روی خط خبر

منبع: chot90
امتیاز: 5 5

بارون از وبلاگ میکروب های chot ارشد chot90

بارون

بارون ببار بذار یادم بره که فقط چشمای منه که خیسه بارون تو که از آسمون اومدی بین راه خدارو دیدی؟ میگن خدا بارون و دوست داره. ختما اون بالا یه جای قشنگ نشسته و تو رو نیگاه میکنه میدونی من قراره بعد از اینکه بمیرم یه نسیم باشم یه نسیم خنک و صبحگاهی همون که بین شاخه ها میچرخه خدا کنه نگن برم شهر و اونجا پرواز کنم دلم میخواد خودم انتخاب کنم ایندفعه اگه بذارن خودم انتخاب کنم یجایی میرم که هیچ وقت دلم نگیره میرم که هیچ فکر بدی اونجا نباشه نمیذارم کسی من و زمینی کنه اصلا زمین نمیام همون بالا میوزم و سوت میزنم بین شاخه ها برگ ها سپیدار و میرقصونم بین گلها عطرشون و پخش میکنم روی دریاچه موج درست میکنم میوه های رسیده رو میچینم با بچه ها بازی میکنم و بادبادکاشون و میفرستم بالا همونجا که خدا هست خدا بالاست خدا اونجایی که همه شادن نه غمگین خدا از غصه بدش میاد میخواد همه بخندن چرا پس همه مخلوقاتش با تمام مشکلات باز خوشن البته اگه یکی نیاد اذیتشون کنه اونم جز انسان کی میتونه باشه؟ میدونم حرفام خیلی از نظر شما تخیلی  دوست دارم به این تخیل شما یه لباس واقعیت بپوشونم چرا اینطور نباشه؟ خدایا بهشون بگو برای تو کاری نداره بهشون بگو که وقتی عصبانی میشی همون نسیم چطوری طوفان میشه خدایا من خستم از دست این انسانهای بد طینت همش پول پول میخوام یه جایی و بسازم که اونجا هیشکی نه بتونه زمین بخره نه خونه رو بفروشه. میخوام اونجا هیچی به نام کسی نباشه همه کنار هم زندگی کنند بدون غصه و ناراحتی یجایی که قرار نباشه فردا که بیدار میشی کسی روی زمین خدا قیمت بذاره رو دستمزد کار کردنت یه حقوق اداره کار که نه اداره کارفرما بذاره خدایا اونجایی که میخوام برم یجایی باشه که کسی به بچه ها فکر بد نداشته باشه دزدی نکنه هرچی میخواد باشه نه بخاطر یه لقمه نون نه بخاطر پوشک و شیر بچه اش خدایا من هروقت اومدم پیشت اونجارو بهم نشون بده alt="" border="0" />

بارون ببار بذار یادم بره که فقط چشمای منه که خیسهبارون تو که از آسمون اومدی بین راه خدارو دیدی؟میگن خدا بارون و دوست داره. ختما اون بالا یه جای قشنگ نشسته و تو رو نیگاه میکنهمیدونی من قراره بعد از اینکه بمیرم یه نسیم باشمیه نسیم خنک و صبحگاهیهمون که بین شاخه ها میچرخهخدا کنه نگن برم شهر و اونجا پرواز کنمدلم میخواد خودم انتخاب کنمایندفعه اگه بذارن خودم انتخاب کنم یجایی میرمکه هیچ وقت دلم نگیرهمیرم که هیچ فکر بدی اونجا نباشهنمیذارم کسی من و زمینی کنهاصلا زمین نمیامهمون بالا میوزم و سوت میزنم بین شاخه هابرگ ها سپیدار و میرقصونمبین گلها عطرشون و پخش میکنمروی دریاچه موج درست میکنممیوه های رسیده رو میچینمبا بچه ها بازی میکنم و بادبادکاشون و میفرستم بالا همونجا که خدا هستخدا بالاستخدا اونجایی که همه شادننه غمگینخدا از غصه بدش میادمیخواد همه بخندنچرا پس همه مخلوقاتش با تمام مشکلات باز خوشنالبته اگه یکی نیاد اذیتشون کنهاونم جز انسان کی میتونه باشه؟میدونم حرفام خیلی از نظر شما تخیلی دوست دارم به این تخیل شما یه لباس واقعیت بپوشونمچرا اینطور نباشه؟خدایا بهشون بگو برای تو کاری ندارهبهشون بگو که وقتی عصبانی میشی همون نسیم چطوری طوفان میشهخدایا من خستم از دست این انسانهای بد طینتهمش پول پولمیخوام یه جایی و بسازم که اونجا هیشکی نه بتونه زمین بخره نه خونه رو بفروشه.میخوام اونجا هیچی به نام کسی نباشههمه کنار هم زندگی کنند بدون غصه و ناراحتییجایی که قرار نباشه فردا که بیدار میشی کسی روی زمین خدا قیمت بذاره رو دستمزد کار کردنت یه حقوق اداره کار که نه اداره کارفرما بذارهخدایا اونجایی که میخوام برم یجایی باشه که کسی به بچه ها فکر بد نداشته باشهدزدی نکنههرچی میخواد باشهنه بخاطر یه لقمه نون نه بخاطر پوشک و شیر بچه اشخدایا من هروقت اومدم پیشت اونجارو بهم نشون بده

در صورتیکه پست با عنوان بارون دارای محتوای نامناسب میباشد بر روی گزینه درخواست حذف مطلب کلیک نمائید تا از دسترس خارج گردد.