ریشه است را زیر سؤال نمی برد؛ به همین دلیل خداوند حساسیت ویژه ای را نسبت به شرک قائل می شود.گفتنی است که عفو الهی شامل افرادی می ‏شود که شایستگی آن را دارند. عفو الهی مشروط به مشیت و خواست او است و به این ترتیب یک مسئله عمومی و بدون قید و شرط نیست، و مشیت و اراده او تنها در مورد افرادی است که شایستگی خود را عملاً به نوعی اثبات کرده اند. و از این جا روشن می شود که چرا شرک قابل عفو نیست؛ زیرا مشرک ارتباط خود را از خداوند به کلی بریده و مرتکب کاری شده است که بر خلاف اصلی ترین اصول ادیان الهی است.البته نظر برخی مفسران آن است که حکمت این که خدای متعال شرک را نمی ‏آمرزد، این است که عالم خلقت که سراپایش رحمت خدا است، اساسش عبودیت خلق و ربوبیت خداى تعالى است، همچنان که خود خداى تعالى فرمود: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ». و روشن است که با وجود شرک، دیگر عبودیتى در کار نیست. منبع : اسلام کوئست تواضع چه درجاتی دارد؟:امام رضا علیه السلام :تواضع درجاتى دارد: یكى از آنها این است كه انسان اندازه خود را بشناسد و با طیب خاطر خود را در آن جایگاه قرار دهد، دوست داشته باشد با مردم همان گونه رفتار كندكه انتظار دارد با او رفتار كنند، اگر بدى دید آن را با خوبى جواب دهد، خشم خود را فروخورد و از مردم درگذرد، و خداوند نیكوكاران را دوست دارد. كافى، ج 2، ص 124، ح 13تأتیر رفتار ما بر خشم طبیعت :یکی از مسائل مهم در بحث شرور، بررسی نقش انسان در شرور است. در این که انسان در شرور اخلاقی نقش اساسی دارد سخنی نیست، سخن در باره نقش انسان در شرور طبیعی است. منظور از شرور اخلاقی، انحرافات اخلاقی نظیر بی عدالتی و ظلم است که معمولا خود انسان ها فاعل ایجاد این شرور و بدی ها هستند؛ و منظور از شرور طبیعی، بلایای طبیعی نظیر سیل و زلزله و سونامی است.از دیدگاه قرآن، نقش انسان در حوادث طبیعی به حوادث ناگوار اختصاص ندارد بلکه در نعمت ها و اتفاقات گوارا نیز موثر است. برخی از آیات قرآن نقش اعمال نیک و بد انسان در بهره مندی از نعمت ها و محرومیت از آنها و نزول شداید و ناملایمات را یکجا بیان کرده است. چنان که فرموده است:اگر ساکنان روستاها و شهرها به خداوند و پیامبران الهی ایمان آورده و [از شرک و معصیت] پرهیز می‎کردند، برکات آسمان و زمین را بر آنان می‎گشودیم، لکن [پیامبران را تکذیب کردند و راه شرک و معصیت را پیمودند] در نتیجه آنان را به کارهای ناروایشان مؤاخذه کردیم.مقصود از برکات، انواع خیرات فراوان مانند: امنیت، رفاه، سلامتی، مال، فرزند و غیر آنها است. باران، برف، گرمی و سردی در وقت مناسب و به اندازه، نمونه های بارز از برکات آسمانی، و گیاهان، میوه ها، امنیت و رفاه، جلوه های آشکار برکات زمینی است. گشودگی درهای این برکات، نتیجه ایمان و پرهیزکاری همه یا اکثریت ساکنان روستاها و شهرها است. بنابراین، ایمان و تقوای گروه اندکی از آنان برای گشوده بودن درهای برکات آسمانی و زمین کافی نیست ، اگر چه همان گونه که در روایات آمده است و پس از این بیان خواهد شد ایمان و تقوای برخی از مردم یک سرزمین، در دفع عذاب های دنیوی از آنان موثر است.نقش گناهان در ناگواری هایی که در زندگی بشر رخ می‎دهد در روایات نیز به صورت برجسته و گسترده مطرح شده است. روایات درباره پیامدهای ناگوار گناهان دو دسته اند: برخی از آنها ناظر به پیامدهای سوء عمومی و فراگیر گناهان، و برخی دیگر به پیامدهای ناگوار فردی گناهان نظر دارد. درباره فلسفه ناگواری ها در زندگی بشر نیز روایاتی بیان شده که برخی مربوط به گناهکاران، و برخی دیگر مربوط به بی گناهان است.امیرالمومنین(ع) از پیامبر اکرم(ص) روایت کرده که فرمود:هر گاه خداوند بر امتی غضب کند و آنان را [به] عذاب [استیصال و نابود کننده] گرفتار نکند، نرخ اجناس بالا می‎رود، عمرها کوتاه می‎شود، تجارت ها سودآور نمی‎باشد، میوه ها فراوان و نیکو نخواهد بود، نهر ها کم آب می‎گردد، باران نمی‎بارد و افراد شرور بر آنان مسلط می‎شوند.پیامبر اکرم (ص) فرموده است:تا وقتی که امت من به یکدیگر محبت ورزند، پشتیبان یکدیگر باشند، ادای امانت کنند، از حرام دوری گزینند، میهمان نوازی کنند، نماز بر پای دارند، زکات بپردازند، از زندگی سرشار از خیر برخوردار خواهند بود و هنگامی که این کارهای نیک را انجام ندهند به قحطی و خشکسالی گرفتار خواهندشد. امیرالمومنین(ع) فرموده است:خویشتن را از گناهان حفظ کنید، زیرا هیچ بلیه یا کم شدن روزی و حتی خدشه ای که بر بدن وارد می‎شود و به صورت بر زمین افتادن و مصیبتی که وارد می‎شود نیست مگر به سبب گناهی که انجام شده از مجموع آیات قرآن کریم و روایات به روشنی به دست می‎آید که انسان همان گونه که از پدیده ها و حوادث طبیعی تاثیر می‎پذیرد بر آنها نیز تاثیر می‎گذارد. پدیده ها و حوادث خوب و نافع طبیعی نتیجه عقیده، اخلاق و عمل درست و پسندیده انسان و پدیده ها و حوادث بد و ناگوار، پیامد عقیده، اخلاق و عمل نادرست و ناپسند بشر است. برخی آیات بیان گر آن است که این قانون جنبه اجتماعی دارد، اما برخی دیگر بر شمول قانون مزبور نسبت به افراد بشر نیز دلالت می‎کند. بنابراین، فرد و جامعه انسانی در حوادث خوب و بد طبیعی نقش فاعلی دارد. نویسنده : علیرضا پیوگانی-خلاصه ای از مقاله "نقش انسان در شرور طبیعی" پندانه :وقتی شما یک پرتقال را تحت فشار قرار دهید، آب پرتقال بدست می آورید نه چیزی دیگر، چون این چیزی ست که در درونش هست.همین اصل برای شما هم صدق میکند.وقتی کسی شما را تحت فشار قرار دهد آنچه که بیرون می آید عصبانیت، نفرت، تندی، تنش، افسردگی، خشم چیزی است که در درون شماست.اگر آنچه در درون دارید را دوست ندارید،میتوانید با تغییر افکارتان آنرا عوض کنید. برچسب ها: گفتار سودمند

در صورتیکه پست با عنوان مسجد النبی(ص) ولنجک - گفتار سودمند 97/5/8 دارای محتوای نامناسب میباشد بر روی گزینه درخواست حذف مطلب کلیک نمائید تا از دسترس خارج گردد.