روی خط خبر

  • destiny
  • اگه دوباره دنیا میومدی ترجیح میدادی چطوری زندگی کنی؟

منبع: destiny
امتیاز: 5 5

اگه دوباره دنیا میومدی ترجیح میدادی چطوری زندگی کنی؟ از وبلاگ ای وصل تو اصل شادمانی... destiny

اگه دوباره دنیا میومدی ترجیح میدادی چطوری زندگی کنی؟

من اگه دوباره دنیا میومدمترجیح میدادم یه دختر مظلوم خجالتی آفتاب مهتاب ندیدهبا راوبط اجتماعی بسیار ضعیف باشم!سادگی و این ساده بودنه از سر و روم بباره!!از اون مدل دخترایی که میشینن اون نیمکت ته کلاسو تو هیچکدوم از فعالیت های درسی مشارکت نمیکننو صداشون رو کمتر کسی شنیده!کسایی که خیلی کم تو ذهن بقیه باقی خواهند ماندترجیح میدادم تو یه روستای کوچیک زندگی کنمو با چیزی به اسم اینترنت هم شاید در زمان دانشجوییم آشنا میشدمالبته اگه میرفتم دانشگا !میتونستم نهایت کاری که انجام میدم نوشتن و نقاشی کشیدن باشهنوشته هایی که هیچوقت کسی نمیخونتشونو نقاشی هایی که کسی نمیبینتشون!مثلا ما یه خانواده ی کم جمعیت میشدیم تو روستاخانواده ای که بعد چندین ساله خدا بهشون یه دختر که من باشم رو دادهبابام کشاورز ساده ای میشدو هرموقع از سر زمین میومد واسش چایی میزاشتم!و از کم رویی زیادم صحبت هام با بابام همدر حد سلام و خسته نباشید میشدمامانمم از خودم آرومتر و همیشه پای دار قالیخودم میشدم و خودمنه کسی عاشقم میشد و دوسم داشتو نه دوستی داشتم!نمیدونستم رنگ غم چیهشادی چه شکلیهنمیدونستم اصن خنده یا گریه رواگه دلم میگرف میرفتم صحرا !یا میرفتم وسط گل و بوته هامیتونی تصورش کنی دختری رو که یه لباس چین چین تنشهو موهای بلندشم در دست باد! :)و داره لا به لای گل و بوته ها واسه خودش اینور و اونور میره!! :)دوستاش شدن درختا و آسمون و گل و خورشید و جنگلیه بره کوچولو هم دارهیه بره ی کوچولوی سیاه! :)چقد رویاییِ این زندگیچقد همه چیزش آرومه...!مگه نه؟شما دوس داشتین چطوری بود دنیاتون؟

من اگه دوباره دنیا میومدمترجیح میدادم یه دختر مظلوم خجالتی آفتاب مهتاب ندیدهبا راوبط اجتماعی بسیار ضعیف باشم!سادگی و این ساده بودنه از سر و روم بباره!!از اون مدل دخترایی که میشینن اون نیمکت ته کلاسو تو هیچکدوم از فعالیت های درسی مشارکت نمیکننو صداشون رو کمتر کسی شنیده!کسایی که خیلی کم تو ذهن بقیه باقی خواهند ماندترجیح میدادم تو یه روستای کوچیک زندگی کنمو با چیزی به اسم اینترنت هم شاید در زمان دانشجوییم آشنا میشدمالبته اگه میرفتم دانشگا !میتونستم نهایت کاری که انجام میدم نوشتن و نقاشی کشیدن باشهنوشته هایی که هیچوقت کسی نمیخونتشونو نقاشی هایی که کسی نمیبینتشون!مثلا ما یه خانواده ی کم جمعیت میشدیم تو روستاخانواده ای که بعد چندین ساله خدا بهشون یه دختر که من باشم رو دادهبابام کشاورز ساده ای میشدو هرموقع از سر زمین میومد واسش چایی میزاشتم!و از کم رویی زیادم صحبت هام با بابام همدر حد سلام و خسته نباشید میشدمامانمم از خودم آرومتر و همیشه پای دار قالیخودم میشدم و خودمنه کسی عاشقم میشد و دوسم داشتو نه دوستی داشتم!نمیدونستم رنگ غم چیهشادی چه شکلیهنمیدونستم اصن خنده یا گریه رواگه دلم میگرف میرفتم صحرا !یا میرفتم وسط گل و بوته هامیتونی تصورش کنی دختری رو که یه لباس چین چین تنشهو موهای بلندشم در دست باد! :)و داره لا به لای گل و بوته ها واسه خودش اینور و اونور میره!! :)دوستاش شدن درختا و آسمون و گل و خورشید و جنگلیه بره کوچولو هم دارهیه بره ی کوچولوی سیاه! :)چقد رویاییِ این زندگیچقد همه چیزش آرومه...!مگه نه؟شما دوس داشتین چطوری بود دنیاتون؟

در صورتیکه پست با عنوان اگه دوباره دنیا میومدی ترجیح میدادی چطوری زندگی کنی؟ دارای محتوای نامناسب میباشد بر روی گزینه درخواست حذف مطلب کلیک نمائید تا از دسترس خارج گردد.